Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781219-47601S3

Date of Document: 2000-03-09

حوادث را چه كساني؟ مي آفرينند هشدار به رانندگان جاده ها در مسافرتهاي نوروزي آمار كشته شدگان و مجروحان حوادث رانندگي كشور همچنان سير صعودي دارد. دبير شوراي عالي هماهنگي ترافيك شهرهاي كشور با اعلام اين خبر هشدار داد در 7 ماه اول سال 1378 شمار كشته شدگان حوادث رانندگي /3 7با درصد افزايش نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن به 9 هزار و 745 كشته رسيده است و شمار مجروحان حوادث رانندگي درون شهري و برون شهري نيز رو به افزايش است و اين شاخص از 47 هزار و 425 مجروح در هفت ماه اول سال 77 به 55 هزار و 312 مجروح در مدت مشابه 1378 افزايش يافته است كه رشدي /9 4معادل درصد را نشان مي دهد و اين در حالي است كه در 7 ماه اول سال 76 آمار كشته شدگان و مجروحان در كشور به ترتيب 8488 نفر كشته و 43 هزار و 352 نفر مجروح ثبت شده است. آمار مجروحان حوادث رانندگي در استان تهران نيز در 7 ماه اول امسال 11 هزار و 456 نفر مجروح ثبت شده است كه نسبت به 9850 مجروح در 7 ماه اول سال گذشته /16 3از درصد رشد برخوردار است. شمار كشته شدگان در حوادث رانندگي طي سالهاي 7377 به 12583 13690 10545 11591 ترتيب ثبت 14984 شده است كه به طور ميانگين بيش از 9 درصد در هر سال رشد را نشان مي دهد و شمار مجروحان از 44 هزار و مجروح 216 در سال 73 به 79 هزار و 208 نفر در سال 77 رسيده است كه ميانگين رشد سالانه آن حدود 16 درصد است. شمار كشته شدگان و مجروحان حوادث رانندگي در سال 76 به ترتيب 2 هزار و 7 كشته و 13 هزار و 179 مجروح و در سال 2 77 نيز هزار و 163 كشته و 17 هزار و 762 مجروح ثبت شده است. خسارت مالي ناشي از تصادفات نيز رقم هنگفتي را تشكيل مي دهد به گونه اي كه اين خسارت در هر سال حدود 10 ميليارد تومان برآورد شده است. نسبت كشته شدگان به مجروحان در حوادث رانندگي نيز در ايران 2 درصد است در حالي كه اين شاخص در كشورهاي توسعه يافته بين يك صدم تا پنج صدم است. با مطالعه آمار فوق و تامل و تعمق در آنها و برآورد خسارات جاني و مالي اين حوادث مي توان به اهميت اثرگذاري منفي اين حوادث بر زندگي فردي و اجتماعي افراد جامعه مان پي برد. گذشته از حوادث رانندگي گزارش هاي مربوط به حوادث دلخراش ناشي از محيطهاي كاري كارگران نيز رقم قابل توجهي را به خود اختصاص مي دهد. به راستي چه عواملي باعث وقوع حوادث و يا به عبارتي حادثه پذيري افراد؟ مي شود آيا همه انسانها به طور اجتنابناپذيري با حوادث درگير خواهند؟ شد يا اين كه برخي از انسانها استعداد حادثه پذيري بيشتري نسبت به سايرين؟ دارند و اساسا چگونه مي توان از وقوع حوادث جلوگيري به عمل؟ آورد به طور كلي حوادث (Accidents) چه از نظر اقتصادي، اجتماعي، روان شناختي و چه از لحاظ فيزيكي يكي از مهمترين مسايل و مشكلات شناخته شده زندگي انسان به شمار مي روند و در علت يابي حوادث معمولا آن را هم ناشي از شرايط شخصيتي و هم از شرايط محيطي مي دانند به همين جهت در تبيين علل حوادث نيز نظريه هاي مختلفي وجود دارد كه در ذيل به چند مورد از اين نظريه ها اشاره خواهد شد: - 1 نظريه حادثه پذيري (Proneness -Accident): فرضيه اساسي در نظريه حادثه پذيري اين است كه تمايل به درگيري در حوادث يا به درگيري در رفتاري كه به حوادث مي انجامد يك خصوصيت ثابت فردي است كه از رهگذر ديگر خصوصيات او قابل پيش بيني است و كاربرد عملي اين نظريه مبتني بر اين است كه افراد حادثه پذير را مي توان به هنگام گزينش كنار گذاشت. برخي از يافته هاي پژوهشي در زمينه تاييد اين نظريه به شرح زير مي باشند: - 1 كين ( ) 1959 كشف كرد كه دانشجوياني كه به درگيري در حوادث در يك موقعيت اعتراف كرده بودند، خاطرنشان ساختند كه در موقعيتهاي ديگر نيز در حوادث درگير بوده اند. - 2 مك فارلند و موزلي ( ) 1954 دريافتند كه رانندگاني كه به دفعات تصادف مي كنند، خيلي بيشتر مرتكب تخلف مي شوند تا رانندگاني كه دچار تصادف نمي شوند. - 3 گرين شيلدز وپلات ( ) 1967 دريافتند كه رانندگان بي تجربه و غيرماهر اين تمايل را دارند كه قاطع نباشند و در موقعيتهاي خاص ابزار كنترل را نادرست به كار ببرند. - 4 بار باريك ( ) 1968 كشف كرد كه رانندگان تاكسي درگير در تصادفهاي متعدد كه از عقب مورد اصابت واقع مي شوند، زمان شروع كند و زمان حركت سريع دارند. خصوصيت اخير منجر به اين شده است كه روي هم رفته تصادفهاي كمتري داشته باشند. - 5 هانر ( ) 1963 دريافت كه نگرشهاي مربوط به رانندگي با تصادفها و حوادث رانندگي ارتباط دارند ( مثلا در جامعه ناديده انگاشتن درد و نتايج زيانبار حاصل از تصادفات عملي مردانه تلقي مي شود ) - 6 كونس ( ) 1967 دسته اي از مطالعات را گزارش مي دهد حاكي از اين كه ماجراجويي در برابر احتياط با تصادفها در موقعيتهاي گوناگون رابطه دارد. در مورد اهميت عوامل شخصي به عنوان علل حوادث چه نتيجه اي مي توان؟ گرفت گلداشتاين ( ) 1962 رهنمودهاي سودمندي به دست مي دهد: - 1 چنين مي نمايد كه حوادث برمبناي سنجشهايي از خصوصيات انساني از قبيل دقت بينايي، زمان عكس العمل و سنجشهاي نگرشي با دقت نسبتا اندكي قابل پيش بيني هستند. - 2 كساني كه به دفعات تصادف مي كنند بخشي از تصادفات رانندگي ثبت شده را توجيه مي كنند نه تمامي آنها را. - 3 گروههاي زير 25 سال و بالاي 75 سال به گونه اي نامتناسب به مجموع تصادفها و حوادث كمك مي كنند. - 4 الكل عامل تصادف در 25 تا 50 درصد موارد مهلك تصادف رانندگي است. - 5 سوابق تصادفات سنجشهاي نسبتا غيردقيقي از رفتار انسان هستند. اينها پديدارهاي پيچيده اي هستند كه در طول زمان ثابت نمي مانند و در ثبت و ضبط آنها چه به صورت تصادفي و چه به طور عمد خطاي بسياري روي مي دهد مثلا در جامعه ما ناديده انگاشتن درد و نتايج زيانبار حاصل از تصادفات عملي مردانه تلقي مي شود. سوگيريهاي ديگر در ثبت نكردن تصادفات ممكن است از ملاحظات مربوط به بيمه، ترس از تنبيه و غيره حاصل شود. اين خصوصيات مربوط به سوابق تصادفات شايد تا اندازه اي مبين اين باشد كه چرا پيش بيني آنها بر مبناي متغيرهاي روان شناختي دشوار است، چه پيش بيني متغيرهاي غيرثابت همواره دشوارتر از پيش بيني متغيرهاي ثابت است. - 2 نظريه هدف - آزادي - هوشياري alertnesstheory -Freedom -goal The در نتيجه تاييدي ميانه براي فرضيه حادثه پذيري مفاهيم نظريه هدف - آزادي - هوشياري در مطالعه حوادث اهميت فراواني يافته اند. در واقع يكي از روشن ترين بيانات اين نظريه به شرح زير است: اعتقاد ما بر اين است كه آزادي بسيار در تعيين اهداف منطقا قابل حصول معمولا با عملكرد شغلي واجد كيفيت بالا همراه طبق است اين نظريه يك حادثه را صرفا يك رفتار كار، كم كيفيت تلقي مي كند و يك نوع فرسودگي است كه به يك شخص دست مي دهد تا به يك چيز و به همين دليل افزايش كيفيت مستلزم افزايش هوشياري است و يك چنين هوشياري بالا دوام نمي آورد مگر با يك جو روان شناختي پاداش دهنده. (كر). 1975 شواهد قابل ملاحظه اي كه اكثرا توسط كر و همكارانش جمع آوري شده اند حاكي از آن هستند كه احساس داشتن نفوذ و تسلط بر محيط خود توسط كارگر به افزايش احساس شايستگي، صلاحيت و عزت نفس مي انجامد و احتمال حوادث را كاهش مي دهد. يك مطالعه كشف كرد كه نرخ حوادث با متغيرهايي از قبيل تشخص شغلي، احتمال ترفيع، درجه راحتي محيط كار و درجه مسئوليت فردي در كار رابطه منفي دارد ( كنيان، كروشرمون ). يك 1951 مطالعه ديگر نشان داد نرخ حوادث با درجه اي كه مردم مي توانند تغيير شغل دهند، در درون سازمان تحرك داشته باشند و نيز با تشخص شغلي، رابطه منفي دارد (كر).تمامي 1950 روابط فوق با اين چارچوب نظري تبيين مي شود كه عموما رفتار سازنده تابعي از عزت نفس و شايستگي خود دريافته فرد و هماهنگ و سازگاراست و اين امر به نوبه خود كنشي از محيط روان شناختي اجتماعي است كه فرد خود را در آن مي يابد. - 3 نظريه تنشي سازگاري (theory Stress Adjustment) عامل ديگري كه منجر به حوادث مي شود ممكن است تنش (Stress) بي اندازه باشد، آن گونه كه از نظريه تنش سازگاري برمي آيد: فشار غيرمعمول، منفي و مخل بر موجود امكان درگيري او را در حوادث و در ديگر رفتارهاي واجد كيفيت پايين افزايش مي دهد (كر). 1957 منظور از تنش؟ چيست پاسخ را يافته هاي مربوط به عوامل همبسته با فراواني حوادث ارائه اين مي دهند عوامل مشتملند بر راحتي متوسط كارگاه، محل كار، حرارت، روشنايي، درجه تراكم عمليات، تلاش بدني لازم براي شغل، تمايل شركت با اخراج هاي فصلي و درجه اي كه كاركنان در محلات ناكام كننده سكونت دارند ( كينان كروشرمون 1951 و كر ). در 1957 رابطه با شدت حادثه نتايج اندكي متفاوتند ليكن مغايرت چنداني ندارند، متغيرهاي اساسي ظاهرا عبارتند از تنبيه مديريت براي دير آمدن بر سر كار، برابري گرايي كارخانه و حضور اتحاديه هاي ملي (كه اين خود احتمالا بازتاب تعارض قبلي است ) (كر). 1950 از ديدگاه رفتاري كداميك از نظريه ها اهميت بيشتري در تبيين نرخ وقوع حوادث؟ دارند كر ( ) 1957 استدلال مي كند كه نرخهاي حوادث بر حسب درجه اهميت تقريبا به صورت جدول زير تعيين مي شوند: هر چند شواهد به اندازه اي كه كر مي پندارد قاطع نيستند، اما شايد خردمندانه ترين نتيجه گيري اين باشد كه همه اين نظريه ها احتمالا تا اندازه اي مناسبت دارند و همه آنها بايد نگهداري شوند تا شواهد روشن تري از آن چه كه اينك موجود است به دست آيد. اما آنچه از نظريات علمي فوق استنباط مي شود اين است كه هر كدام از نظريه ها بخشي از حوادث را تبيين مي كنند ما نيز متناسب با هر نظريه راهبردهايي را به منظور كاهش حوادث به مردم توصيه مي كنيم، اما آنچه مهم است، اين است كه بتوانيم نگرشهاي پيشگيرانه را در افراد جامعه رشد دهيم زيرا نگرشهاي ما نقش قابل ملاحظه اي بر رفتارهاي ما دارند و افراد بايد بتوانند با ايجاد نگرشهاي پيشگيرانه زمينه دروني انجام اعمال صحيح را در خود بوجود آورند، پس: - 1 اولين راهبرد تشويق افراد به ايجاد نگرشهاي زير مي باشد: الف - نگرش به رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي و احترام دروني به آنان ب - نگرش به الزام رعايت احتياط و حفظ دقت و هوشياري به عنوان يكي از اصول رانندگي ج - تمايل دروني به وارسي مستمر وسيله نقليه جهت رفع نواقص احتمالي آن - 2 نوجوانان و جوانان زير 25 سال ريسك بالايي براي ايجاد حوادث دارند و به عبارتي جزء گروههاي با ريسك بالا مي باشند. لذا بهتر است راهنمايي و رانندگي به هنگام تشريفات مربوط به اخذ گواهينامه رانندگي آماري از حوادث را كه همسالان آنان بوجود آورده اند با ذكر عوامل و به همراه هشدارهايي در اختيار آنان قرار دهد. - 3 با توجه به اين كه بين كاهش هشياري و احتمال وقوع حوادث رابطه هست بايد از انجام امور زير به هنگام رانندگي اجتناب شود: الف: صحبت با تلفن همراه ب: گفتگوهاي هيجان آور و يا طرح اختلافات و مشكلات ج: به هنگام درد و ناراحتي، كم خوابي و خستگي شديد - 4 در ارتباط با تاثير فشارهاي رواني نيز مي توانيم به افراد توصيه كنيم در مواقعي كه دچار آشفتگي هاي رواني هستند و بر سيستم شناختي - رواني خويش تمركز كافي ندارند از انجام رانندگي خودداري كنند. شهين زاهدي فر كارشناس ارشد روان شناسي