Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781218-47588S3

Date of Document: 2000-03-08

نگاهي به معماري امروز ايران در گفت وگوبا دكتر داراب ديبا; معماري بايد پيامي براي شهروندان داشته باشد سرآغاز; از ديرباز معماري يك نشانه و شاخص اصلي هر تمدن و فرهنگي است. معماري به خاطر دارا بودن ويژگي هاي هنري و فن آوري، همواره يكي از اصلي ترين شاخه علوم در هر دوره اي محسوب همچنين مي شود معماري بازتابدهنده تفكرات كلان فيلسوفان و سياستمداران اقوام مختلف در زمان هاي اوج و شكوفايي فرهنگ ملي شان است. ازطرفي هر فرهنگ و تمدني در دوران معاصر در تكوين خود به تناوب از جايگاه سنت به مرحله مدرنيسم تغيير ماهيت داده است. فرهنگي كه با درايت به تقابل انديشمندانه سنت و مدرنيسم بپردازد، درنظر صاحبانديشان فرهنگي روبه رشد و پوياست. معماري، به خاطر جايگاه خاصي كه در ميان علوم تركيبي و چند رشته اي دارد، اولين تبلور همساني فرهنگ سنتي با تكنولوژي مدرن است. آنچه امروز اغتشاش و ناهمگوني معماري در ايران لقب گرفته، شايد ريشه در اين تضاد فرهنگ سنتي و جهان معاصر باشد. دكتر داراب ديبا دانش آموخته اي در جهان غرب است كه در ايران تجارب معماري داشته و به بررسي معماري امروزي در جهان شرق پرداخته است. وي صاحبنظري است كه مي تواند به ما تصويري روشن از آنچه معماري خوب در عصر حاضر نام گرفته، ارائه دهد. با هم اين گفت وگو را مي خوانيم. گفتگو از: سهيلا نياكان * گفته مي شود معماري امروز ايران داراي جنبه هاي هنري نيست و ديگر چون گذشته مشخصه فرهنگ و هنر ايران اسلامي تلقي نمي شود. به نظر شما چرا معماري ايران اينگونه شده ؟ است اين مسئله فقط در مورد ايران مطرح نيست، بلكه در مورد همه كشورهاي اسلامي و عربي، پاكستان، هند، يونان و تركيه نيز مصداق دارد. درواقع، اين كشورها از يك سو با رشد ناگهاني جمعيت روبه رو بوده اند و از سوي ديگر، با سيطره و سلطه انديشه، فلسفه و اقتصاد جهان غرب مواجه شده اند كه به دنبال آن نوع زندگي و فرهنگ غربي وارد اينگونه جوامع شده است و بر معماري آنها نيز تاثير گذاشت. در ايران نيز طي سالهاي بسياري چنين اتفاقي افتاده است كه يك فرهنگ اصيل بومي و سنتي به تدريج از بين برود و يك شبه مدرنيته جاي آن را بگيرد. البته اگر تلفيق ارزشها و معيارهاي زندگي سنتي - اسلامي با دنياي غرب همراه با انديشه و صلابت فكر باشد، مي تواند غنا بياورد. ولي عموما در اين گونه كشورها مثل مراكش و پاكستان، يك اغتشاش شكلي در تظاهر تمدن به وجود آمده كه نمونه آن، شهرهاي بزرگ در همين كشورهاست. در شهر تهران نيز مي توان شاهد اين بي هويتي بود. مشكل ساختمانها در تهران اين است كه ما نمي دانيم آيا ساختمانها واقعا تابع ارزشهاي ايراني - سنتي هستند ياتابع ارزشهاي مدرنيته و مدرنيزم اند و يا هيچكدام. يك بعد مهم مدرنيزم در معماري، استفاده بهينه از تكنولوژي و تاسيسات ساختماني است. درصورتي كه اگر معماري معاصر ايران را مرور كنيم، مي بينيم كه ظواهر و شكل هاي كاريكاتورگونه و مكعبهاي بزرگ با شيشه هاي بزرگي است كه حدود 30 تا 40 سال است كه در ايران ساخته شده اند. ولي وقتي به كنه ساختمان مي رويم، متوجه مي شويم كه اين ساختمانها از شكل مدرنيته اي كه در معماري غرب وجود داشته بهره اي نبرده اند و فقط جنبه هاي ظاهري آن در اينجا گرفته شده است. درنتيجه معماري معاصر ما كه منظور از آن، معماري پنجاه يا شصت سال اخير است، لذتبخش نيست و در بطن خود نقص دارد و اگر با دقت بيشتري به آن توجه نشود، ممكن است روزبه روز بدتر پس شود بايد با حساسيت و عنايت ويژه اي دريابيم كه در ايران بايد چه نوع معماري اجرا كنيم و جنبه هنري آن را نيز فراموش نكنيم. بحث هنر معماري كه شما به آن اشاره كرديد بسيار مهم است. اتفاقي كه در اين چهل، پنجاه سال اخير در ايران رخ داد، اين بود كه سوداگرايي بوجود آمد و معماري كاملا تبديل به يك كالاي تجاري شد. وقتي چيزي كالاي تجاري مي شود، ابعاد انساني و فرهنگي از آن خارج مي شود. بهترين نمونه آن را مي توانيم در تهران ببينيم كه وقتي مي خواهيم ساختماني بسازيم، فقط درباره سطح زيربنا و حداكثر ساختن را استدلال مي كنيم. همچنين استدلال مي شود كه هزينه ساخت چه مقدار مي شود و چقدر مي توان آن را فروخت درواقع كسي به اين موضوع توجه نمي كند كه يك معماري خوب و شاخص در محيط ساخته شود تا همه شهروندان بتوانند به خوبي از آن استفاده كنند. پس بيشتر داده ها، داده هاي اقتصادي و مالي است كه حول و حوش همين سوداگرايي است. اين قضيه را نيز بيشتر، بسازوبفروش ها راه مي اندازند كه در زمينه تجارت ساختمان كار مي كنند. اين نيز به اين دليل است كه هيچيك از ساختمان سازان در ايران، در زيبايي شناسي دقت نمي كنند. وقتي شما بخواهيد براي گرفتن پروانه ساخت به شهرداري و يا موءسسات ديگر مراجعه كنيد، در آنجا مساحتها، ارتفاع و مكان در خيابان را مي بينند و كسي بر روي كيفيت معماري اظهار نظر نمي كند. البته چنين اظهارنظري، آسان هم نيست ولي به هرحال در كشورهاي مترقي در يك شورايي به اين مهم توجه دارند كه نظارتي بر شكل و هنر معماري وجود داشته باشد. * معماري ايران در چه دوره اي از سير تكويني خود به سر ؟ مي برد به عقيده من، معماري ايران يك دوره شكوفايي دارد كه مربوط به دوره صفوي است. اين شكوفايي تا دوره قاجار ادامه مي يابد و مقداري از هويت معماري ايران در معماري اين دوره نيز مشاهده مي شود. سپس در اوايل اين قرن كه ايران به كشورهايي مثل انگليس، روسيه و سپس امريكا وابستگي هاي سياسي پيدا مي كند، موجب مي شود كه مدرنيسم به صورت تهاجم بسيار شديد وارد كشورمان شود و سعي خود را بر به هم زدن تمام سنتها و ريشه هاي فرهنگي و ادبي بگذارد. درنتيجه اين تحولات و در يك دوره پنجاه، شصت ساله، يك نوع معماري بوجود مي آيد كه شبه مدرنيسمي و شتابزده است. اين معماري نه اصالتهاي معماري دوره صفوي را دارد و نه دوره قاجار را. درواقع، اين معماري كه از زمان رضاخان وارد اين مملكت شده، يك معماري اصيل نيست و نمي تواند براي ما باقي بماند. اكنون زماني است كه بايد دوباره به معيارهاي خود برگرديم و ببينيم كجا هستيم، چه نوع معماري مي خواهيم داشته باشيم و ويژگي هايي را براي معماري خود درنظر بگيريم، مثل كشور ژاپن كه خود ميراث فرهنگي غني دارد و يا هندوستان كه بعداز استقلال از سلطه انگليس، اكنون با پذيرش همه آرمانها و تكنولوژي جديد، در حال بازگشت به خويشتن و نگاه كردن به محيط خودشان ما هستند نيز اميدوار و علاقه منديم وارد دوراني شويم و اين ادعا را داشته باشيم كه با استفاده از اطلاعات، اينترنت و شبكه هاي الكترونيكي، بهره گيري از پديده ها و فرآورده هاي دنيا و تلفيق اينها با فرهنگ اصيل خودمان، حرفي براي گفتن در زمينه معماري و هنرمان در دنيا داريم. فكر مي كنم در حدود ده سال و به طور جدي تر از شش سال پيش است كه مهندسين و معماران ما بر روي اين مسئله تلاش مي كنند اكنون كه، ما آن تهاجم سخت و شتابزده مدرنيسم را پشت سر گذاشتيم، آن را نقد كرديم و دريافتيم مشكلات آن چه بوده، سعي مي كنيم هويتي براي معماري خود پيدا كنيم كه هم جهاني باشد و هم اصالتمان در آن حفظ شده باشد. البته اين كار، به هيچ وجه آسان نيست و لازمه اش، داشتن ديدگاهي فلسفي، اجتماعي، زيباشناسي و آشنايي با جهان است. مي توان گفت كشورهايي چون هند و ژاپن اين تلفيق فرهنگ سنتي و تكنولوژي مدرن را به خوبي انجام داده اند و ما در حال برداشتن گام هاي اول هستيم. * قبلا در معماري ايران شاهد بوديم كه همگام با پيشرفت تكنولوژي، هنر معماري نيز پيشرفت كرد و اين دو هماهنگ با يكديگر بوده اند. آيا هنر معماري امروز ايران با تكنولوژي ساخت و ساز هماهنگ؟ است خير. اكنون چنين نيست. در دوران صفوي كه شاهكارهاي معماري ايران ساخته شد، بحث سازه، فضا، كار با آجر و كار با كاشي واقعا همگن با يك وحدت فوق العاده اي انجام مي شد. اما اكنون در زمان مدرنيسم چه؟ كرده اند يك دسته ساختمان مكعب مستطيل ساخته اند كه پنجره هاي بزرگ داشت و با فرهنگ ما خيلي هماهنگ نبود. سپس وقتي مكعبهاي پيكره هاي بتوني را ساختند، در آن تاسيساتي مثل تاسيسات گرمايش و سرمايش را وارد كردند و چيزهايي بدون استدلال و طرح درستي به اينها اضافه مي شد. يعني وحدت و پيوند در نگاه به معماري به هيچ وجه وجود ندارد. درحالي كه در معماري امروز جهان، معماري خوب به آن نوع معماري اطلاق مي شود كه فضاي معماري، شكل معماري و تاسيسات و تكنولوژي در آن با هم رشد مي كنند. شما ماشيني را درنظر بگيريد كه بسيار زيبا طراحي شده است ولي گنجايش و خصوصيات موتور اصلا درنظر گرفته نشده است. متاسفانه معماري ما هم اكنون دچار چنين مشكلي است. بايد همكاري بيشتري بوجود آيد تا بتوانيم آن را ترميم كنيم. تكنولوژي ما نيز نسبت به تكنولوژي جهان عقب است و ما از داشتن بسياري از تكنولوژي هاي پيشرفته اي كه كمك مي كند تا ساخت وساز معماري بهتر شوند، محروم هستيم. در معماري، ما هنوز با يك سيستم پنجاه، شصت ساله كار مي كنيم و از سيستم هاي پيش ساخته و آن چه قالبگيري مي شود، معماري پيچ و مهره اي و معماري هايي كه صنعتي و با يك كيفيت خوب مونتاژ بي بهره ايم مي شوند.بنابر، اين به دليل عدم رشد لازم در زمينه تكنولوژي نيز، شكل هايي از معماري ارائه مي دهيم كه چندان بردي ندارد. * كشورهاي منطقه براي رسيدن به يك معماري ايده آل چه كارهايي انجام؟ داده اند هر كدام از اين كشورها روشي براي خود دارند. براي مثال در عربستان، شركت هاي انگليسي، امريكايي و شركت هاي چندمليتي، ساختمانهاي كار و استقرار خود را توسط معماران و مهندسين خود مي سازند. اين معماري خارجي ها در عربستان ممكن است بسيار ارزنده و زيبا به نظر برسد، ولي توسط خارجي ها در محيطي ساخته مي شود كه آشنايي زيادي با فرهنگ عربستان ندارند. من فكر مي كنم در روشي كه ما دنبال مي كنيم، يعني معماران و مهندسين ايراني براي كشور خودشان طراحي مي كنند، درست و منطقي است. در واقع، تا چه زمان خارجي ها بايد اين كار را انجام؟ دهند در كشورهاي مراكش و الجزاير نيز نسلي وجود دارد كه حدود بيست سال است مي خواهد با هويت خود در اين زمينه كار كند. حتي در مالزي و اندونزي نيز علاقه ندارند معماري امريكايي و اروپايي را كپي كنند و مي خواهند با جنبه اقليمي شان مطابقت داشته باشد. در حال حاضر به خوبي مي توان به 100 تا 150 ساختمان بسيار مهم در كشورهاي الجزاير مراكش هند و ژاپن اشاره كرد كه حرفي براي گفتن دارند و به عنوان پاسخي به تنها معماري حاكم بر جهان يعني معماري غرب است. اميدوارم ايران نيز بتواند طي هفت تا هشت سال آينده، ده الي پانزده ساختمان ارزشمند داشته باشد و مانند كشورهاي مذكور، جدي تر به اين امر بپردازد. از طرفي، به لحاظ اجتماعي نيز به مسائل زيبايي شناسي عنايت چنداني نمي شود. اينكه ماخواستار رعايت مسائل زيبايي شناسي در معماري هستيم، همچنان در حد شعار باقي مانده و در عمل از آن حمايت اكنون نمي شود بسياري از پروژه هاي بسيار خوب در ايران، بر روي كاغذ كشيده مي شود، ولي اجرا نمي شود. اين مساله به ضعف مديريتي نيز مربوط مي شود كه دستور ساخت مي دهند، كار تا نيمه ساخته مي شود ولي بعد اعلام مي شود بودجه وجود ندارد و كار متوقف مي ماند. * نظرتان درباره مسابقه هاي معماري؟ چيست اكنون مرسوم شده است كه پروژه ها را به مسابقه البته مي گذارند مسابقه هم فكر خوبي است ولي، به شرط آن كه هيات قضاوت كننده عادل و دانشمند باشد. متاسفانه در كشور ما، روابط شخصي برخي ازهيات هاي داوري باعث مي شود كه بعضي پروژه ها بالا بيايد و بعضي ديگر موفق نشوند. از طرفي، بسياري از مهندسان به دليل عدم خوشبيني اطمينان ندارند كه هزينه كنند و يا اكيپي را در مسابقه شركت دهند. بنابر اين، يك بلوغ اجتماعي لازم است تا مهندسان ما اعتماد كنند كه در اين مسابقه شركت كنند. پس مشكلات ما هم در زمينه كارفرمايي است و هم در زمينه نبود يك مسابقه عادلانه، چون نمونه هايي داريم كه عادلانه نبوده اند، همچنين مهندسان معمار در كشور ما، در شرايط سختي كار و زندگي مي كنند. چرا كه حق الزحمه ها هنوز بر اساس قديم است و تغييري در آن حاصل نشده است. در فرهنگ ما نيز هنوز به جايي نرسيده ايم كه بدانيم وقتي يك معمار طراحي مي كند و طي آن ممكن است صد نقشه ترسيم كند، اين نقشه ها، كاغذ باطله نيستند. بنابر اين، به دليل وجود همه اين مسائل، ما در يك چارچوب محلي گرفتار مي شويم و لازم است سياست هاي جديدي طراحي شوند. اين طور نيست كه بعضي گمان مي كنند دليل اين كه معماري ساختمان هاي ما زشت است، بي ذوقي معماران ماست. در حالي كه سياستي وجود ندارد تا اين افراد را تشويق به كار خوب كردن كند. ادامه اين گفت وگو را چهارشنبه آينده ( اسفند ) 25 در همين صفحه بخوانيد.