Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781217-47579S1

Date of Document: 2000-03-07

غم انگيزترين بيماري دوران كودكي! سلامتي، نعمت پرارزش خداوندي است بررسي همه جانبه يك بيماري رفتاري ويژه كودكان اوتيسم بين اختلالات كودكي از غم انگيزترين و ويرانگرترين آنهاست كه خوشبختانه نسبتا نادر از است هر ده هزار كودك 2 تا 4 نفر به اين اختلال مبتلا مي شوند. شروع آن در اوان زندگي كودك است و با تاخير بارز در رشد حركتي و ناتواني كودك براي ابراز پاسخ به محبت پدر و مادر، مشخص مي شود. با توجه به شروع زودرس آن، بيماري به طور رسمي اوتيسم كودكي ناميده مي شود. سببشناسي كانر علت اصلي بيماري اوتيسم را مشكلات عاطفي و شخصيتي والدين، بويژه مادران مي داند. او معتقد بود كه تنها تعداد كمي از والدين كودكان مبتلا، خونگرم بوده و عواطف قلبي خود را متوجه كودك مي كنند. او مي گويد: اكثر والدين اين قبيل كودكان و ساير اعضاي خانواده آنها داراي اشتغالهاي ذهني بسيار بوده و تمايل اندكي به نشان دادن علاقه به كودكان خود دارند. بتلهايم در كتاب خود تحت عنوان قلعه خالي مي نويسد: رفتار دو جانبه مادر و كودك در حالي كه مادر، كودك را در آغوش دارد در رشد و پرورش خود كودك اهميت بسزايي دارد. او مي گويد: در صورتي كه در اين ارتباط دوجانبه، ايجاد اختلال شود، ممكن است آشفتگيهاي رواني از جمله اوتيسم در كودك به وجود آيد. در سالهاي اخير، ديدگاههاي جديدي در مورد علت اين بيماري ارائه شده است كه تا اندازه اي نظريه علت شناسي كانر مورد شك و ترديد قرار گرفته است. براي مثال امروز اوتيسم به عنوان يك بيماري رفتاري كه ناشي از آسيبهاي عصبي است، مطرح شده است ] كلمن گيلبرگ آندرسن ( )[ 1989 همچنين به عقيده استفن برگ و گيلبرگ ( ) 1990 اوتيسم در نتيجه اختلال سيستم عصبي است. فين پنتيگتون و واترهاوس ( ) 1987 اوتيسم را ناشي از اختلال بيولوژيكي مي دانند. مطالعات كلينيكي روشن ساخته اند كه احتمالا تعدادي از مشكلات پزشكي كودكان مبتلا به اوتيسم قابل تشخيص مهمترين است اين مشكلات عبارتند از: سندرم ايكس شكننده، توبروس اسكلروز، نورو فيبرو ماتوز و سرخچه. علايم كودكان مبتلا به اوتيسم * اختلال كيفي در اعمال متقابل اجتماعي كه حداقل به دو صورت از اشكال زير تظاهر مي كند: ( ) 1 اختلال بارز در استفاده از رفتارهاي متعدد غيركلامي مانند تماس چشمي، حالت چهره، وضعيت بدني و حالاتي كه اعمال متقابل اجتماعي را تنظيم مي كنند. ( مثلا انتظار ندارد كه در آغوش گرفته شود. وقتي بغلش مي كنند اندامش را سفت مي كند، در برخورد اجتماعي به ديگران نگاه نمي كند يا لبخند نمي زند، به پدر و مادر خود يا ميهمانان سلامي نمي كند، در موقعيت هاي اجتماعي نگاهي خيره دارد ). ( ) 2 ناتواني در ايجاد روابط با همسالان بگونه اي كه متناسب با سطح تكاملي باشد. ( مثلا علاقه اي به دوستي با همسالان نشان نمي دهد، عليرغم علاقه به دوستي، نشان مي دهد كه قدرت درك تعهدات تعامل اجتماعي را ندارند ). ( ) 3 به خودي خود براي سهيم شدن در خوشي ها علايق و يا انجام كارها با ديگران، پيشقدم نمي شود (اشياء جالب را نشان نمي دهد، نمي آورد و يا به آنها اشاره نمي كند، در بازيهاي ساده فعالانه شركت نمي كند و بازيهاي انفرادي را ترجيح مي دهد ). ( ) 4 عدم مقابله به مثل اجتماعي يا هيجاني ( مثلا با آدمها به گونه اي برخورد مي كند كه انگار آنها جزئي از مبلمان هستند، متوجه ناراحتي ديگران نمي شود، ظاهرا نياز ديگران را براي تنها بودن درك نمي كند. ) * اختلال كيفي در ارتباطات كه حداقل به صورت يكي از موارد زير خود را نشان مي دهد: ( ) 1 تاخير يا فقدان كامل در تكامل زبان محاوره اي (با تلاش جهت جبران از طريق ديگر ارتباطي مانند ژست يا تقليد، همراه نمي باشد ). ( ) 2 در افرادي كه تكلم كافي دارند اختلال بارزي در توانايي براي آغاز كردن يا ادامه مكالمه با ديگران ديده مي شود ( مثلا صحبت طولاني در مورد يك موضوع بدون توجه به مداخله كلامي ديگران ). ( ) 3 استفاده از تكلم كليشه اي يا تكراري يا تكلم خاص و ويژه ( مثلا پژواك كلام بلافاصله يا تكرار مكانيكي آگهي هاي تجارتي تلويزيوني ) استفاده از ضمير تو وقتي منظور من است. ( ) 4 فقدان بازيهاي متنوع و خود به خودي يا بازيهاي اجتماعي تقليدي كه متناسب با سطح تكاملي وي باشند. * الگوهاي رفتار محدود كليشه اي يا تكراري، فعاليت ها و علائق محدود كليشه اي يا تكراري كه حداقل با يكي از اشكال زير تظاهر كند: ( ) 1 اشتغال ذهني مداوم با يك يا چند الگوي كليشه اي و محدود علايق كه در شدت يا تمركز، غيرعادي مي باشند. ( مثلا علاقه به رديف كردن اشياء جمع آوري اطلاعات واقعي در مورد هواشناسي )( ) 2 وابستگي ظاهرا غيرقابل انعطاف به رويه ها و اعمال خاص غيركاركردي. ( مثلا اصرار در عبور از يك گذرگاه هميشگي موقع رفتن براي خريد ) يا (يك تكه ريسمان را هميشه با خود حمل مي كند ). ( ) 3 ادا و اطوار حركتي كليشه اي و تكراري ( مثلا بال بال زدن دست يا انگشتان و يا پيچاندن آنها، يا حركات پيچيده تمام بدن ). ( ) 4 اشتغال ذهني مداوم با قسمت هائي از اشياء (مثل بوئيدن، لمس مكرر جنس مواد، چرخ ها و اتومبيل هاي اسباببازي ). * تاخير يا كاركرد غيرطبيعي در حداقل دو زمينه از زمينه هاي زير با شروع قبل از سن 3 سالگي: ( ) 1 اعمال متقابل اجتماعي ( ) 2 زبان به گونه اي كه در ارتباطات اجتماعي استفاده مي شود ( ) 3 بازيهاي سمبوليك يا تخيلي. * اختلال را نمي توان با اختلال متلاشي شونده كودكي يا اختلال رت توجيه كرد. * جمعا 6 مورد يا بيشتر از موارد قيد شده در ( ) 1 ( ) 2 ( ) 3 با حداقل 2 مورد از ( ) 1 و يك موردازهركدام ( )و ( 3 ). 2 خصوصيات باليني ظاهر: كانر تحت تاثير ظاهر جذاب و هشيارانه كودكان اوتيستيك قرار گرفته بود. اين كودكان بين 2 تا 7 سالگي قدي كوتاهتر از افراد عادي دارند. تسلط و تقدم دستي در اكثر كودكان اوتيستيك به علت خلا مربوط به رشد نارسايي در گرايش جانبي وجود دارد. يعني، در سني كه در كودكان طبيعي تسلط نيمكره اي مغز تثبيت مي گردد، اوتيستيك ذواليمينين باقي مي مانند. بيماريهاي جسمي تداخل كننده در خردسالان اوتيستيك نسبت به گروه كنترل ميزان بروز عفونتهاي قسمت فوقاني دستگاه تنفسي، آروغ زدن زياد، حملات تشنجي مربوط به تب، يبوست، و شلي حركات روده بيشتر است. كودكان اوتيستيك ممكن است در جريان بيماري عفوني تب نداشته باشند، شكايتي از درد، چه كلامي چه با اشاره، ننمايند و ناراحتي كلي يك بيماري را ظاهر سازند، كه ممكن است بازتاب سلسله اعصاب اتونوميك نارس يا غيرطبيعي آنها بوده باشد. خصوصيات رفتاري ناتواني در كسب وابستگي: تمام كودكان اوتيستيك از رسيدن به وابستگي معمول نسبت به پدر و مادر و ساير افراد ناتوان هستند. غالبا به نظر مي رسد كه اين كودكان قادر به شناخت يا تفكيك مهمترين افراد زندگي خود مثل پدر و مادر، خواهر و برادر يا معلم نيز نيستند و ممكن است به هنگام تنها ماندن در يك محيط ناآشنا و با افراد غريبه، اضطراب جدايي احساس نكنند. با رسيدن به سن مدرسه، كناره گيري كودكان اوتيستيك ممكن است كاهش يافته يا چندان آشكار نباشد، به خصوص در كودكاني كه عملكرد نسبتا بهتري داشته اند. در عوض ممكن است ناتواني آنها براي بازي و برقراري دوستي، نامتناسب و دست و پاچلفتي بودن از نظر اجتماعي و به خصوص ناتواني براي پيدا كردن احساس همدلي آشكار گردد. در اواخر نوجواني، اوتيستيك هايي كه حداكثر پيشرفت را نموده اند ممكن است تمايل به دوستي نشان دهند معهذا، روش نامناسب آنها در برخوردهايشان و ناتواني براي ابراز واكنش به علائق، هيجانات و احساسات ديگران سد عمده در برقراري دوستي است. اختلالات مكالمه و زبان: برخلاف كودكان خردسال طبيعي، كه هميشه مهارتهاي دركي زباني بهتري دارند و قبل از اين كه بتوانند صحبت كنند، مي فهمند. كودكان اوتيستيك متكلم، معمولا بيش از آنچه مي فهمند، حرف مي زنند. كلمات يا حتي جمله اي كامل ممكن است در مخزن لغات يك طفل اوتيستيك وارد شده يا موقتا فراموش شود. چنين كودكاني ممكن است يك كلمه را يك بار به كار برده و بعد براي يك هفته، ماه يا سال مورد استفاده قرار ندهند. حدود 50 درصد كودكان اوتيستيك هرگز به مكالمه مفيد دست نمي يابند. بعضي از كودكان باهوشتر، محو ارقام و حروف مي گردند. معدودي از آنها به گونه اي حيرت آميز قبل از سنين مدرسه خواندن را ياد مي گيرند. معهذا، عملا در تمام موارد، اين كودكان بدون فهميدن مطالب خواندن آنها را ياد مي گيرند. ناهنجاري در بازي، رفتارهاي كليشه اي و تشريفاتي، اصرار روي يكنواختي و مقاومت نسبت به تغيير: كودكان اوتيستيك اسباببازيها و اشياء را به گونه اي غير از آنچه انتظار مي رود، دستكاري بازيها مي كنند كليشه اي، غيرعملي و غيراجتماعي است. الگوهاي بازي محدود و انعطاف ناپذير بوده و تنوع، خلاقيت و تصور در آنها اندك است و خصوصيات سمبوليك معدودي دارد. كودكان اوتيستيك از تقليد و به كار بردن پانتوميم انتزاعي ناتوان هستند. كودكان اوتيستيك نسبت به انتقال و تغيير مقاوم هستند. انتقال به خانه اي جديد، تعويض محل مبلمان در اتاق و خوردن صبحانه قبل از استحمام، اگر برعكس آن معمول بوده است، ممكن است به بروز هراس و حملات كج خلقي منجر شود. واكنش به محركهاي حسي: كودكان اوتيستيك ممكن است نسبت به محركهاي حسي (مثل صدا و درد ) واكنش ضعيف يا مشدد نشان ممكن دهند است به طور انتخابي صحبتهاي خطاب به خود را ناشنيده بگيرند و به همين دليل غالبا تصور مي شود كه كر هستند. بسياري از كودكان اوتيستيك به نظر مي رسد كه از موسيقي لذت مي برند. در بسياري از موارد، قبل از آن كه حرف زدن را ياد بگيرند، تكرار برگردن يك آهنگ يا يك آگهي تبليغاتي را ياد مي گيرند. ساير علايم رفتاري پرخاشگري و قشقرق غالبا بدون هيچ دليل آشكاري در كودكان اوتيستيك ديده مي شود، يا در نتيجه تغييرات و خواستهاي كودك پديد مي آيد. رفتارهاي خود آزارانه مشتمل است بر كوبش سر، گاز گرفتن، خراشيدن و كندن مو، ميزان توجه كوتاه، ناتواني كامل براي تمركز روي تكليف، بيخوابي، شبادراري و بي اختياري مدفوع نيز شايع است. عملكرد هوشي: حدود 40 درصد كودكان مبتلا به اوتيسم خردسالي نمره بهره هوش پايين تر از 50 تا 55 (عقب ماندگي متوسط شديد يا عميق )درصد 30 نمره بهره هوش 50 تا 70 (عقب ماندگي خفيف ) و 30 درصد نمرات 70 يا بالاتر دارند. مطالعات همديگرشناسي و باليني نشان مي دهند كه خطر اوتيسم با كاهش بهره هوش بالاتر مي رود. در كودكان اوتيستيك، مي توان تواناييهاي پيش رس متعددي را مشاهده كرد، مانند تواناييهاي رياضي يا حافظه عادتي شگفت انگيز، توانايي زودرس براي خواندن (هر چند توانايي فهم آنچه را كه مي خوانند ندارند ) به، خاطر سپردن و از برخواني، يا استعداد موسيقي (خواندن آهنگ ها يا شناخت قطعات متفاوت موسيقي ). پيش آگهي و فرجام اختلال اوتيستيك سير مزمن و پيش آگهي نامساعد دارد. به طور كلي كودكان اوتيستيكي كه بهره هوشي بالاتر از 70 داشته و تا سن 5 الي 7 سالگي زبان باز مي كنند بهترين پيش آگهي را دارند، مطالعات بر روي افراد بالغ اوتيستيك نشان مي دهد كه تقريبا دو سوم اين بيماران دچار معلوليت باقي مانده و تمام عمر خود را در وابستگي كامل يا نسبي به خانواده ها و يا موءسسات به سر مي برند. فقط 1 تا 2 درصد آنها وضعيت طبيعي و مستقل پيدا كرده و اشتغال پرباري پيدا مي كنند 5 تا 20 درصد آنها نيز وضعيتي بينابيني بدست مي آورند. درمان آموزش ساخت يافته در كلاس همراه با روشهاي رفتاري فعالانه، براي اكثر كودكان اوتيستيك روش درمان انتخابي بوده و نسبت به ساير روشهاي رفتاري موءثرتر هستند. مطالعات به خوبي كنترل شده، حاكي است كه پيشرفت در زمينه هاي شناختي و زبان، همچنين كاهش رفتارهاي غيرانطباقي، با استفاده از اين روش امكان پذير است. هر چند هيچ دارويي در درمان اختلال اوتيستيك تاثير اختصاصي نداشته است، از درمان دارويي به عنوان كمكي در معالجه اين كودكان استفاده مي شود. تجويز هالوپريدول هم به كاهش علائم رفتاري و هم تسريع يادگيري كمك مي كند. اين دارو از بيش فعالي، حركات كليشه اي، كناره گيري، ناآرامي، روابط شي ء غيرطبيعي، تحريك پذيري و عاطفه بي ثبات مي كاهد. محمدرضا عبدالله نژاد كارشناس ارشد روانشناسي