Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781216-47563S2

Date of Document: 2000-03-06

يك ترجمه و هزار اشتباه اشاره: گاهي اختلاف دو مترجم زبردست بر سر ترجمه يك متن، اختلافي سليقه اي است. مثلا يكي از آنها به ترجمه تحت الفظي اهميت بيشتري مي دهد و ديگري به محتواي اثر، يا يكي شاعرانه تر ترجمه مي كند و ديگري دقيق تر. اما در بازار مكاره ترجمه گاه آثاري مي بينيم كه فارغ از تخصص، كافي است به كتاب لغتي مراجعه كنيم تا تشت ترجمه از بام بيفتد. نوشته حاضر را آقاي صادق ابراهيمي در مورد ترجمه مجموعه شعر رازهاي يك زن اثر سعادالصباح ترجمه حسن فرامرزي براي همشهري ارسال كرده است. وي نامه خود را با عنوان عضو هيات علمي دانشگاه به پايان برده است. اميد به اين كه خواندن اين نوشته توجه دست اندركاران و بويژه ناشران را به اهميت دقت در چاپ آثار ترجمه اي جلب كند. در يكي از كتابفروشي هاي تهران مشغول تماشاي كتابهايي در زمينه ادبيات معاصر بودم كه كتاب سبز رنگ و منقشي توجهم را به خود جلب نمود. هنگامي كه عنوان آن را ديدم كنجكاوي ام جهت خواندن كتاب بيشتر شد و آن را خريدم. عنوان كتاب چنين ترجمه شده بود رازهاي يك زن اثر سعادالصباح و ترجمه حسن فرامرزي و روي پشت جلد كتاب عنوان كتاب به عربي ذكر شده فتافيت امراءه.. با خود گفتم حتما مترجم از اين تغييرنام هدفي را دنبال مي كند كه بر ما پوشيده است. اما وقتي صفحه 46 و ديگر صفحات را خواندم متوجه شدم كه مترجم معني كلمه را نفهميده است نه بلكه قصيده را نفهميده و در نهايت مفهوم اين كتاب را درك نكرده است. براي روشن شدن موضوع بنده تنها به بعضي از اشتباهات غيرقابل گذشت مترجم اشاره مي كنم: در صفحه 18 كتاب آمده است: بين الحقول و بين الشجر كه اينچنين ترجمه شده است: بين باغچه ها و ميان درخت ها. آيا حقول كه جمع كلمه الحقل مي باشد به معني باغچه؟ است با مراجعه به كتاب فرهنگ لغت مي بينيم در بيان معني الحقل آمده: الارض الفضاءالطيبه يزرع فيها يعني زمين گسترده و حاصلخيزي كه در آن كشت مي شود. البته ممكن است فرقي بين باغچه و مزرعه و كشتزار وجود نداشته باشد! در صفحه 22 آمده: ان الاديبات نوع غريب و ترجمه شده: ادبيات نوع عجيب و غريبي است آيا مترجم از خود سئوال كرده كه ادبيات نوع عجيب و غريبي است يعني؟ چه به سبب اين ترجمه ها است كه مي گويم متن مبدا فهميده نشده است. اديبات جمع اديبه است و به معني زن اديب نه ادبيات... در همان صفحه ليست سوي غانيه ترجمه شده كنيزكي آوازه خوان بيش نيست الغانيه يعني المراتالغنيه بحسنها و جمالها عن الزينه يعني زني كه با داشتن زيبايي و جمال از آراستن به زيورآلات بي نياز است نه كنيزكي آوازه خوان. در صفحه 32 آمده: في الكويتيات شي ء من طباع البحر و ترجمه شده در زنان كويتي چيزي از طبيعت دريا وجود ندارد شاعر گفته في الكويتيات شي ء يعني وجود دارد مترجم مي فرمايد وجود ندارد. در همان صفحه يولدالاعصارمن تحت قناعي ترجمه شده توفان از زير چادر من... القناع ما تفطي به المراه راسها معني شده و نه جسمها پس از زير نقاب خود نه چادر. و اگر مترجم بگويد فرقي بين نقاب و چادر نيست از اهل شعر رمز و اشاره هر يك را بايد پرسيد در صفحه 34 آمده: مزروعا بقاعي و ترجمه شده: در اعماق من روئيده همانطور كه همه مي دانند زرع بمعني كاشتن است نه روئيدن و مزروع اسم مفعول آن و القاع المكان الفسيح يسع جمعا يعني مكان و سطح گسترده نه اعماق... در صفحه 42 آمده: وانا النخله في وحدتها... وانا دمع الربابات و ترجمه شده: من اشك درخت خرما هستم و من اشك ابرهاي سپيدم مترجم محترم اين ترجمه ها را از كجا استنتاج كرده؟ است در حالي كه شاعر مي گويد من درخت خرمائي هستم در تنهائي اش و من اشك كمانچه ها هستم معني زيبا و رسا است و هيچ گونه نيازي به خيالپردازيهاي اضافي ندارد. در صفحه 48 آمده انك القوميتالكبري التي تر بطني كه ترجمه شده تو ملي گرايي هستي كه مرا پيوند مي دهد مترجم عزيز خود از اين ترجمه چه چيزي استنباط مي كند. اگر دقت فرماييد معني چنين است تو آن حس ملي گرايانه هستي كه مرا به خود پيوند مي دهي نه اينكه تو ملي گرايي هستي... در صفحه 50 ازمنه كه كاربرد فارسي نيز دارد و جمع زمان است زمين ها ترجمه شده و اين كلمه عربي و ريشه آن از كلمه فارسي الاصل زمين تشخيص داده نشده است. در صفحه 70 اناالمهرتالشارده ترجمه شده من مهره فراري ام حال آنكه مهر ولدالفرس يعني كره اسب و المهره كره ماديان است كه اگر به بند بعدي شعر توجه مي شد از قرينه حوافر بمعني سم معناي اين شعر درك مي شد. اشتباهات فراوان ديگري هم كتاب دارد كه به ذكر همين اندك كفايت مي شود.