Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781216-47563S1

Date of Document: 2000-03-06

زنان در فاصله اي كوتاه نگاهي به مجموعه داستان هاي محبوبه شناس ميرقديري شناس مجموعه داستان هاي نوشته كوتاه، محبوبه ميرقديري است كه به تازگي از سوي انتشارات روشنگران منتشر شده است. شناس، مجموعه اي منسجم است كه در بيشتر داستانهاي آن، اصول تكنيكي داستان كوتاه به خوبي رعايت شده است: برشي كوتاه از زمان، ارائه غيرمستقيم درونمايه و غيره. اما آنچه علاوه بر مسائل فوق جلب نظر مي كند، نحوه انتشار كتاب است. شناس، اولين كتاب اين نويسنده است و از جمله آثاري است كه زيرعنوان ادبيات امروز ايران - نسل نو منتشر شده است. اين مجموعه كه انتشار آن از سال 70 آغاز شده و حاصل آن يك كتاب در هر سال بوده است، در برگيرنده كتابهايي است كه براساس كاركرد تكنيكي و استعداد و ذهن خلاق نويسنده نوشته شده اند و براي انتشار آنها هيچ عامل ديگري! دخالت نداشته است. در مقدمه كتاب هم با اشاره به اين مساله، هدف از انتشار اين مجموعه ارتقاي سطح آثار ادبي نسل جوان و بي نام ذكر شده كه به دليل ناشناخته بودن، نشر تجاري رغبتي به چاپ آثارشان نشان نمي دهد. با اين وجود، شناس كتابي است كه از سطح كتاب اول يك نويسنده بالاتر است و نثر پخته و ديدگاه خاص نويسنده را ( مخصوصا درباره مسائل و مشكلات زنان ) به همراه دارد. محبوبه ميرقديري (نويسنده اين كتاب ) معلمي از اراك است كه داستانهايش پيش از اين چند بار در نشريات منتشر شده و يكي از داستانهايش نيز در مجموعه سه جلدي هميان و ستارگان انتخاب و چاپ شده است. *** يكي از امتيازهاي مجموعه شناس به، عنوان كتابي كه با هدف ارائه داستان كوتاه منتشر شده، اين است كه نويسنده توانسته است از عنصر زمان به خوبي استفاده كند: كل ماجراهاي داستان سلماني در فاصله زماني آرايش يك عروس مي گذرد، داستان مادران در حرم حضرت زينب (س )، داستان نحس اكبر در يك روز، روز نحس اكبر اتفاق مي افتد و داستانهاي ديگر هم به نوعي در يك فاصله زماني محدود روي مي دهند. نكته مهم ديگر اين است كه نويسنده در اين فاصله زماني، حوادث مشخصي را عنوان مي كند و آن طور كه اين روزها، نويسندگان داستان كوتاه صرفا به احساسات دروني توجه دارند نيست بلكه بر جنبه بيروني وقايع تاكيد دارد. داستان هاي اين مجموعه تا حدي يادآور ديدگاه گزارشي هدايت و آل احمد در داستان است: ثبت جز به جزء وقايع، بي آنكه كسالت آور باشد، ضمن آنكه هدفي را دنبال مي كند. نويسنده اين كتاب، از طريق همين حوادث توانسته حركت داستاني لازم را ايجاد كرده، خواننده را با خود همراه كند. مساله ديگر، درونمايه اين داستانهاست. حوادث داستانهاي اين مجموعه هرچنددرباره آدمهاي ساده و معمولي است: مثلا گروهي زن كه در آرايشگاه هستند يا زني عادي كه با لهجه بومي از ماجراي بارداري نامشروع يك قاليباف مي گويد و يا زناني كه در حرم دعا و زاري مي كنند و غيره. اما با اين وجود، همه اين داستانها، درونمايه هاي متنوع و درعين حال جلب كننده اي دارند. در واقع، نكته جالب اين است كه نويسنده اين كتاب، هر چند يك زن است و همه شخصيت هاي داستاني او هم زنان هستند اما اصلا وي به شيوه نويسندگان زن امروز، سعي نكرده تا درونمايه تمام داستانهايش يك صدا درباره مظلوميت زنان باشد، بلكه با نگاهي وسيع تر، پيش از آنكه خود را به رنج هاي زنان محدود كند از دردهاي انسان سخن گفته است: وي، در داستان مادران آشنايي يك زن عرب و يك زن ايراني در حرم را نشان مي دهد. زن ايراني به محض اينكه مي فهمد زن عرب، عراقي است از او فاصله مي گيرد اما آخر داستان زن عراقي عكس فرزندش را به زن ايراني نشان مي دهد و در حالي كه اشك مي ريزد مي گويد: - اولاد، حرب، شهيد. و زن ايراني در نهايت با او، به احساس مشتركي مي رسد. اين داستان و داستانهاي ديگر اين مجموعه، همان طور كه اشاره شد درونمايه اي بشردوستانه دارند پيش از آنكه به تمامي درباره جانبداري از زنان باشند. دغدغه ديگر نويسنده در اين داستانها، ارائه تصويري واقعي از زندگي است. (كه البته نويسنده در اين راه، برخي مناسبات ميان زنان، آداب و زندگي زنان را هم به تصوير مي كشد ). نويسنده، در مجموع حوادث اين داستانها را به نوعي انتخاب مي كند كه فرهنگ و جامعه ايراني را معرفي مي كند و در واقع در خلال حوادث اين داستانها (بي هيچ انتقاد و يا تمجيدي ) از فراز و نشيبهاي زندگي مردم اين سرزمين كه ريشه در فرهنگ آنها دارد، سخن مي گويد، براي مثال زندگي گروهي و تاثير آن بر زندگي تك تك افراد كه از ويژگي هاي زندگي در جامعه ايران است به خوبي در اين داستانها به تصوير درمي آيد: داستان شناس درباره هياهو و جنجالي است كه به خاطر يك بارداري نامشروع بلند مي شود و سلماني داستان گروهي از زنان است كه هنگام آرايش عروس در آرايشگاه، پرسش و پاسخ هاي معمول و كنجكاوي هاي خاص اين محيط را دارند و خود نيز از زندگي خصوصي شان حرف مي زنند، تاثير زندگي گروهي در داستان تنهايي هاي نسا هم زماني نشان داده مي شود كه نسا طلاق مي گيرد و مستاجرهاي مش كريم، دورش را مي گيرند و هر كدام نظر مي دهند: - قسمته - مردا همينجورن -اقبال هر كه از اول سياه بود تا آخرش سياهه - دختر مثه پنجه آفتاب.. ببين به چه روز؟ افتاده - خب مرده، غيرت داره. و نسا شنيد كه يكي مي گويد: - بخت، بخت اول. اوليش كه عبدل باشد. صفحه 126 در واقع نويسنده يك نوع علاقه اقليمي را در اين داستانها جستجو مي كند و از طريق همين قرار دادن شخصيت ها در تابلوي زندگي ايراني، زمينه اثر را تصويري از متن اجتماع ما قرار مي دهد. اين موضوع، هر چند در داستان نويسي ايران تازگي ندارد و دنباله رو مسيري است كه نويسندگاني نظير رواني پور در آن قدم گذاشته اند، اما اين داستانها به دليل در برداشتن درونمايه انساني مرز، و سرزمين خاصي نمي شناسد و پيامهاي آن به آدمهاي خطه خاصي محدود نمي شود. مساله ديگر همان طور كه اشاره شد، تاكيد نويسنده بر آداب و مناسبات زنانه است; كه نويسنده از آنها به عنوان زمينه داستانش استفاده مي كند و از خلال آن به رنج ها و گرفتاري هاي زنان اشاره مي كند. دختر به زن آرايشگر نگاه كرد - اختر - و زن ديگر - پوري - كه وردستش بود و همان بود كه دختر را نشانده بود زير سشوار و حالا سرزن ديگري را مي پيچاند. - غيرت نداره. تا نصف شبم اين جا باشم ها، تنها برمي گردم خونه، نمي گه كجا بودي، چكار؟ مي كردي اختر ادامه داد: - خودشم شبا مي بيني تا صبح برنمي گرده، نمي گه اين زن و دو تا بچه توي خونه تنهان. هيچ، خم به ابروش نمياره! صفحه 61 البته شناس، نقاط ضعفي هم دارد. نقطه ضعف عمده اين مجموعه كه معمولا در اكثر داستانهاي كوتاه اين روزها، ديده مي شود عدم تنوع شخصيتهاست. نويسنده در اين مجموعه، به دليل آنكه صرفا بر حوادث تاكيد مي كند آن قدرها به حيطه متمايزكننده شخصيتهاي داستاني اش وارد نمي شود. طوري كه به نظر مي رسد زناني كه در اين داستانها هستند همگي يك زن واحد هستند كه تفاوت آشكاري با يكديگر ندارند ( اكثرا هم مثبت هستند ) يعني يا مورد ظلم واقع شده اند يا بهانه روايت ماجرايي هستند درباره گرفتاري ها و مصيبتها كه در نهايت باعث مي شود آنها حكم راويان پاك ماجرا را پيدا كنند و به شخصيتهاي سفيد داستاني تبديل شوند. اما مجموعه، صرف نظر از اين نحوه شخصيت پردازي، توانسته است ديدگاهي منطقي و معقول را دنبال كند و بي آنكه به ورطه احساسات بيفتد يا مدام در حمايت زنان شعار سردهد، نه تنها در پس زمينه كلماتش شاعرانه است بلكه با طرح غيرمستقيم مشكلات زنان و حضور نامحسوس و دلپذير آنها، از مشكلات زنان نيز سخن مي گويد. ميترا لبافي