Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781215-47557S2

Date of Document: 2000-03-05

تحليل رابطه ورزش با جامعه مدني (بخش آخر ) نتيجه گيري تقريبا فرض اصلي همه گفته هاي من اين بود كه لازم است ورزش از بالا به پايين سازماندهي شود و اينكه تنها موقعي اقتصاد گرجستان احياء شود كه ورزش اين كشور احياء شود و يا اينكه شركتهاي جديد بزرگي ايجاد شوند كه هزينه باشگاهها را برعهده بگيرند. اين مباحث كلي از بحث كردن راجع به ورزشكاران راگبي و كريكت آفريقاي جنوبي كه در قبال جامعه احساس وظيفه مي كردند كه فعاليتهاي ورزشي را در شهركهاي سياهپوست نشين گردش دهند و سازماندهي بكنند، كاملا متفاوت است. اين دو فرض اصلي كه ) 1 هر فعاليتي مي بايست خودجوش و داوطلبانه باشد) 20 و اينكه اين مساله در نهايت به نفع جامعه است، متاسفانه كشور گرجستان فاقد اين موارد است. به نظر مي آيد گرجيها در اين بعد هيچ مفهوم يا معنايي از جامعه نمي دانند: دينا موتفليس در اوايل دهه 1990 كاملا بوسيله يگان چتر باز نظامي سازمانهاي جزايي - سياسي و مواد مخدر كنترل مي گرديد. دومين تيم موفق گرجستان، دينامو باتومي بخشي از تيولا رئيس حزب طولاني مدت آدجاريان، اصلان آباشيدزه بود. با شكست گرجستان در المپيك آتلانتاي 1996 و وزير ورزش اين كشور كافي آسانتياني در نتيجه آن دولت را براي كنترل و دخالت بيشتر بر ورزش فراخواند. استثنايي هم وجود؟ دارد اتحاديه هاي دانشجويي توانشان را در تاسيس رقابتهاي خودشان ثابت كرده اند كه اين مسئله با ليگ ملي بسكتبال دانشجويي در سال 1994 آغاز گرديد. همچنين كشتي - ظرفيتي براي خودجوشي در سازمانهاي توده اي نشان اما مي دهد اين يكي از چند ورزشي است كه ريشه هاي واقعي در جامعه روستايي حتي قبل از زمان شوروي سابق دارند. اتحاديه راگبي گرجستان هم خودش را بر پايه اي مستقل با طيف كاملي از اعضاء شامل بخش هاي قديمي و جديد در سال سازماندهي 1995 كرد. آقاي سريدات رامفل اظهار كرده است كه جامعه مدني بين المللي بسيار مهم است اما كمتر درك مي گردد و بي اهميت گرفته مي شود. پژوهشهاي ورزشي تمايل زيادي به تصديق و تاييد قوي اين ديدگاه دارند. اگر فوتبال و راگبي گرجي ها بطور موفقيت آميزي دوباره سازماندهي گردد تلاشهاي FIFA و هيات مديره راگبي مهم خواهد مقام بود و منزلت و سودهاي مالي كه از پيوندهاي بين المللي فراهم مي آيد باعث پيشرفت گرجي ها در اين فرايند مي گردد، دقيقا مشابه آن چيزي كه باعث حذف آپارتايد در آفريقاي جنوبي شد. البته اين حركت تنها در ورزش اتفاق نمي افتد، بلكه اتحاديه تفليس - بريستول، جامعه بايرن و طيف وسيعي از پيوندها و پيمانهاي علمي و دانشگاهي ميان نهادهاي گرجي و موءسسات غربي كه در دهه 90 بوجود آمده اند نمونه هايي هستند كه گرجستان را تواما به جامعه جهاني پيوند مي دهند و همچنين در تشكيل جامعه مدني در گرجستان كمك مي كنند. مفهوم جامعه مدني، شهودي براي درك كاركردهاي نهادهاي ورزشي است و ورزش بعد آموزنده جامعه مدني است. بنابه دلايلي ما بايد همان حزب اوليه و ابتدايي را بپذيريم كه ورزش بسوي بازتاب آثار جامعه مدني گرايش دارد. اما متاسفانه اين بازتاب ضرورتا در يك آينه اي واضح نشان داده نمي شود بلكه ممكن است مجموع انعكاسات فراواني باشد كه در يك آيينه مقعر ديده مي شود. منظور اينكه تاثير ورزش در فراهم كردن زمينه هاي جامعه مدني فراوان است اما نه به صورت واضح و روشن بلكه به صورت غيرمستقيم. از اين رو ورزش گرجستان در حدي وسيع نسبت به ساير جنبه هاي جامعه گرجي از هم پاشيده است. ورزش تايلندي حتي بيشتر سقوط كرده است و بوسيله اليت هاي تجاري، نظامي، محلي تحت كنترل كامل درآمده است. نسبت به ديگر جنبه هاي زندگي تايلندي، جامعه مدني حتي نسبتا قويتر از جامعه مدني آفريقاي جنوبي است، مورد آخر نشان مي دهد كه ورزش چگونه مي تواند مهم باشد. دو مورد ديگر ذكر شده اغلب داراي اهميت كمتري هستند.