Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781215-47553S1

Date of Document: 2000-03-05

بروتوس يك، داستان مي نويسد يك گزارش علمي درباره يكي از برنامه هاي جالب رايانه اي بروتوس درباره دروغ، خودفريبي و اعمال خيانتكارانه داستان مي نويسد. بروتوس براي اين كار به فكر فرو نمي رود. نويسنده روح خود را در معرض تازيانه طاقت فرساي انديشه قرار نمي دهد. چرا كه بروتوس، يك نمونه برنامه رايانه اي اوليه است. به گزارش آسوشيتدپرس، اين نرم افزار بروتوس يك نام دارد. طراحان اين نرم افزار پيچيدگيهاي فريب و دورويي را به يك دسته معادلات رياضي تبديل كرده اند كه براي آن قابل فهم است. شخصيتها و وقايع داستان را به بروتوس يك مي دهند و برون داد اين فرايند قصه هاي 500 كلمه اي است كه بسيار شبيه نثر انسان است. بروتوس يك يكي از قصه ها را چنين شروع مي كند: ديو استرايور دانشگاه را دوست داشت. او برجهاي ساعت از جنس عاج، آجرهاي قديمي ديوار و پاركهاي سبز و آفتابگير و جوانان مشتاق آن را دوست داشت. البته اين نثر واقعا در سطح نويسندگاني همچون آني پرو يا حتي دانيل استيل نيست. اما در عصري كه رايانه ها مي توانند بخوانند، صحبت كنند و قهرمان شطرنج را شكست دهند، موفقيت ادبي بروتوس يك، سوءالي بزرگ را مطرح كرده است: آيا رايانه ها مي توانند داستان خوب؟ بنويسند سلمر برينگسيورد يكي از دو طراح بروتوس يك گفت: نامه هاي الكترونيك زيادي از افرادي دريافت مي كنم كه وحشت زده به نظر مي رسند. چندين دهه است كه پژوهشگراني همچون برينگسيورد مي كوشند ماشين را به نگارش مانند انسان وادارند و در اين راه به موفقيتهاي چندي هم دست يافته اند. در دهه 1970 يك دستگاه داستانسرايي ابداع شد كه قصه هاي ساده اي اينگونه مي گفت: روزي روزگاري جان پير در غار زندگي مي كرد. جان مي دانست كه جان در غار اوست... درعوض بروتوس يك مي تواند نثر بسيار پيشرفته تري بنويسد. اما پس از هفت سال طراحي، بروتوس يك صرفا نويسنده اي با خلاقيت محدود است و فقط مي تواند قصه هايي با 500 كلمه بنويسد. محيط دانشگاهي تنها جايگاهي است كه قصه هايش در آن اتفاق مي افتد. بروتوس يك مي تواند فقط در مورد خيانت و اعمال مربوط بنويسد. درواقع نام اين نرم افزار اقتباس از توطئه گر مشهور ضد ژول سزار گرفته شده است. البته نوشتن در اين ارتباط تا حدي به رجحان طراحان برنامه مربوط مي شود. برينگسيورد معتقد است مسائل مربوط به نادرستي، هيجان انگيزتر است. اما دليل مهم ديگري نيز وجود دارد: بروتوس يك عشق را نمي فهمد. برينگسيورد گفت: اگر قرار باشد به جنبه مثبت امور بپردازيد، بايد بتوانيد عشق را تصور كنيد و ما نمي دانستيم چگونه اين كار را بكنيم. ولي خيانت موضوعي بود كه برينگسيورد و ديويد فروچي ديگر طراح آن توانستند به فرمولهاي رياضي درآورند. در بروتوس يك عمل گول زدن تا حدي اينگونه بيان مي شود: X به Y خيانت مي كند اگر و فقط اگر چيزي به اسم X وجود داشته باشد كه Y مي خواهد. شخصيتها مانند مهره هاي تسبيح از ميان يك رشته فرمول مي گذرند و داستان روايتي را شكل مي دهند. داستاني كه از بروتوس يك بيرون مي آيد، نثر انگليسي مناسبي دارد چرا كه اطلاعات اوليه داستان به آن داده شده مثلا است قواعد دستوري ساخت جمله به آن داده شد. به علاوه اين برنامه قواعد اساسي داستان نويسي همچون محل قرارگيري نقل قولها را مي داند. بروتوس يك مي تواند با ذكر اسم برخي اشيا به جايگاه اتفاق داستان آب و رنگ بدهد. نثر نرم افزاري ممكن است قدري مستقيم و قوي به نظر آيد: موجي از خشم برخاست و مانند خون مذاب در تمام سلولهاي بدنش راه افتاد. و البته ممكن است به نظر قدري خشك بيايد: براي دكتر شدن، بايد به هنگام ارائه پايان نامه امتحان شفاهي داد. اما روي هم رفته اين مثالها مانند نثر انسان است. اخيرا مسابقه اي در اينترنت برگزار شد و در آن پنج نمونه نثر ارائه و از شركت كنندگان خواسته شد نثر رايانه اي را حدس بزنند. فقط يك چهارم از شركت كنندگان توانستند نثر مورد نظر را انتخاب كنند. در عين حال، آنان نثر رايانه اي را ضعيفترين گزينه خواندند. يك اصل مهم در نگارش، گزينش واژگان است كه جمله را تشكيل گزينش مي دهند واژه است كه جمله بودن يا نبودن را آهنگين تر از آيا بايد خودم را؟ بكشم نشان مي دهد. برنامه ريزي رايانه براي چنين گزينشهايي دشوار است. كتلين كوي، استاد رايانه دانشگاه دلور كه متخصص طراحي برنامه هاي توليدكننده جملات طبيعي است، گفت: مشكل اين است كه شخص مي تواند تشخيص دهد چه نثري خوب است، اما به سختي مي تواندخوبي آن را تعريف كند. چنين نثري مي تواند از ساختار كاملا دستوري برخوردار باشد و مطالبي را كه بيان مي كند، كاملا معقول باشد، اما در عين حال مانند متن واقعي نباشد. كارشناسان زبان رايانه توانسته اند در طراحي برنامه هايي كه براي تصاوير زيرنويس مي نويسد، خلاصه مقالات روزنامه ها را عرضه مي كند، گزارشهاي پزشكي تهيه مي كند و راهنماي موزه تدوين مي كند، پيشرفتهاي بزرگي بكنند. يك سامانه رايانه اي اخيرا طراحي شده است كه براساس داده هاي هواشناسي، پيش بيني وضع هوا را اعلام مي كند. با اين حال، بين گزارش وضع هوا و جنگ و صلح فاصله زيادي وجود دارد. واژه گزيني در داستان بسيار پيچيده تر است. احساس حاكم بر كارشناسان رايانه آن است كه نگارش رمان توسط رايانه حتي اگر امكان پذير باشد، تا سالها ممكن نيست. حتي اگر فرض كنيم رايانه مي تواند زبان خشك توليد كند، پرسش مهمتري راجع به حدود هوش مصنوعي وجود دارد. برخي دانشمندان معتقدند روزي فراخواهد رسيد كه رايانه ها بتوانند افكار انساني توليد كنند. اما سايرين همچون برينگسيورد طور ديگري مي انديشند. وي مي گويد رايانه ها هرگز نخواهند توانست با زندگي داخلي شخصيتهاي خود ارتباط برقرار كنند. آنها هرگز نمي توانند احساسات انساني داشته باشند. وي خاطرنشان مي كند ممكن است بروتوس يك يا جانشينان آن بتوانند نوعي داستان فرمول وار بنويسند، مانند فيلمنامه يك فيلم پرتحرك يا متن يك بازي ويدئويي. اما پس از هفت سال تلاش در اين عرصه، برينگسيورد بر اين اعتقاد است كه داستانسرايي دست اول صرفا قلمرو انسان خواهد ماند. وي مي گويد: احساس مي كنم مي دانم چه مي گويم، وقتي كه مي گويم انسان چيزهايي را خلق مي كند، به سختي اين كار كاملا واقفم چرا كه نمي توانم آن را بسازم.