Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781214-47545S12

Date of Document: 2000-03-04

آئين هاي نمادين در عيد نوروز در ميان جشن ها و آئين هاي كهن نوروزي، گاه به مراسمي برمي خوريم كه شكل و ساختار و زبان آن ها يك سره نمادين و سمبليك است. بدين مفهوم كه اقوام ايراني، پديده اي يا شخصي را كه تمثيل موقعيتي ويژه است از رهگذر آئين هاي نمايشي وارد صحنه مي كردند. تا حرف ها و نكات مورد نظر خود را بر زبان آورده باشند. در اين جستار، آئين هاي تمثيلي عمو نوروز، كوسه بر نشين و عروس گولي به مثابه نمونه اي از اين مراسم به اختصار رقم خورده اند. عمو نوروز از جمله آداب نوروزي يكي هم عمو نوروز است كه بابانوئل هاي كريسمس، اقتباسي از اين رويكرد ايراني است. براساس برخي باورهاي عاميانه (ماهنامه چيستا فروردين ) 69 ... نامزد عمو نوروز از يك ماه به نوروز مانده به داركوبها و چرخ ريسك ها مي گويد كه از برگ نورس درختان و گل هاي نوشكفته، قباي زيبايي براي عمو نوروز ببافند. مي گويند باد و توفان موسمي اسفندماه هم نشانه خانه تكاني نامزد نوروز است. همين نامزد نوروز، چند روز به عيد مانده اولين بوسه ها را از سرشاخه هاي درختان مي ربايد تا گل ها و درختان شكوفه بزنند.. بعد، سفره اي مي چيند و تخم مرغي به روي آينه اي مي گذارد. قليان را چاق مي كند و به مخده اي تكيه مي دهد و به انتظار عمو نوروز مي نشيند. كم كم خوابش مي برد. هنگام تحويل سال، عمو نوروز، از سفر طولاني برمي گردد و نامزدش را مي بيند كه به خواب عميقي فرو رفته است. به آرامي پكي به قليان مي زند و دهانش را به شيريني سفره عيد شيرين مي كند و سفر دوازده ماهه ديگري را در پيش مي گيرد... مي گويند سالي كه عمو نوروز و نامزدش به هم برسند دنيا به آخر مي رسد. اين مراسم در برخي نقاط كشور و از جمله در آذربايجان و غرب ايران با كمي تغييرشكل هنوز هم در روستاها ديده مي شود. در اين روستاها، در اوايل بهار، مردم شخصي را با برگ ها و شاخه هاي درختان مي آرايند و او را پيك بهاري مي نامند. در اين ميان، گروهي از مردم شادي كنان و آوازخوانان، پيك بهاري را همراهي مي كنند و به اتفاق او به در خانه ها مي روند و با كوبيدن دو چوب دستي به هم، نويد بهار و پايان زمستان را مي دهند: زمستان رفت بهار آمد هديه اي بدهيد تا براي ابرها پيراهني بخريم به نوشته جابر عناصري در ماخذ ياد شده اين نمايش تمثيلي و كارناوالي، بازيگر محلي را به هيئت بهاري سرسبز - با دردانه هايي از شكوفه ها و جوانه ها - نشان مي دهد و مردم تماشاگر را به تحسين مي كشاند، هرچند هنوز صولت سرما برقرار اما باشد چه باك كه در خيالخانه زيباي مردم، مي توان طبيعت را زنده و شاداب ديد و اگر هنوز زمين از خواب زمستاني بيدار نگشته و مخمل سبز نشان چمن را به زير پاي نگستراند، چه غم. مي شود در قلمرو نمايش هاي تلقيني، در قاب آيينه سفره هفت سين نوروزي، سبزي و طراوات مربوط به رويش جوانه هاي گندم و عدس و.. را تماشا كرد... نمايش كوسه برنشين از ديگر نمايش هاي نوروزي، آئين كوسا يا كوسه برنشين (كوسه گلين ) است كه حالت استعاري و كنايي دارد. در اين نمايش، شخصي به عنوان كوسه برگزيده و جامه اي پشت و رو به او پوشانده مي شود. وي كلاهي كاغذي و قيفي شكل بر سر مي گذارد و دور تا دور كمر خود را با زنگوله مي آرايد. كوسه برنشين كه آمده است تا پايان زمستان و بازگشت نوروز را نويد دهد، داراي دو دستيار است: يكي پهلوان پنبه و ديگري شخصي در كسوت بز. چند بازيگر نيز اين گروه سه نفره را همراهي مي كنند. در آغاز نمايش، نخست كوسه برنشين به دعوت پهلوان پنبه وارد صحنه مي شود و گاه يك ماسك بر چهره دارد. با ورود كوسه به صحنه نمايش، تماشاگران برايش كف مي زنند و هلهله سر مي دهند. كوسه نيز با خواندن اشعاري، وضعيت نامطلوب زندگي در زمستان را يادآور مي شود و نويد بهار را مي دهد. نمايش كوسه برنشين، نماد مبارزه زمستان و بهار و زايش گل و گياه و سبزه است. عروس گولي يكي ديگر از نمايش هاي آئيني نوروزگان، نمايش عروس گولي است كه هنوز در روستاهاي گيل و ديلم و مازندران اجرا عروس مي شود گولي نيز نمايشي تمثيلي است كه بازيگراني چند در آن ايفاي نقش مي كنند: پير بابو، عروس، دايره زن، كولبارچي و چندين بازيگر حاشيه اي، شخصيت هاي اصلي، اين نمايش را همراهي مي كنند. نقش عروس را در اين آئين نمايش همواره مردها به عهده در مي گيرند آغاز نمايش، پير بابو مردي ژنده پوش كه كلاه قيفي و منگوله دار به سر دارد به صحنه مي آيد. وي چهره خود را با زغال سياه مي كند و در حالي كه يك رشته زنگوله هاي كوچك از كمر خود آويخته است، شكلك در مي آورد. سپس غول به صحنه مي آيد و هنگام رقص با پير بابو به مبارزه سمبليك مي پردازد. هر يك از اين دو كاراكتر، دو چوب در دست دارند كه با آن با هم مي جنگند و شعر مي خوانند. در اين ميان دايره زن نيز ضرب مي گيرد و مي خواند: عروس گل آورده ايم جان و دل آورده ايم براي صاحبخانه نياورده ايم براي پسرش آورده ايم در اين نمايش، غول و پير بابو هر دو عاشق عروس اند و براي تصاحب او با هم به رقابت و مبارزه برمي خيزند و حركات آن ها براي تماشاگران خنده دار است. نمايش پير بابو به صورت كارناوال نيز اجرا مي شود. به اين شكل كه بازيگران از ميداني به ميدان ديگر شهر و روستا مي روند و نمايش خود را تكرار مي كنند. در اين ميان، شخصي به نام كولبارچي، گرد ميدان مي گردد و هديه هاي مردم را براي بازيگران جمع آوري مي كند. در نمايش پير بابو نيز كه داراي جنبه هاي قوي نمايشي و تمثيلي است، عروس، نماد بهار است كه مي خواهد به حجله نوروز برود. جواد نوشين در كتاب اوضاع تاريخي، سياسي، اقتصادي و جغرافيايي چالوس (انتشارات طهوري ) 1355 درباره اين نمايش نوشته است: پيام فرا رسيدن سال جديدبه وسيله عده اي از اشخاص با ذوق انجام مي گيرد. از قديم رسم بود كه دو يا سه نفر مثلا كلاه پوستي به سر مي گذاشتند و به جاي كفش، چرم و جوراب به پا مي كردند و پارچه هاي ضخيم پشمي مثل شولا و نمد به دوش مي كشيدند، زنگوله هايي به خود آويزان مي كردند و با چوب و كچك (چماق ) در حياط خانه ها به رقص و پايكوبي مي پرداختند و يك نمايش حقيقي اجرا مي كردند كه صد در صد جنبه فولكلوريك (عاميانه ) داشت. به مجموعه اين كيفيت (غول و پير بابو ) مي گفتند كه نظيرش در گيلان و ديلمستان، عروس گوله يا آروس گوله نام داشت و اشعاري نيز به زبان محلي در حين رقص مي خواندند. (فروردين 69 چيستا ص ) 786