Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781214-47537S2

Date of Document: 2000-03-04

عوامل موءثر در افزايش آسيب پذيري زنان گزارش تحليلي پيرامون زنان آسيب ديده اجتماعي عوامل موءثر بر گسترش فحشاء در بيان علل و زمينه هاي موءثر در گسترش پديده روسپيگري و فحشاءدر جامعه، نقطه نظرات متفاوتي ارائه گرديده است. گزارش حاضر درصدد است از ميان علل عديده اي كه موجبات رواج اين معضل اجتماعي و اخلاقي را فراهم مي كنند، برخي را كه به نظر مهم تر مي نمايانند، عنوان نمايد، البته بايد خاطرنشان ساخت كه ترتيب عوامل عنوان شده در ذيل، دليل بر اولويت و تقدم آنها بر يكديگر نيست. - 1 فقر و گرسنگي يكي از عوامل مهم و انكارناپذير فحشاء فقر و گرسنگي است و اين پديده تلخ در جوامعي كه هيولاي مهيب فقر بر آنها سايه افكنده است، به خوبي مشاهده مي شود، طبق يك آمار دقيق و حساب شده نه دهم فواحش، كساني هستند كه در محيط فقر و نكبت بزرگ شده اند. بنابر نتايج تحقيقي كه توسط آموزشگاه عالي خدمات اجتماعي در سال 1347 انجام شده است; درصد 84 روسپيان از خانواده هاي متوسط و فقير برخاسته اند. آمار ديگري در همين زمينه، تعداد زنان و دختراني را كه به خاطر تامين مخارج زندگي تن به فحشاء داده اند (چه از اول فقير بوده يا بعدا دچار فقر شده اند ) مشخص مي كنددرصد 20 روسپيان به خاطر تامين مخارج زندگي تن به خودفروشي داده اند و اين رقم بعداز فريب، بزرگ ترين رقم در مورد چگونگي سقوط روسپيان است. البته كساني هم هستند كه در منتهاي فقر و نداري و گاه گرسنگي، به خاطر اصالت خانوادگي و ايمان محكمي كه دارند، صورت خود را با سيلي، سرخ نگه مي دارند تا كسي از راز فقر آنان آگاه نگردد و پرده آبرويشان دريده نشود. ولي در خانواده اي كه فقر، عدم شخصيت و نداشتن ايمان، هر سه با هم در آن جمع است، چنانچه براثر محروميت ها و عقده ها، اعتياد هم بر آن اضافه شود، آن وقت وجود يك دختر، وقتي به سن بلوغ مي رسد، خطرناك ترين مرحله اي است كه براي يك خانواده تهيدست پيش مي آيد و دوران خطرناكي است كه امكان آلودگي به مفاسد اجتماعي در آن بسيار زياد است. البته بايد پذيرفت كه انحرافات اجتماعي خصوصا از اين قبيل، خاص طبقه فقير نيست، اغنياء و ثروتمندان نيز به كج روي گرايش دارند و علت كج روي آنها را بايد در رفاه بيش از حد اقتصادي و فقر فكري و معنوي آنها جستجو كرد. لذا به نظر مي رسد كه انحرافات جنسي در ميان افراد همه طبقات وجود دارد، ولي فقط آنهايي كه به دلايلي توصيف مي شوند، معمولا وابسته به گروه هاي فقير و كم بضاعت جامعه مي باشند. فحشاء رسمي و شناخته شده كه خود ناشي از فقر، جنگ، عدم آگاهي و آموزش و ديگر عوامل اجتماعي و اقتصادي است به طور كلي در ميان طبقات پايين اجتماع با توجه به فرهنگ آنها بيشتر به چشم مي خورد، درحالي كه در طبقات مرفه جامعه شكل ديگري دارد. - 2 خانواده (چگونگي تعليم و تربيت ) با توجه به اين كه خانواده مهم ترين عامل براي چگونگي تربيت فرد مي باشد، در نتيجه خوب شدن يا بد شدن، كج روي يا پيروي از راه راست در اولين مرحله زاييده رابطه مستقيم با اخلاقيات والدين و خصوصيات در آنهاست مورد تربيت فرزندان بايد متوجه اين موضوع باشيم كه مكان وهمنشيني كه از آنها به عنوان محيط اجتماعي ياد مي شود، تا چه اندازه در تربيت افراد جامعه موءثر است. والديني كه به علت موقعيت هاي اجتماعي و درآمد خوب مي توانند كليه خواست هاي فرزندان خود را برآورده سازند، در حقيقت سبب مي شوند فرد از اجتماع خود نيز چنين انتظاري داشته باشد و چون اجتماع فقط تا اندازه اي مي تواندخواست هاي فردي را كه از زيربار مسئوليت ها شانه خالي كرده فراهم نمايد، باعث نوعي رفتار ضداجتماع در فرزندان خود در آينده مي شوند، از طرفي طفلي كه در دامان مادري كه نه از موقعيت خوب و نه از درآمد خوب برخوردار است و براي ادامه زندگي مجبور است طفل را به حال خود گذارد و براي هر چه بيشتر به دست آوردن چيزهايي كه در جامعه مي بيند و مي شنود كار كند، پرورش مي يابد، وقتي وارد اجتماع شود مسلما تضاد را خواهد فهميد و باز در اينجا يك رفتار ضداجتماع رخ خواهد داد. اين رفتار ممكن است در قالب اعمال منافي عفت ظاهر گردد. لذا محيط زيستي و تعليم و تربيت را نمي شود در توصيف انحرافات از نظر دور داشت، چرا كه مهم ترين عامل موءثر در انحرافات و كجروي هاي افراد را مي توان درمحيط اجتماعي كه در آن تربيت مي يابند، يافت. - 3 بيكاري در اينجا بايد به يكي از عوامل مهم و موءثر در بروز انحرافات اجتماعي و منجمله روسپيگري و فحشاء كه بيكاري است توجه شود. از آن جا كه كشور ما (ايران ) در حال حاضر يكي از جوان ترين كشورهاي دنياست (به لحاظ تركيب سني جمعيت ); و نيروي جوان درجستجوي كار، عدم وجود كار ( بيكاري ) و مشكلات روز افزون زندگي، از جمله عوامل موءثر در بروز انحرافات اجتماعي است، بيكاري خودباعث بروز اختلاف طبقاتي در حد گسترده مي گردد، اين تضاد طبقاتي به لحاظ اقتصادي از جمله عوامل موءثر در گسترش فحشاءاست. بيكاري از جمله موانع عمده بر سر راه ازدواج و تشكيل خانواده جوانان است. لذا بيكاري، به واسطه عدم تامين اقتصادي جوانان، سن ازدواج را بالا مي برد و با توجه به اين كه مشكلات روزبه روز زياد مي گردد، لذا ازدواج جوانان را با مشكل مواجه مي سازد. ليندسي به اين حقيقت مسلم اينگونه اشاره مي كند كه آنچه مانع زناشويي جوانان مي گردد، بي پولي است و نياز به پول در زندگي زناشويي قسمتي به خاطر نگهداري اطفال و قسمتي هم به اين سبب است كه رسم نيست زن كار كند ومعاش خود را شخصا تامين نمايد. با توجه به گفته اين قاضي، بيكاري از جمله موانع تحقق ازدواج جوانان است وچنانچه بخواهيم مساله جنسي مايه و موجب اشتغال خاطر نگردد، ناگزير بايد آن را به همان صورتي بنگريم كه جامعه به غذا مي نگرد. عمل جنسي نيز مانند خوراك و پوشاك يك نياز طبيعي است. با منحرف ساختن جهت اميال طبيعي نمي توان مردان و زنان سالمي به وجود آورد كه توجهشان به جهان خارج معطوف باشد، براي نيل به اين منظور بايد كليه نيروهايي را كه لازمه يك زندگي شاد و سعادت آميز هستند پابه پاي هم و به شيوه اي متوازن پرورش داده تا از طرفي موجب ارضاي نياز طبيعي شده و از سويي ديگر، از بروز و اشاعه انحرافات جنسي (فحشاء ) پيش گيري نمود. مرداني كه ازدواج براي آنها ممكن نشده، به دنبال ارضاي غريزه جنسي خود (به صورت لحظه اي ) به اعمالي دست مي زنند كه نتيجه آن گسترش مفاسد اجتماعي در جامعه مي باشد و زنان و مرداني كه مي بايست پدر و مادراني باشند كه در كانون گرم خانواده موجبات تداوم جامعه را فراهم سازند، متاسفانه به عنوان فاعل و مفعول، گسترش دهنده فحشاء در جامعه مي گردند. ما امروزه با نگاهي در جامعه مي توانيم زنان ودختراني را ببينيم كه به خاطر فقر و نداري و در راستاي برآوردن نيازهاي زندگي روزمره خود، به اعمال منافي عفت دست مي زنند، نيروي فعالي كه مي بايد در بخش هاي فرهنگي و اقتصادي جامعه اشتغال يابند تا توسعه جامعه را در كل ممكن گردانند. - 4 نوسانات شرايط اقتصادي نوسانات شرايط اقتصادي (كه جامعه ما درحال حاضر با آن روبه روست ) فقر، و بيكاري را افزايش داده و از دلگرمي افراد كاسته و روحيه آنها را تضعيف مي گرداند، كه به اعتقاد برخي كاهش ميزان درآمد و سستي بنيان هاي اقتصادي جوامع، افزايش جرايم جوانان و ارتكاب جرم به طور كلي، روسپيگري و.. را به دنبال دارد. - 5 مهاجرت و شهرگرايي در ارتباط با فقر و رابطه آن با فحشاء و روسپيگري، بايد به مهاجرت و شهرگرايي روستائيان نيز توجه نمود، امروزه در شهرهاي بزرگي چون تهران كه جوانان بيكار جوياي كار از شهرستان ها بدان ها گسيل مي گردند، فحشاء نيز گسترش مي يابد. چون فرد مهاجر، خود را از قيد و بندهاي جامعه سنتي و روستايي كه همواره او را كنترل مي نموده، رها و آزاد مي يابد، دست به هر كاري مي زند و چون به خاطر بيكاري و فقر در برخي موارد موفق به ازدواج نگرديده و در ارضاء غرايز جنسي خود مانعي نمي بيند لذا بدان مبادرت مي ورزد و چه بسيارند زنان ودختراني كه به خاطر تهيه و خريد وسايل زينتي و زيبايي و به دست آوردن آنها، به خصوص اگر درآمد نداشته باشند، به خودفروشي مبادرت مي ورزند و بدين وسيله زمينه گسترش فحشاء را فراهم مي سازند. لذا فراهم نمودن امكانات اشتغال براي افرادمهاجر در زادگاهشان، مي توانددر جلوگيري از معضل اجتماعي - فرهنگي موءثر واقع گردد. - 6 بي سوادي و عدم آگاهي يكي ديگر ازعوامل موءثر در فحشاء كه نبايد آن را فراموش كرد، بي سوادي و نداشتن معلومات اجتماعي است. طبق آمارهايي كه به دست آمده است، اكثر مرتكبين جرايم، منجمله فواحش، بي سوادند. به موجب يكي از تحقيقات انجام شده /88 3درصد از روسپيان بي سوادند و اكثر باسوادان تحصيلاتي در سطح ابتدايي دارند و نيز براساس اطلاعات به دست آمده از وضعيت زنان زنداني در 10 استان كشور در سال نزديك 1377 به 50 درصد آنان بي سوادند. آمار ديگري كه به موجب تحقيق فوق الذكر به دست آمده، حاكي از آن است كه اكثر روسپيان در خانواده هايي متولد و پرورش يافته اند كه عموما بي سواد بوده اند: /29 5تنها درصد از پدران روسپيان /7 2و درصد ازمادرانشان باسواد بوده اند. -اعتياد 7 به مواد مخدر اعتياد به مواد مخدر نيز از جمله عوامل موءثر در گسترش فحشاست. بنابر نتايج تحقيقي كه طي سال هاي 13721367 در مراكز بازپروري زنان ويژه انجام شده است /37 7پدران درصد جامعه آماري پژوهش اخير، مشكل اعتياد به مواد مخدر داشته اند و /15 2مادران درصد افراد تحت پوشش اين مراكز مشكل اعتياد داشته اند /37 3و درصد زنان و دختران جامعه آماري اظهار داشته اند كه در خانواده آنها اقلا يك فرد معتاد وجود دارد. - 8 عدم توافق اخلاقي و سازش بين زوجين يكي ديگر از عوامل موءثر در گسترش فحشاء در جامعه، عدم توافق اخلاقي و سازش بين زوجين است. در ارتباط با طلاق و فرار از خانه و تاثير آن در گسترش فحشاء در جامعه، اطلاعات به دست آمده از تحقيق در مراكز بازپروري زنان ويژه نشان مي دهد كه: /82 8در درصد جامعه آماري، يكي از افراد فاميل درجه يك، همسر خود را طلاق داده و يا از همسرش طلاق گرفته است و 60 درصد از افراد نمونه اقلا يك بار از منزل فرار كرده اند و براي بيش از درصد 47 آنها اين فرار قبل از سن 15 سالگي اتفاق افتاده است. - 9 تسليم به اميد ازدواج تسليم به اميد ازدواج نيز از جمله علل سقوط دختران و زنان به جاده بدنامي قلمداد مي گردد شايد بيش از 90 درصد دختران به اميد ازدواج با پسر يا مردي طرح آشنايي و دوستي مي ريزند و چه بسا به خاطر همين اميد، خيلي زود فريب خورده، خود را تسليم مي سازند، پديده اي كه امروزه به كرات در گوشه و كنار شهرمان ( تهران ) اتفاق مي افتد. اين دختران از روي ساده لوحي و خوش باوري و بنابر احساس مرموزي كه در بهار بلوغ به آنها دست مي دهد، تحت تاثير عواطف زودگذر قرار گرفته، پيشنهاد پسران را براي دوستي مي پذيرند، ولي غافل از آنند كه عشق قبل از خواستگاري و تسليم قبل از ازدواج رسمي، هرگز ثمره اي ندارد و آنان را به آرزويي كه دارند نمي رساند و اما از آن طرف، كمتر مردي به خاطر ازدواج با دختري طرح دوستي مي ريزد و عاقبت اين دوستي ها كه بهانه آن ازدواج است، اغلب به فريب و كام جويي از دختران منتهي مي شود و چون سرمايه يك دختر عفت اوست و بدون آن ارزشي ندارد، تسليم او زمينه و آغازي است براي فحشاء چه در آن صورت نه راهي به خانه شوهر دارد و نه رويي براي بازگشت به خانه پدر و لذا اين خود از عوامل گرايش اين قبيل دختران به عرصه فحشاء مي باشد. - 10 فريب و اعتماد بي جا عامل ديگري كه مي تواند در گسترش فحشاء موءثر باشد، فريب و اعتماد بي جا به مردم است. دختري كه به دلايلي از خانه پدر ناراضي است، زني كه از شوهرش رضايت ندارد و زندگي برايش تلخ و ناگوار است، زن يا دختري كه مجبور است به تنهايي و بدون هيچ حامي و پشتيبان دلسوزي كار كند تا زندگيش اداره شود، اين دختر و آن زن هر دو، مسلما نيازمند محبت هستند و از حصار تنهايي راهي براي گريز مي جويند و هم صحبتي كه با او درددل كنند و تسلي يابند. در اين حالات غربت و دلتنگي، هر لبخندي و هر محبتي، هر چند كوتاه مدت و ناچيز باشد، باز هم ارزشمند است و زن يا دختر تنها، به اميد رسيدن به محبت پايدار و رهايي از تنهايي به دنبال آن مي رود تا شايد گشايشي در كارش پيش آيد و آشنايي به همين نياز شديد است كه برخي دام خود را بر سر راه دختران و زنان تنها و نيازمند محبت مي گسترانند و آنان را به محيط فحشاء مي كشانند. ادامه دارد