Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781214-47535S4

Date of Document: 2000-03-04

حمايت از تئاترحمايت از خانه سالمندان نيست سياستگذاري در تئاتر در گفت وگو با كورش نريماني نويسنده و كارگردان نمايش شبهاي آوينيون وقتي * نبض اقتصاد و آموزش و علم و سياست و فرهنگ و ورزش ما در پايتخت مي زند، چه انتظاري است كه تئاتر نيم بندمان مركز مدار؟ نباشد اشاره: در چند شماره گذشته سياستهاي حمايتي تئاتر مورد بحث و بررسي با چند تن از چهره هاي شاخص تئاتري قرار گرفت. در اين شماره به سراغ كورش نريماني نويسنده و كارگردان جوان نمايش شبهاي آوينيون رفتيم كه در جشنواره هيجدهم تئاتر فجر موفق به دريافت 8 جايزه گرديد. اين نمايش در بخشهاي زير موفق به دريافت جايزه شد: * جايزه دوم نمايشنامه نويسي - كورش نريماني * جايزه دوم كارگرداني - كورش نريماني * جايزه اول بازيگري مرد - سيامك صفري جايزه * سوم بازيگري مرد - داريوش موفق * جايزه دوم طراحي صحنه - پانته آ حميدخاني * اعطاي لوح سپاس به نادر برهاني مرند و شبنم فرشادجو، دو بازيگر ديگر نمايش * و در نهايت، جايزه نمايش برگزيده جشنواره به مفهوم مطلق * به نظر شما سياست هاي حمايتي تئاتر چگونه؟ است نريماني: به عقيده بنده تا زماني كه نوع نگاه مسئولين فرهنگي كشور و نيز عامه مردم به هنر شريف و انساني تئاتر تغيير نكند و تا زماني كه لزوم وجود و داشتن تئاتري در شان فرهنگ و تمدن كشورمان از سوي سياستگذاران فرهنگي عميقا باور نشود و در يك كلام تا زماني كه اين هنر به عنوان عاملي تاثير گذار در روند رشد فرهنگي و اجتماعي و سياسي جامعه جدي گرفته نشود، صحبت از سياست هاي حمايتي در تئاتر بيشتر به يك شوخي مي ماند. حمايت از تئاتر حمايت از خانه سالمندان نيست. بحث بر سر چگونگي بودن و درك اين هنر چند است وقت پيش جناب آقاي خاتمي رئيس جمهور محترم در مراسم گشايش خانه تئاتر با اظهار تاسف، از ناديده گرفته شدن رديف بودجه اي خبر داد كه سالها پيش به همت خود ايشان و مسئولين وقت مركز هنرهاي نمايشي براي تئاتر در مجلس به تصويب رسيده شده بود. براي هنرمندان فرهيخته تئاتر غم انگيزتر از عدم توجه مالي، عدم توجه و باور نمايندگان محترم مجلس به اصل و اساس و وجود اين هنر بود. آنهم درست زماني كه بحث داغ گوشت و تخم مرغ و لاستيك و آدامس و مرمت سوراخ لايه ازن بحثي همه گيرتر و اساسي تر از هنري غريب مانده و بي اصل و نسب چون تئاتر باشد! * تئاتر حرفه اي در ايران را چگونه مي بينيد و آيا معيارهاي تئاتر حرفه اي در كشور ما با استانداردهاي جهاني همخواني؟ دارد نريماني: خواهش مي كنم اين را از من نپرسيد. ما تازگي ها به زحمت توانسته ايم لقب يك گروه جوان تجربه گر را براي خودمان دست و پا كنيم. هنوز موي سر ما آنقدرها سفيد نشده كه خداي ناكرده قادر باشيم از تئاتر حرفه اي حرفي بزنيم! راستش را بخواهيد از آنسوي مرزها هم خبر چنداني از معيارهاي تئاتر حرفه اي ندارم. تنها مي توانم عقيده ام را بگويم. به نظر من تئاتر حرفه اي، تئاتر استمرار و تداوم و سبك و سياق شناخته شده است با تماشاگران تربيت شده اش. و تئاتر حرفه اي يعني هنرمندي كه با الفباي هنرش كاملا آشناست و با تسلط و شناخت كامل به ابزار كارش، نيازهاي روحي جامعه اش را با هنرش پاسخ مي دهد، فارغ از دغدغه هاي مالي و مشكلات و موانع ريز و درشت سر راه. تا زماني كه هنرمند حرفه اي تئاتر ما شهرتش را از تلويزيون مي گيرد و پولش را از سينما و تنها خستگي و دلمردگي اش را به صحنه مي كشاند، معيارهاي تئاتر حرفه اي ما استثنايي ترين و منحصربه فردترين معيارها در جهان هنرهاي نمايشي است. * براي انجام تمرين و تدارك به صحنه بردن نمايش تان، چه تسهيلات و امكاناتي از سوي مركز هنرهاي نمايشي در اختيار شما گذاشته؟ شد نريماني: انصافا مسئولين مركز هنرهاي نمايشي هر آنچه كه در توان داشتند از ما مضايقه نكردند، اما زمان كم و عجله و شتابي كه بر فضاي جشنواره حاكم بود عملا امكان استفاده بهينه از اين امكانات را تا حدود زيادي از ما گرفت. زماني شانس استفاده از مكان تمرين - آنهم تنها دو ساعت در روز - را پيدا كرديم كه نيمي از تمرين مان را اجبارا در منزل مسكوني مان انجام داده بوديم و زماني كمك مالي مركز به دادمان رسيد كه بخش اعظم دكور و لباس و لوازم مورد نياز نمايش مان را از جيب هميشه خالي مان پرداخته بوديم. اميدوارم سال آينده مسئولين اجرايي جشنواره تدابيري بيانديشند كه اين حرف اساسي هيات محترم داوران يعني تدارك جشنواره بعدي را از همين فردا آغاز كنيم بر زمين نماند. * فكر مي كنيد در چند سال گذشته نمايشنامه نويسي - كه از جمله نقطه ضعف هاي مهم تئاتر كشور است - پيشرفتي داشته ؟ است به نظر شما حمايت در اين حوزه چگونه بايد؟ باشد نريماني: بله. فكر مي كنم در يكي دو ساله اخير كه تئاتر كشور از بن بست بي انگيزگي و غربت اش بيرون آمده و به همت مسئولين كنوني فضاي مناسبي براي اين هنر و هنرمندانش فراهم آمده، نشانه هايي از پيشرفت و رشد نمايشنامه نويسي در كشور ديده مي شود. نمايشنامه نويسان پيشكسوت تر مجددا دست به قلم برده اند و نمايشنامه هاي با ارزش، اما خاك خورده تا حدودي امكان اجرا پيدا كرده اند. نمايشنامه نويسان جواني هم با انگيزه و انرژي مضاعف شروع به كار كرده اند كه ثمره كارشان را ان شاءالله در آينده اي نزديك خواهيم ديد. به نظر من چنانچه گروههاي تئاتري هرچه زودتر شكل بگيرند و نمايشنامه هايي كه در لواي اين گروهها نوشته مي شوند امكان اجرا بيابند و نمايشنامه نويسان لااقل آنقدري تامين باشند كه نيازي به امكانات مالي سينما و تلويزيون و... نداشته باشند، مطمئنا افق هاي تازه اي به روي نمايشنامه نويسي و اصولا تئاتر كشور گشوده خواهد شد. * گروه شما (گروه تئاتر معاصر ) از جمله گروههايي بوده كه امكان مسافرت به خارج از كشور را يافت. درباره سياستهاي مركز براي ارتباط هنرمندان تئاتر ايران و ساير كشورها بگوييد. نريماني: بله، ما به همت مسئولين مركز اين شانس را پيدا كرديم كه در جشنواره تئاتر بلاروس شركت كنيم و از نزديك با بخشي از تئاتر روز اروپا آشنا بشويم. براي گروه تئاتر معاصر اين فرصت بسيار ارزشمندي بود. اميدوارم توانسته باشيم بخشي از يافته هاي سفرمان را در اين جشنواره نشان بدهيم. به هر صورت تئاتر ما براي آنكه قادر باشد در ابعاد جهاني حرفي براي گفتن داشته باشد - كه شخصا معتقدم چنين قابليتي را دارد - نيازمند ارتباطات جهاني است. حال چه به صورت سفر گروههاي داخلي به خارج از كشور باشد يا شركت گروههاي خارجي در جشنواره تئاتر فجر. به نظرم نفس عمل مركز هنرهاي نمايشي كاملا درست و بجاست. ايده آلش اين است كه از گروههاي شناخته شده با پيشينه و سابقه اجرايي مشخص - كه تا حدود زيادي هم براي هنرمندان تئاتري ما شناخته شده اند - دعوت شود تا هنرمندان و دانشجويان تئاتري بهتر و بيشتر با سبك و سياق اجرايي اين گروهها آشنا شوند. يا حتي اگر امكان كار مشترك مابين اين گروهها و گروههاي تئاتري خودمان فراهم شود، نور علي نور است. كه البته عرض كردم اينها فقط يك ايده آل است. * در چند سال گذشته تئاتر شهرستان با كم توجهي روبرو شده است، گمان نمي كنيد كه تئاتر ايران بيش از حد مركز مدار شده؟ باشد نريماني: البته من دقيقا نمي دانم منظورتان از كم توجهي چيست. اگر منظورتان كمبود امكانات در تئاتر شهرستان است، اول اينكه اين مشكل تازه اي نيست و دوم اينكه بايستي قضاوت درستي صورت بگيرد كه ميزان تسهيلات و امكاناتي كه به گروههاي تئاتر در تهران اعطا مي شود با امكانات گروههاي شهرستاني تا چه حد متفاوت است. اگر از من بپرسيد، بنده با توجه به اينكه خودم شهرستاني ام و پيش از اين در شهرستان هم كار مي كرده ام به شما مي گويم كه از بعضي جهات كار در شهرستان به مراتب سهل تر و بي دغدغه تر از تهران است. در شهرستان براي تمرين نمايش خودت لااقل مي تواني با روانداختن به فلان مدير فلان اداره يا حتي خود ارشاد يك محوطه مناسب براي خودت دست و پاكني، اما در تهران پيدا كردن مكان تمرين آنهم براي گروههايي كه ناشناخته ترند، حتي در بحبوحه جشنواره به گذشتن، از هفت خوان رستم مي ماند. براي يك ساعت و نيم تمرين مفيد روزانه چندين نفر زير نامه ات را امضا مي كنند و واي به روزي كه بازيگرت در گره ترافيك هميشه سنگين شهر گم و گور شود! اين يعني يك ساعت و نيم تمرين معطلي و واماندگي! در شهرستان آقامنش ترين بازيگرت را مي تواني با يك تاكسي دربست 100 توماني در اسرع وقت سرتمرين بكشاني. اگر بچه هاي شهرستان روزهاي سردرگمي و ازدحام گروههاي بي شمار تهراني را در گرماگرم روزهاي جشنواره ببينند، براي روزهاي خلوت و بي دغدغه تمرين شان در همان اطاق هاي نمور فلان اداره، اسپند دود مي كنند... باور كنيد مي توانم ليست بلند بالايي از مشكلات ريز و درشت تمرين همين نمايش خودمان براي رفقاي عزيز شهرستاني ام رو كنم تا از اين همه موهبت حيرت كنند. با اين حال من فكر مي كنم بزرگترين مشكل - يا بهتر بگويم معضل - براي تئاتر شهرستان كمبود آموزش، و محروم شدن از تماشاي تجربيات ديگران است كه اين البته تا حدودي زائيده تقدير است و بخش اعظم آن تاوان همان درد هميشگي تئاتر كشور ماست. بي توجهي و ناديده گرفتن! به هر حال وقتي نبض اقتصاد و آموزش و علم و سياست و فرهنگ و ورزش ما در پايتخت مي زند، چه انتظاري است كه تئاتر نيم بندمان مركز مدار؟ نباشد بزرگترين جشنواره تئاتري دنيا در شهر كوچكي برپا مي شود كه صدها كيلومتر تا شهر پاريس فاصله دارد، اما بهترين تيم باشگاهي فوتبال فرانسه هم يك تيم شهرستاني است و پررونق ترين و پرجمعيت ترين شهر امريكا نيويورك است و قلب سينماي جهان - هاليوود - در ايالت لس آنجلس مي تپد! * به نظر شما آيا خانه تئاتر ايران مي تواند آينده اي مثبت را براي اهالي تئاتر پيش رو؟ بياورد نريماني: اميدوارم كه بتواند، راستش را بخواهيد من از فعاليت خانه تئاتر ايران اطلاع چنداني ندارم و تنها خاطره اي كه از آن به ياد دارم مبلغ دو هزار توماني است كه بابت حق عضويت در آن پرداخت كردم و چند جلسه اي كه در آن اعضاي محترم، هيات مديره اش را انتخاب كرديم. تا چه پيش آيد. * تئاتر شهر به دليل مركزيت تئاتر كشور مورد تقاضاي اكثر اهالي تئاتر براي به صحنه بردن نمايش است، به نظر شما چه بايد كرد تا هم نمايش هاي مناسب روي صحنه برود و هم ديگر سالن هاي شهر از تماشاگر خالي؟ نمانند نريماني: به هر حال اكثر اهالي تئاتر ترجيح مي دهند كارشان مخاطبان بيشتري داشته باشد و درصد تماشاگراني كه براي تماشاي نمايش به تئاترشهر مي آيند با هيچ سالن ديگري قابل مقايسه نيست. اما مسئله اصلي اينجاست كه در سالهاي اخير بيشتر به اين مسئله دامن زده شده است. در اين سالها كه بي تعارف ميزان فروش گيشه تئاتر به ميزان شهرت بازيگرانش در سينما و تلويزيون وابسته شده، پرفروش ترين نمايش ها يا بهتر بگويم نمايش هايي كه بيشترين تعداد بازيگران مشهور تلويزيوني را داشته اند، فقط و فقط در مجموعه تئاتر شهر و جالبتر آنكه در سالن اصلي آن به اجرا گذاشته شده اند. حال فرض كنيم همين نمايش ها با همين درصد شهرت بازيگران و دست اندركارانشان در سالن هاي ديگري از شهر اجرا مي شدند، چه اتفاقي؟ مي افتاد به نظر من دو اتفاق مثبت. يكي اينكه تماشاگراني كه به هر قيمت ممكن براي ديدن فلان چهره تلويزيوني به هر نقطه از شهر تهران مي روند، به تدريج با سالن هاي ديگر تئاتر آشنا مي شدند، دوم اينكه گروههاي ناشناخته تر - كه به جرات مي توانم بگويم تنها مشكل شان عدم شهرتشان است - شايد براي اولين بار امكان اين را پيدا مي كردند در مجموعه تئاتر شهر مخاطبان بيشتري داشته باشند. من باب يادآوري يك مطلب ديگر را هم بگويم. سالها پيش آقاي دكتر علي رفيعي و گروه خلاقشان وقتي مجددا، صحبت لزوم داشتن كارگاه ثابت را مطرح كرد و با كم توجهي مسئولين وقت مركز روبرو شد، پيشنهاد كرد انبار دكور تالار وحدت را هم براي تمرين وهم اجراي كارهاي گروهش به او بدهند. مسئولين آن موقع ظاهرا اين حرف او را به شوخي گرفتند و به همين خاطر فورا انبار دكور تالار وحدت را در اختيارش با گذاشتند گذشت يكي دو ماه وقتي مسئولين وقت متوجه شدند رفيعي و گروهش شوخي نمي كنند و دو سه كار اجرايي همزمان را آماده اجرا دارند، تمام استعدادشان را به كار گرفتند تا مانع اين حركت شوند و اتفاقا موفق هم شدند.؟ مي بينيد به هر حال براي گروهي كه به كار خود ايمان و اعتماد بيشتري دارند و صادقانه تر از ديگران تنها به تئاتر به مفهوم حقيقي اش فكر مي كنند، انبار دكور تالار وحدت هم مي تواند مكان ثابتي براي تمرين و اجراي مداوم و ثابت تئاتر باشد.