Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781214-47535S1

Date of Document: 2000-03-04

چو دخلت نيست خرج آهسته تر كن... پاسخي ديگر به جوابيه اداره كل بازرگاني صدا و سيما در ارتباط با پخش آگهي هاي تجاري از اين رسانه اشاره; چندي قبل، اداره كل بازرگاني صدا و سيما در پاسخ به انتقادهاي مخاطبان تلويزيون به پخش گسترده آگهي هاي تبليغاتي از اين رسانه كه در روزنامه به چاپ رسيده بود، جوابيه اي به همشهري ارسال كرد كه در شماره 1994 چاپ شد. از قرار معلوم، متاسفانه پاسخ هاي داده شده نتوانسته نظر مخاطبان تلويزيون را تامين كند و در اين ارتباط، به طور مستمر نامه ها و نوشته هاي فراواني را دريافت مي كنيم كه چند مورد از اين اظهارنظرها را تاكنون در صفحه راديو تلويزيون چاپ كرده ايم. يكي از دبيران بازنشسته اصفهاني نيز با ارسال يك نوشته انتقادي، ضمن پاسخ به جوابيه اداره كل بازرگاني صدا و سيما، راه هاي منطقي پخش آگهي از تلويزيون را هم پيشنهاد كرده كه در پي آمده است. آنچه باعث شد، اين نوشته قلمي شود، پاسخ غيرمنطقي اداره كل بازرگاني صدا و سيما به مطلب مندرج در شماره /9/78 199413آن روزنامه بود. جاي تاسف است كه بازرگاني صدا و سيما تبليغ - آن هم از نوع پفك نمكي، چي توز و... را، عامل ايجاد اشتغال به شمار مي آورد - بگذريم از اين كه واقعا مزاح فرموده اند و خودشان هم براين باور نيستند و صرفا خواسته اند توجيه كرده باشند - اما نمي گويد، اين اشتغالزايي، شامل چندين نفر؟ مي شود بيست نفر، پنجاه نفر يا؟ صدنفر كه البته اگر هزار نفر را هم دربربگيرد، ارزش اين را ندارد كه دستگاهي چون صدا و سيما كه داعيه مردمي دارد، دل ميليونها نفر را به خاطر رضايت يك هزار نفر برنجاند. براي آن سازمان كه در تهيه انواع گزارش - ازجمله برنامه اخير پژواك يد طولايي دارد، كار مهمي نيست، مي تواند به جاي تهيه برنامه هايي چون و اين چند نفر.. - كه واقعا شورش را درآورده بودند از آن شروعش كه از قطار پياده مي شدند تا پايانش كه... - ده بيست نفر از گزارشگرانش را به سطح خيابانها و شهرها گسيل دارد و از مردم بپرسد كه با اين شيوه تهاجمي پخش آگهي موافقند يا ؟ خير مضافا اين كه از قديم الايام در بين ايرانيان فرهيخته به كسي گفته مي شده كه سخن ديگري را قطع نكند و آن قدر صبر به خرج دهد كه گوينده سخنش به اتمام برسد، سپس شنونده آغاز سخن كند. آيا قطع يك برنامه و پخش آگهي اشي مشي پفك، شيبابا و... درواقع دويدن در بين سخن گوينده؟ نيست به چه زبان بايد به اين آقايان گفت كه به مقدسات عالم سوگند، ملتي از پخش وقت و بي وقت اين همه آگهي قبل از هر برنامه، وسط هر برنامه و اخيرا زيرنوشت هايي كه سبب حواس پرتي بيننده مي شود، به جان آمده اند! به چه شيوه و طريقي بايد به اين آقايان - كه لابد تازه عهده دار اين مسئوليت شده اند، زيرا قبلا چنين هجومي از طريق آگهي بر افكار و اذهان بيننده بيچاره نمي شد - فهماند كه شما با اين قبيل رفتار، اعصاب مردم را خرد كرده ايد!! چه معني دارد قبل از يك سريال نيمه موفق يا يك فيلم سينمايي تكراري، گاهي مردم شاهد پخش نيم ساعت آگهي؟ باشند آيا قبل از اين آقايان، اداره اي به نام بازرگاني در صدا و سيما وجود؟ نداشت چرا بود، اما مسئولانش اين همه ولع نداشتند! اين آقايان فعلي كار را به جايي رسانده اند كه در مراكز شهرستانها هم كه به جرات مي توان گفت روزي 2 دقيقه بيشتر آگهي نداشتند، حال با روزي متجاوز از نيم ساعت و بيشتر سوهان روح بينندگان شده اند! به خدا، مردم اصفهان از دست آگهي هاي مبل اعظم، پوشاك تجلي، نان رضوي، كافي كولا، كيك خوئي و... خسته شده اند!! يادم مي آيد، يكي دو سال قبل از انقلاب، پخش آگهي هاي آن چناني از شبكه تلويزيوني، باعث شده بود كه حتي مدير وقت راديو حوصله اش سرآمد و در يكي از روزنامه ها آن موقع نوشت: ما با پخش اين همه آگهي به كجا مي خواهيم برويم و به دنبال چه هستيم! حال چه شده است در عصر انقلاب اسلامي، دستگاهي كه به فرموده امام راحل بايد دانشگاه باشد تجارت خانه شده و به حال و روزي درآمده كه نقل كلامش تبليغ انواع ماكاروني، صابون، بيسكويت و.. شده؟ است! شما كه مبناي كارتان را تامين قسمتي از هزينه هاي جاري قلمداد مي كنيد، مگر مجبوريد هرازچندگاهي يك شبكه راديويي يا تلويزيوني داير كنيد! شما كه بودجه لازم را نداريد به همان دو يا سه كانال قبلي اكتفا مي كرديد، تا به اين روز دچار نشويد كه از هر بقال سرگذر هم آگهي بپذيريد!! شما كه بنيه مالي قوي نداريد، مگر مجبوريد در انواع مسابقه ها، اين همه جايزه به شركت كنندگان و بينندگان ؟ بدهيد لابد خواهيد گفت: ماكه نمي دهيم، شركت ها و... مي دهند! خوب حتي اگر اين حرف مقبول باشد بايد پرسيد: به چه بهايي! شركت ها كه عاشق چشم و ابروي شما نشده اند، لابد در مقابل چيزي مي گيرند كه آن وقت مردم است، اعصاب مردم است و... شما كه بنيه مالي قوي نداريد، مگر مجبوريد كه در يك مسابقه پيش پاافتاده - خونه به خونه - به شركت كنندگان جايزه سيصدهزار توماني؟ بدهيد به شركت كنندگان در مسابقه هفته جايزه 105 هزار توماني و...؟ آيا گمان نمي كنيد كه اين شيوه تبليغ، بها دادن به ماديات است و نتيجتا حمايت از پولدارها!! صدا و سيمايي كه بودجه مصوب دارد و در چند سال اخير هم كه بدون توجه به رضايت شرعي و قلبي مردم در فيش برق منازل، مبالغي را دريافت مي كند كه سر به آسمان مي زند، گمان نمي رود آن قدر فقير باشد كه كاسه به دست به در دكان سبزي فروش، ساندويچي و... راه افتاده است!! شيخ بزرگ شيراز سعدي هشتصد سال پيش گفت: چو دخلت نيست، خرج آهسته تر كن كدام مصوبه مجلس محترم، يا شوراي تشخيص مصلحت و... شما را مجبوركرده كه اين همه گشاده دستي به خرج دهيد و هر ماه چندين شبكه افتتاح كنيد و اين همه خرج بر روي دست ملت بگذاريدكه به قول خودتان، ازعهده اش؟ برنيائيد! خلاصه كلام اين كه تبليغ في نفسه، بد نيست، خوب هم هست، اما هر چيز در حد اعتدالش مي تواند مقبول باشد، نه به صورتي آزاردهنده، نفرت آور و منزجركننده! پيشنهاد بنده به اداره كل بازرگاني صدا و سيما، اين است كه شبكه خبر را به شبكه خبر و آگهي تبديل كنند و پيام هاي تجاري را بين برنامه هاي خبر پخش كنند. پيشنهاد دوم: اگر نمي خواهيد هر شبكه را از درآمد مستقل محروم كنيد، ساعت مخصوصي را براي هر شبكه منظوركنيد، مثلا: * شبكه اول بين ساعت - 7 تا 8 شب * شبكه دوم /7 5بين /8 5تا شب * شبكه سوم /8 5بين /9 5تا شب * شبكه چهارم بين 9 تا 10 شب * شبكه هاي استاني /9 5بين تا 10 شب كه البته اين تعيين وقت و زمان مي تواند برابر بررسي ها تغيير كند. با اعلام وقت آگهي هر شبكه، بينندگان را مختار و مخير كنيد كه اگر مايلند به پيام بازرگاني شبكه مورد نظر در ساعت معين نگاه كنند و اگر نه از شبكه ديگر برنامه هاي مورد علاقه خود را بدون قطع و وقفه تماشا كنند، آن وقت ببينيد كسي اعتراض مي كند كه چرا اين همه آگهي پخش مي كنيد!! شايد مسئولان بازرگاني صدا و سيما متوجه نيستند، ولي يك بيننده فهيم مي داند و درك مي كند كه حتي گويندگان اعلام برنامه هم از اين كه مي گويند: پس از چند دقيقه پيام بازرگاني به برنامه مورد علاقه خود توجه كنيد خجالت مي كشند! در هر حال از نظرسنجي ها استفاده كنيد و به نظر مردم بها دهيد و بيهوده تماشاگران خود را از خود، نرنجانيد. * محمدحسين الماسي نيا