Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781212-47531S5

Date of Document: 2000-03-02

دو استاد دانشگاه: خانه ذوالفقاري هاي زنجان را از خطر نابودي برهانيم ما بارگه داديم، اين رفت ستم بر ما - راننده بلدوزر آخرين بقاياي ساختمان را زير چرخهاي خود له مي كرد. پرسيديم از آنچه خراب كردي هيچ اطلاعي؟ داري جواب داد دستور داده اند وخراب مي كنيم و خانه يكي از ذوالفقاري هاي زنجان ناپديد شد. - در كلاس سوم دبستان اسلامي توفيق زنجان كه مرحوم رضا روزبه سال ها رياست و سرپرستي آن را برعهده داشت، تفنگهاي چوبي و مشقي را به دست ما بچه هاي دبستاني داده بودند تا با آنها از برابر جايگاهي كه غلام يحيي با لباس افسران ارتش سرخ ايستاده بود رژه رويم و به دشمن موهوم حمله ور شويم. - چهارشنبه آخر سال 1324 كسي نمي دانست صداي انفجارهايي كه به گوش مي رسد آيا از ترقه بچه ها است يا رگباري است كه با آن حاج علي اكبر توفيقي موءسس مدرسه توفيق به همراه دكتر ادوارد - دندانپزشك ارمني - و چندتن ديگر به جوخه اعدام سپرده شده اند وهمزمان با آن محمود ذوالفقاري با تفنگچيانش در كوههاي خويين سرگرم جنگ با فداييان فرقه دموكرات بود. - ذولفعلي گاريچي درحالي كه گاري خود را دركنار عمارت شهرباني در سبزه ميدان زنجان پارك كرده بود، از پشت ميز رياست شهرباني دستورهاي شداد و غلاظ صادر مي كرد و كمي آن سوتر، خانه هاي برادران ذوالفقاري مقر حكمروايي سران فرقه دموكرات بود كه درمدت يك سال حكومت اشغالگرانه خود چه فجايعي كه به بار نياوردند، اما حكم به تخريب آنها ندادند. اما راننده خارجي بلدوزر بي توجه به تمام اين سوابق همچنان به صاف كردن بخشي از اين مجموعه سرگرم بود. آيا اين از طنزهاي تاريخ نيست كه اشغالگران دموكرات و مهاجران آن سوي ارس كمر به قتل اين بناها نبستند و آن را به عنوان تكه هايي از ميراث فرهنگي و يادگار دوران كودكي ما به جاي گذاشتند، ولي راننده از همه جا بي خبر آن سوي هريرود به دستور خوديها چنين بي محابا در نابودي اين آثار با ارزش شتاب مي كرد و از آن ميراث، چيزي براي فرزندان ما به جاي نمي گذاشت كه زماني به شهر خود بيايند و به ياد گذشته قطره اشكي بريزند. آنچه براي ما وهم نسلانمان بر جاي مانده، فقط در روءياها و خوابهايمان متجلي مي شود. چون ازخانه پدري ومكان ها و فضاهاي شهري آن دوران اثري باقي نمانده است، مكان هاي شهري كه جشن ها و مراسم محرم وماه مبارك رمضان را درخود برگزار مي كرد، مي توانست هنوز به زندگي خود ادامه دهد. دراين ميان، سازمان ميراث فرهنگي براي نجات بهترين خانه اين مجموعه يعني خانه محمود ذوالفقاري با عجله آن را در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رساند ولي چه سود كه ثبت اين بنا هم چندان كمكي به نجات آن نكرد چرا كه گويا مدعيان ديگري در پشت صحنه مالكيت آن درصددند تا اين آخرين بازمانده نيز از ميان برود و به جاي آن شايد پاساژي يا دكانهايي سربرآورد. گرچه طبق قانون نمي توان كلنگ برداشت و آن را تخريب كرد، اما چه باك كه برف و باران زمستان امسال شايد خودبه ياريشان بشتابد و آخرين تكه پاره هاي اين بنا را كه فقط پوستي از آن باقي مانده است فرو ريزد. كمي آن سوتر از اين خانه ها، در متن بافت قديم شهر زنجان و درمحدوده فرهنگي، طرح تفضيلي خانه قديمي و زيباي وزيري ها قرار داشت كه درحال حاضر چند ماهي است كه به تاريخ پيوسته و اثري از آن جز سردر زيبايش باقي نمانده است. هر چند طرحهاي مفصلي نيز براي حفظ و نگهداري آن و تبديلش به انجمن خوشنويسان در دست اجرا بود. اگر ارزش يك بنا تنها در اين باشد كه مالك يا مالكان آن روزگاري طاغوتيان زمان خود بودند، در اين صورت هيچ اثري از معماري باارزشي كه غالبا همگي به دستور شاهان و حكمرانان برپا شده اند نبايد بر جاي بماند، چه تخت جمشيد، چه كاخ گلستان، چه سعدآباد و... با يادآوري آنچه گفتيم هر چه زودتر و قبل از آن كه دست افسوس بر هم زنيم به ياري اين تنها بناي تاريخي شهر زنجان بشتابيم. محمودموسوي - دكتر علي اكبر صارمي استادان دانشگاه