Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781212-47525S1

Date of Document: 2000-03-02

گزارش تحليلي پيرامون زنان آسيبديده اجتماعي اشاره: بر هيچ كس پوشيده نيست كه سال هاي متمادي مملكت ما با مشكل فحشاء و روسپيگري روبرو بود و گسترش آن در ارتباطي مستقيم با چگونگي عملكرد استعمار و شرايط خاص اقتصادي و اجتماعي و سياسي و فرهنگي حاكم بر جامعه بوده، به طوري كه در سال هاي قبل از انقلاب به اوج خود رسيد، اين وضع و عوامل موءثر در آن تمامي جريانات اصلاحي قبل از انقلاب را در جهت مبارزه با فحشاء و باز تواني روسپيان و بازگشت آنان به زندگي سالم اجتماعي با شكست مكرر مواجه ساخت كه به عنوان يكي از كريه ترين و كثيف ترين ميراث هاي غيرانساني و اسلامي گذشته كه با هزاران مشكل و ديگر نارسايي هاي مرتبط بر جمهوري اسلامي ايران تحميل كرد. پيدايش هر پديده محسوس ممكن است به عنوان يك مساله اجتماعي شناخته شود و در پيدايش آنها عوامل اجتماعي متعددي موءثر واقع مي شود. جامعه شناسان معتقدند كه بسياري از مسائل اجتماعي از نسبت هاي متفاوت تحول اجتماعي يا فرهنگي و ستيزه اخلاقي بين دو نسل ناشي مي شوند. لذا آن چه به عنوان يك مساله اجتماعي مطرح مي گردد كار پژوهشگران علوم اجتماعي است كه آن مساله و علل پيدايش آنرا شرح دهند و حدودش را تعيين كنند و همبستگي آن مساله را با ديگر مسائل اجتماعي بيان نمايند و نتايجش را بررسي كنند و راه حلي پيشنهاد نمايند. گزارش حاضر سعي دارد ضمن ارائه تعريفي از زنان آسيبديده اجتماعي يا به عبارتي زنان ويژه و بيان وضعيت فعلي، علل و عوامل موجده آن را بررسي و نهايتا به ارائه راه كارهاي اساسي در اين زمينه بپردازد. تهيه و تدوين: دفتر امور اجتماعي وزارت كشور دختران و زنان در معرض آسيب اجتماعي حاد و زنان آسيب ديده اجتماعي ( ويژه ) طبق آيين نامه اجرايي مصوب سازمان بهزيستي كشور ( /5/1376 ) 16 به دختران و زناني اطلاق مي گردد كه شامل يكي از گروه هاي ذيل باشند: الف ) دختران و زنان در معرض آسيب اجتماعي حاد به دختران و زناني اطلاق مي شود كه به دلايلي چون متشنج بودن خانواده، اغفال و.. از كانون خانواده، فرار نموده، طرد شده، فاقد سرپرست يا سرپرستي موءثر بوده و آمادگي و درايت اجتماعي و رواني لازم و يا توان كافي اقتصادي براي زندگي مستقل نداشته و احتمال آسيبپذيري حاد و مبادرت ايشان به روابط نامشروع وجود دارد. اين گونه افراد بنابه تشخيص مراجع قضايي و يا واحدهاي بهزيستي (در صورت داشتن سن قانوني ) به مراكز حمايت و بازپروري معرفي و يا خودشان به منظور پيشگيري از ابتلا به مفاسد اجتماعي و جلب حمايت به مراكز مزبور مراجعه مي كنند. ب ) زنان آسيبديده اجتماعي (ويژه ) به زناني اطلاق مي گردد كه از طريق ايجاد روابط جنسي نامشروع كسب درآمد و گذران زندگي مي نمايند و همچنين به زناني اطلاق مي گردد كه به ارزش هاي اخلاقي و اجتماعي پاي بند نبوده و علي رغم مبادرت به روابط جنسي نامشروع از اين عمل انگيزه كسب درآمد را ندارند. بنابراين نيازي به استدلال وجود ندارد كه اين پديده در گذشته به علت ساخت مفاسد اجتماعي روبه افزايش بوده و كليه اقدامات مراكز مربوط در اين زمينه هيچ اثري در دفع فحشاء و بازگشت به زندگي سالم اجتماعي نداشته است، زيرا اين پديده به عنوان يكي از موارد انحراف اجتماعي با شدت و ضعف در هر جامعه اي و در هر دوره اي يافت مي شود كه تحليل آن نيز در توجهي كه به نارسايي هاي جامعه در سطوح خرد و كلان مي گردد، بستگي دارد. با توجه به اين موضوع كه داشتن جامعه سالم منوط به وجود افراد سالمي (از نظر اجتماعي ) است كه در آن زندگي مي كنند، اتخاذ تدابيري در راستاي ايجاد مصونيت اجتماعي و فرهنگي براي افراد جامعه در برابر اين قبيل مفاسد، امري ضروري به نظر مي رسد و اينجاست كه وظيفه برنامه ريزان اجتماعي و فرهنگي نمايان تر مي گردد. وضعيت فعلي زنان آسيبديده اجتماعي مساله شناخت و تعيين دامنه مفاسد اجتماعي امري است منطقه اي و در جوامع مختلف به صور گوناگون است و حتي در يك جامعه در موقعيت هاي مكاني و زماني مختلف نيز متفاوت است، لذا براي شناخت مفاسد اجتماعي بايد كيفيت اجتماعي جامعه اي را كه در آن رفتارهاي خاصي به عنوان مفاسد اجتماعي شناخته شده اند، شناخت. در مورد وضعيت فعلي زنان ويژه در ايران، با نگاهي به آمار و اطلاعاتي كه از مراجع ذيربط اخذ شده است، خاطرنشان ساختن اين نكته ضروري به نظر مي رسد كه: آمارهاي رسمي كه پيرامون رفتارها و ساير مشخصات كج روان اجتماعي انتشار مي يابد، صد در صد با واقعيت منطبق نيست و در عين حال بايد توجه داشت كه كليه رفتارهاي كج روان، براي نمايندگان قانوني دولت مشخص نيست. در بدو امر نكته اي را كه نبايد از نظر دور داشت اين كه، اولا: آمارها و اطلاعات موجود به هيچ وجه و هرگز نمايان گر واقعيت ها نيستند. ثانيا: به خاطر عدم همكاري برخي سازمان هاي ذي ربط، آمارهاي ذيل فقط مختص برخي سال ها هستند و آمار سنوات ديگر به دلايلي ازجمله عدم همكاري و نيز در مواردي به دليل عدم وجود چنين اطلاعاتي به صورت مكتوب و رسمي، قابل ذكر نيست. مسلما به اين نكته معترفيم كه اعمال انحرافي ضرورتا در جامعه مكشوف و معلوم نمي باشند و تفاوت و اختلافات عميقي از نظر مرئي بودن و جالب توجه عمومي بودن انحرافاتي كه منفي در نظر گرفته شده اند وجود دارد. بدين معنا كه درجه و حدودي كه يك رفتار انحرافي در معرض ديد مردم جامعه قرار مي گيرد يا بعضي رفتارها انحرافي تلقي مي شوند، متفاوت است. البته شكي نيست كه همه رفتارهاي انحرافي به وسيله آژانس هاي پليس شناخته و مكشوف نمي گردد، بنابراين آمارهاي رسمي از اندازه رفتارهاي انحرافي تصوير درستي به دست نمي دهند. با توجه به نكات فوق الذكر، نكته قابل ذكر اين كه در برخي موارد، اطلاعات و آمارهاي موجود در زمينه زنان ويژه تحت عنوان اعمال منافي عفت (بدون ذكر موارد خاص ) اخذ شده است كه عينا به همان صورت خواهد آمد. با نگاهي به آمار مجرمين زنداني در طي سال هاي 1360 تا ( اسفندماه ) 1366 اين نكته نمايان مي گردد كه از كل مجرمين دستگير /22 3 شده درصد آنان را زناني تشكيل مي دهند كه به خاطر ارتكاب اعمال منافي عفت دستگير و زنداني شده اند. تاملي در درصد فوق الذكر بيانگر اين واقعيت است كه تا چه حد جرايمي از اين قبيل كه آينده جامعه و جوانان را تهديد مي كند، گسترش يافته، بدون اين كه اقدامي در اين راستا به طور موءثر، صورت پذيرد. از طرفي اگر به آمارهايي كه فقط مختص به مجرميني (زناني ) است كه درمراكز بازپروري سازمان بهزيستي در شهر تهران نگهداري مي شوند توجه كنيم مي بينيم كه در سال 1370 مجموع افراد پذيرش شده 253 نفر مجموع افراد ترخيص شده نزديك به دو برابر رقم اخير يعني 461 نفر و متوسط افراد تحت پوشش مراكز ياد شده به طور ماهيانه 435 نفر و دامنه آن از 535 نفر تا 330 نفر متغير بوده است. ثانيا: در هر يك از مراكز فوق الذكر، جامعه آماري از ابتدا تا انتهاي يك دوره زماني، كاملا متفاوت است. به عنوان مثال جمعيت افراد تحت پوشش در مركز شفق (يكي از مراكز بازپروري ) در سال 1369 متجاوز از 600 نفر بوده حال آن كه در بهمن و اسفند ماه 1371 كل جمعيت تحت پوشش اين مركز حدود 200 نفر و در ارديبهشت ماه 1372 جمع كل افراد تحت پوشش اين مركز بين 162 تا 167 نفر بوده است. (مركز بازپروري شفق در نيمه دوم سال 1377 تعطيل گرديده است ). بنابر نتايج تحقيقي كه در مورد مراكز فوق الذكر طي سال هاي - 1367 1372 صورت گرفته است و براي تحقق نمونه آماري از مجموع افراد تحت پوشش مراكز انتخاب شده است، ميانگين سني نمونه آماري (به جز نمونه مربوط به مركز اميدوار )/32 5 سال و ميانگين سني افراد انتخاب شده در مركز اميدوار حدود 18 سال است درصد 560 آنها بي سواد بوده يا در حد خواندن و نوشتن سواد /52 7 داشته اند درصد از افراد قطعا مواد مخدر مصرف كرده /12 7و درصدشان نيز احتمالا چنين عملي انجام داده اند. حدود 65 درصد از پدران آنها بيكار يا كارگر بوده و حدود 32 درصدشان در رده هاي شغلي كارمندي قرار داشته اند. در حدود 70 درصد از پدران افراد تحت نظر يا بي سواد بوده و يا سوادي در حد خواندن و نوشتن داشته اند/27 70درصد از پدران مشكل اعتياد به مواد مخدر /18 7و درصدشان سابقه زندان داشته و /55 4درصد آنها همسران خود را طلاق داده اند. بعضي مادران افراد تحت نظر نيز مشكل اعتياد داشته ( /15 2درصد ) و درصد قابل ملاحظه اي از آنها نيز مطلقه بوده اند ( /47 4درصد ). بعضي از زنان و دختران نمونه انتخابي اظهار داشته اند كه در خانواده آنها اقلا يك فرد معتاد وجود دارد ( /37 3درصد ) حداقل يك نفر زنداني است ( /17 8 درصد ) و يكي از افراد فاميل درجه يك، همسر خود را طلاق داده و يا از همسرش طلاق گرفته است /82درصد ) ).در 8/16 6خانواده درصد از افراد نمونه انتخابي، كسي اقدام به خودكشي كرده و 43 درصد از افراد مذكور نيز شخصا اقدام به خودكشي كرده اند. در حدود 50 درصد از افراد نمونه انتخابي قبل از سن پانزده سالگي تجربه ارتباط جنسي با مردان داشته اند (حدود 30 درصدشان صريحا اعلام كرده اند كه اين ارتباط جنسي از نوع نامشروع بوده است درصد 600از اعضاي نمونه انتخابي اقلا يك بار از منزل فرار كرده اندو براي بيش از 47 درصد آنها اين فرار قبل از سن سالگي 15 اتفاق افتاده است. نكته اي كه در اينجا قابل ذكر است اين كه تا به امروز فقط 4 مركز بازپروري زنان ويژه در كل كشور موجود بوده كه از اين تعداد 3 مركز در تهران و 1 مركز در مشهد قرار داشته است و كليه مجرميني كه در زمينه فوق الذكر از سراسر كشور دستگير مي شده اند، يا اين كه در برخي موارد به جهت دور ماندن از مفاسد اجتماعي خود را به مراكز بهزيستي و بازپروري معرفي مي نموده اند، به اين مراكز منتقل شده و مورد ارشاد و بازتواني و اصلاح واقع مي شده اند و اگر قابليت بازپروري را دارا نمي بودند به مراجع قضايي تحويل داده مي شده اند. ادامه دارد