Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781212-47523S1

Date of Document: 2000-03-02

روستايي به وسعت جهان نگاهي به فيلم پسر مريم ساخته حميد جبلي اختلاف خلق از نام اوفتاد چون به معني رفت، آرام اوفتاد حميد جبلي در رئاليسم شاعرانه رحمان پسر مريم پيرامون يكي از مبرم ترين مسائل دوران كه بحث پرسش آفرين گفت وشنود تمدن ها است حكايتي تازه ساز كرده است. فيلم ساز، اين مقوله بسيار دشوار دوران را كه نخست در مجمع گفت وگوي فرهنگ ها در سال 56 در مقاله اي با نام پديده هاي ديدار در گفت وگوي تمدن ها عرضه شد، با ظرافتي بس خيال برانگيز به تصوير كشيده است. پسر مريم حكايت خويشاوندي فرهنگ ها و باورها خاصه ايدئولوژي هاي مذهبي است كه گفتي هرگز چنين نازك انديشانه بيان نشده اند. فيلم، داستان كودك بي مادري است كه در روستاي گولان اروميه حلقه ارادت يك كشيش مسيحي را به گردن مي گيرد و در سيماي پاك حضرت مريم، معصوميت مادر ناديده خود را مي يابد. رحمان، موءذن خوش صداي مسجد روستا در عين تديني ژرف و شاعرانه، به خلوت و خلوص كليساي روستا و نيز به محبت هاي پدرانه كشيش قريه سخت دل بسته از است نظر او، كليسا همان قدر پاك و منزه است كه مسجد و مريم مقدس، از چنان تقدس و وجاهتي برخوردار است كه هم كودكان مسيحي و مسلمان و هم گبرها و هندوها و بودايي ها مي توانند در چهره مهربان و مادرانه او رنگ و بوي مادران خود را ببينند. رحمان به همان اندازه پاي وعظهاي روحاني جوان و فرهيخته روستا مي نشيند كه به ديدار كشيش پير گولان مي رود و همان قدر در واگويه آرمان هاي خود خلل ناپذير است كه در تحمل باورهاي ديگران. بدين گونه رحمان، در محور رويكردهاي فيلم به نقطه تلاقي گفت وشنود فرهنگ ها تبديل مي شود و بينندگان فيلم را نيز در چنين مكاشفه و سلوكي همراه مي كند. حميد جبلي در پسر مريم بحث گفتار تمدن ها را از پايه اي ترين رده آن كه همزيستي مسالمت آميز ميان قوم ها و باورها است آغاز مي كند و اين گفتار را بدون تعليق هاي پيچيده كه ويژگي فيلم هاي حادثه اي است پيش مي برد. از اين منظر، تعليق هاي فيلم، همه دروني اند و اساس آن ها نه تقابل شخصيت ها كه واكنش انسان در موقعيت هاي ناپايدار است: به باور جبلي، اين موقعيت است كه سرشت اجتماعي و فرهنگي انسان ها را رقم مي زند و از اين رو، همه مي توانند در كالبد موقعيت، به شخصيتي همانند يا يكسان تبديل شوند. نگاه كنيد به نمايي كه در آن، كشيش روستا - مسيح وار - صليبي را بر دوش مي كشد تا از پله هاي نردبان بالا ببرد اما او، هم چون سيزيف اسطوره اي در ميانه راه سقوط مي كند و جراحت او به ريتم و ضرباهنگ فيلم بدل مي شود. در نمايش مشابه، هنگامي كه رحمان، همان صليب را به نيابت از كشيش مجروح از پله ها بالا مي برد، به هيئتي مسيح وار نزديك و نزديك تر مي شود و سرانجام گويي در شخصيت او مستحيل مي شود. كشيش روستا در جايي گفته بود كه مريم، نه تنها مادر رحمان - كه مادر همه انسان ها است. اينك او در رويكردي نمادين فغان برمي آورد كه هركه رنج هاي بشري را عميق تر احساس كند مسيحايي ديگر است: چه خود مسيح، چه كشيش پيرروستا، چه موءذن خردسال قريه گولان و چه راسكولنيكف قهرمان جنايات و مكافات داستايفسكي كه در برابر انساني وامانده كه تمثيل تمامي رنج هاي بشري است زانو، مي زند. پسر مريم با گرايشي رئالستيك، اما اثري است به شدت آرمان گرايانه كه در آن، آدمي نه به اعتبار ايدئولوژي و باورهاي قومي - مذهبي، كه بر پايه نقش انساني و آگاهي اجتماعي خود به مقام انساني دست مي يازد. در قريه كوچك گولان كه گويي تمثيلي از جهان بدون مرز آينده است، هر باوري گرم كار و زندگي خويش است. در عين حال هر جا لازم باشد، باورها به ياري يكديگر برمي خيزند و از زيستني مسالمت جويانه خبر مي دهند. پدر رحمان با آن كه انساني زحمت كش است اما در مراسم تعزيه شمرخواني مي كند و مي داند كه صواب آن كم تر از مظلوم خواني نيست. زيرا او بدينگونه، مظلوميت شهيدان كربلا را ترسيم مي كند. هم چنين رحمان كه موءذن و مكبر روستا است به ياري كشيش مي شتابد. پسرك نابينا نيز با لمس چهره مريم، همه انسانيت و زيبايي او را در مي يابد و سرانجام، كشيش بر سر گور مادر رحمان، گل مي گذارد و فاتحه مي خواند. زيستني چنين مسالمت آميز و انسان گرايانه، حوادثي تا اين درجه آرماني و كمال خواهانه و رويكردهايي چنين زلال و انساني، به فيلم لطيف و شاعرانه جبلي، ارزش و اهميتي دو چندان بخشيده اند. دريغ از اكران بحث برانگيز فيلمي چنين ارزشمند كه مانع تبلور ارزش هاي واقعي آن شد. رحمان پسر مريم مي تواند به عنوان نخستين اثر هنري شكل گرفته در دايره گفت وگوي تمدن ها در نشست هاي مربوط به نمايش درآيد و براي ميهن ما اعتبار بيافريند. رضا خسروي