Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781211-47513S1

Date of Document: 2000-03-01

علاج واقعه را پيش از وقوع بايد كرد! كنترل و پيشگيري بيماريهاي قلبي - عروقي براساس رهنمودهاي سازمان جهاني بهداشت * سالانه حدود 12 ميليون نفر بر اثر بيماريهاي قلبي - عروقي مي ميرند كه از اين /6 5تعداد ميليون نفر مربوط به كشورهاي در حال توسعه /5 5و ميليون نفر مربوط به كشورهاي توسعه يافته هستند * به نظر مي رسددر بسياري از كشورهاي در حال توسعه، از جمله ايران كه هنوز برنامه اي براي كاهش عوامل خطر به اجرا نگذاشته اند نيز، مرگ و مير ناشي از بيماريهاي قلبي - عروقي در حال افزايش باشد * براي اجراي يك برنامه پيشگيري موفق بايد كل جامعه را مشاركت داد اشاره: آنچه مي خوانيد برخي آگاهي ها درباره پيشگيري و كنترل بيماري هاي قلبي - عروقي براساس توصيه هاي سازمان جهاني بهداشت است كه آگاهي از آنها مي تواند براي ما مفيد باشد. در تهيه اين مقاله از كتابچه پيشگيري و كنترل بيماري هاي قلبي و عروقي استفاده شده است. اما تغييراتي در متن اصلي داده شده تا گروههاي وسيعتري بتوانند از آن استفاده كنند. اين تغييرات با اجازه كتبي دفتر انتشارات سازمان جهاني بهداشت (ژنو ) صورت گرفته و مسئوليت آنها به عهده مترجم است. بيماريهاي قلبي - عروقي؟ كدامند بيماريهاي قلبي - عروقي از مهمترين بيماريهاي جهان معاصر است و طيف نسبتا وسيعي از بيماريهايي را شامل مي شود كه به نوعي عروق خون رسان به قلب يا مغز يا ساختمان قلب را گرفتار مهمترين مي كنند انواع آن، بيماري تصلب شريانهاي خون رسان قلب و سكته هاي مغزي هم هستند در بيماري تصلب شريانهاي خون رسان قلب و هم در سكته هاي مغزي، مهمترين راه ايجاد بيماري آن است كه ابتدا با گذشت عمر، به علت برخي از عوامل، عروق تنگ مي شوند، به اين پديده تصلب شريان مي گويند و درباره عواملي كه در ايجاد آن دخالت دارند، در ادامه اين مقاله بحث خواهد شد. در محل اين تنگ شدگي، لخته اي ايجاد مي شود كه خون رساني به بافت قلب يا مغز را دچار اشكال شديد مي كند و در نتيجه باعث مرگ بافت مي شود. اين همان چيزي است كه اگر در قلب رخ دهد، سكته قلبي و اگر در مغز رخ دهد، سكته مغزي ناميده مي شود. البته، سكته هاي مغزي ممكن است در اثر پارگي عروق و خونريزي در داخل مغز نيز رخ دهد. يكي ديگر از علل مهم بيماريهاي قلبي - عروقي، بيماري تب روماتيسمي است. اين بيماري، هنگامي رخ مي دهد كه گلودردهاي استرپتوكوكي به درستي درمان نشوند. استرپتوكوك ها، باكتريهايي هستند كه مكررا باعث التهاب حلق و لوزه مي شوند و يكي از علائم مهم آنها گلودرد است. در تب روماتيسمي ارگان هاي مختلفي از بدن مثل مفاصل، زيرپوست و مغز و قلب مي تواند گرفتار شود، ولي تنها درگيري قلب ممكن است به طور كامل بهبود نيابد و به بيماري روماتيسمي قلب بيانجامد. اين بيماري يكي از مهمترين علل بيماريهاي قلبي اكتسابي در ايران است. وضعيت بيماريهاي قلبي - عروقي در جهان سالانه حدود 12 ميليون نفر بر اثر بيماري هاي قلبي - عروقي از مي ميرند اين /6 5تعداد ميليون نفر در كشورهاي در حال توسعه /5 5و ميليون نفر در كشورهاي توسعه يافته رخ مي دهد و پس از بيماري هاي عفوني، اين بيماريها مهمترين علت مرگ و مير در جهان هستند. در ميان بيماريهاي قلبي - عروقي، بيماري عروق خون رسان قلب مهمترين علت مرگ است. سكته مغزي پس از بيماري عروق خون رسان قلب از اهميت بسياري برخوردار است و به تنهايي سالانه باعث مي شود 4 تا 5 ميليون نفر در جهان جان خود را از دست بدهند. در ژاپن و برخي از كشورهاي آسياي جنوب شرقي مرگ و مير ناشي از سكته مغزي حتي بيش از مرگ و مير ناشي از بيماري عروق خون رسان قلب است. عوامل خطر بيماريهاي قلبي - عروقي؟ كدامند از تصلب شريان ها مي توان تا حدود زيادي با قطع زنجيره عليتي آن پيشگيري كرد. چندين دهه پژوهش نشان داده است كه عواملي از ابتداي كودكي شروع به تاثير بر روي عروق مي كنند و به تدريج باعث تنگي آن مي شوند. نكته اي كه بايد به آن توجه شود، آن است كه استعداد افراد به شكل چشمگيري، در واكنش در مقابل اين عوامل خطر، متفاوت است. مثلا همه كساني كه گلودرد استرپتوكوكي مي گيرند، به تب روماتيسمي دچار نمي شوند. يا همه كساني كه غذاهاي پرنمك مي خورند، به پرفشاري خون مبتلا نخواهند شد. از سوي ديگر شيوع فاكتورهاي خطر در بين گروههاي مختلف جمعيت، ممكن است كاملا متفاوت باشد. اين اختلافات تا حد زيادي در طبيعت خود، خانوادگي هستند، كه منعكس كننده نقش اختلافات ژنتيكي و اختلافات محيطي در خانواده هاي مختلف، در يك جمعيت است. هنوز اطلاعات ما درباره عوامل ارثي بسيار اندك است. بدون شك اين عوامل با عوامل محيطي در كنش متقابل هستند و منجربه گوناگوني سطح عوامل خطر در جامعه مي شوند. با اين وجود، بررسي ها به خصوص در مورد مهاجرين به كشورهاي غربي، نشان مي دهد، نقش عوامل ارثي در مقايسه با عوامل ناشي از شيوه نادرست زندگي ناچيز است. عوامل خطر عبارتند از: ) 1 نقش رژيم غذائي الف - غذاهاي پرچرب مصرف نكنيم. مصرف زياد چربي اشباع شده و كلسترول، باعث چاقي و افزايش كلسترول خون مي شود. هم چاقي و هم كلسترول بالاي خون، برخطر تصلب شريانها مي افزايد. همچنين مصرف زياد كلسترول و چربي هاي اشباع شده، بر روي سيستم انعقاد خون، اثرات نامطلوبي دارد و تشكيل لخته در داخل عروق را تسهيل مي كند و خطر انسداد رگهاي قلب را افزايش مي دهد. بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه خطر بيماري عروق خون رسان قلب، بطور منظم با افزايش كلسترول خون از 150 ميلي گرم در دسي ليتر فزوني مي يابد. ب - مصرف مواد غذايي نبايد به حدي باشد كه به چاقي بيانجامد: چاقي نه تنها به طور مستقل باعث افزايش خطر تصلب شريان ها مي شود، بلكه باعث افزايش احتمال بروز بيماري قند (نوع ناوابسته به انسولين ) و پرفشاري خون مي شود. هم بيماري قند و هم پرفشاري خون از عوامل خطر مهم تصلب شريان ها هستند. به علل فوق رژيم غذايي غني از چربي كه در قرن جاري در بسياري از كشورها شايع شده، بايد با رژيم هاي غذايي كه چربي آن حدود 20 تا 30 درصد رژيم غذايي را تشكيل مي دهد و به اندازه كافي فيبر گياهي داشته باشد، جايگزين شود. ميانگين مصرف سبزي و ميوه هاي تازه در ايران در حد مطلوبي نيست. علت اصلي اين امر نه در كمبود توليد، بلكه در سيستم توزيع و الگوهاي مصرف نادرست و توزيع نامناسب ثروت است. ج - از مصرف زياد نمك طعام خودداري كنيم: مصرف زياد نمك طعام در برخي از افراد مستعد باعث پرفشاري خون مي شود و بدين طريق، اثرات نامطلوب خود را بر سيستم عروقي اعمال مي كند. امروزه راهي كه بتوان چنين افراد مستعدي را قبل از دچار شدن به پرفشاري خون تشخيص داد، وجود ندارد. براي همين عاقلانه است كه از غذاهاي پرنمك و در شور خوابانده شده، پرهيز كنيم. د - از مصرف زياد موادي كه مقدار زيادي قند تخليص شده دارند، خودداري كنيم: مصرف زياد اين مواد و ساير موادي كه تراكم كالري آنها بالاست، احتمال چاقي را افزايش مي دهد و همانطور كه گفته شد، چاقي از عوامل خطر مهم تصلب شريانهاست. ) 2 باز هم زيانهاي سيگار سيگار و ساير دخانيات، علاوه بر آن كه با افزايش خطر بسياري از سرطانها، مي تواند رنج زيادي براي مصرف كنندگانش ايجاد كند، يك عامل خطر بسيار مهم در ابتلا به تصلب شريانهاست. دلايلي وجود دارد كه نشان مي دهد، كساني كه به طور ناخواسته دود سيگار ديگران را فرومي دهند نيز در خطر ابتلاء به تصلب شرائين هستند. بررسي ها حاكي از آن است كه اگر در حالي كه از وضع سلامت خوبي برخورداريم، سيگار را كنار بگذاريم، خطر بيماري عروق خون رسان قلب به ميزان چشمگيري نسبت به كساني كه به كشيدن سيگار ادامه مي دهند، كاهش خواهد يافت. ) 3 با ورزش خطر بيماري عروق خون رسان قلب و ساير بيماريهاي ناشي از تصلب شريانها كاهش مي يابد. در كساني كه در زندگي روزمره يا در حين كار فعاليت فيزيكي كمي دارند، مصرف كالري كاهش مي يابد و در نتيجه خطر چاقي بالا مي رود. همچنين ثابت شده فعاليت منظم ورزشي حساسيت به انسولين را مي افزايد و از خطر ديابت قندي غيروابسته به انسولين چنين مي كاهد فعاليتي برروي چربي هاي سرم، فشار خون و استعداد به تشكيل لخته در خون نيز تاثيرات مطلوبي دارد. حتي فعاليتهاي ورزشي با شدت خفيف تا متوسط اگر منظم انجام شود، اثرات مفيدي دارد. ) 4 پرفشاري خون را جدي فشار بگيريم خون بالا يك عامل خطر اصلي در بيماري عروق خون رسان قلب و ساير بيماريهاي تصلب شريانهاست. ) 5 بيماري قند هم از عوامل خطر تصلب شريانها است. بيماري قند دو نوع است ) 1 نوع وابسته به انسولين كه در آن بيمار بدون انسولين تزريقي نمي تواند قندخون خود را در حد قابل قبولي نگه دارد و زندگي وي در خطر مي افتد) 20 نوع غيروابسته به انسولين كه قند خون بيمار را مي توان غالبا با كمك داروهاي خوراكي در حد قابل قبولي نگه داشت. در اين نوع نيز ممكن است در مراحلي نياز به تزريق انسولين باشد. هر دو نوع بيماري قند عامل خطر مهمي براي تصلب شريانها هستند و بطور روزافزوني ديده مي شوند. ) 6 به گلو دردهاي دوران كودكي بايد اهميت داد. تشخيص و درمان عفونت علامت دار حلق ناشي از استرتپوكوك هاي گروه Aباعث، جلوگيري از بيماري تب روماتيسمي مي شود. شاخص ترين علامت اين عفونتها گلودرد است. بنابر اين به گلودردها به خصوص در سنين زير 18 سال بايد اهميت داد و نبايد به خوددرماني پرداخت. تاثير مراقبتهاي پزشكي تاكنون بر بيماريهاي قلبي - عروقي چگونه بوده؟ است پاسخ اصلي به همه گيري بيماريهاي قلبي - عروقي در غالب كشورها، به صورت اقدامات درماني پس از وقوع بيماري است. كشور ما نيز از اين موضوع مستثني اين نيست اقدامات درماني در بهترين حالت شامل بستري سريع بيمار در سي. سي. يو، استفاده از تيمهاي سيار كمكهاي اوليه و انواعي از مداخلات جراحي مثل پيوند عروق قلب و مداخلات پزشكي، مثل تجويز داروهاي لازم پس از وقوع بيماري است. اما علاج واقعه را پيش از وقوع بايد كرد. بايد علاوه برادامه و بهبود اقدامات فوق به پيشگيري از عوامل خطر ايجاد كننده بيماري نيز اقدام كرد. در اقدام هاي پيشگيري، نه تنها بايد گروههاي در خطر مثل سيگاري ها يا افراد مبتلا به پرفشاري خون را شناخت و سعي در برطرف كردن عامل خطر كرد، بلكه بايد به اقداماتي در همه جامعه دست زد كه احتمال بروز عوامل خطر را كاهش دهد. چگونه از بيماريهاي قلبي - عروقي پيشگيري؟ كنيم پيشگيري در چهار سطح مختلف صورت مي گيرد كه همه مهم و مكمل هم هستند، پيشگيري نخستين، اوليه، ثانويه و ثالثيه، چهار سطح پيشگيري را تشكيل مي دهند كه پيشگيري نخستين و اوليه، بيشترين نقش را در سلامتي كل جمعيت دارد. هدف از پيشگيري نخستين آن است كه از ظهور و برقراري الگوهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي كه منجر به افزايش عوامل خطر بيماري مي شود، جلوگيري شود. چنين كاري به خصوص در كشورهاي در حال توسعه از جمله كشور ما، اهميتي حياتي دارد. در اين كشورها، متاسفانه همچنان كه توسعه اجتماعي - اقتصادي رخ مي دهد عوامل خطر نيز گسترده تر مي شوند. مثلا مردم فعاليت فيزيكي كمتري مي كنند، مصرف سيگار افزايش مي يابد، افراد چاق بيشتر مي شوند، يا مصرف چربي هاي اشباع شده و نمك بالا مي رود. پيشگيري نخستين، جلوگيري از استقرار و گسترش چنين عوامل خطري را هدف قرار مي دهد. در اين سطح از پيشگيري دولت و رسانه هاي گروهي اهميتي بسزا دارند. دستگاه سياستگذاري، در عاليترين سطوح، بايد سياستها و برنامه هاي ملي در مورد غذا، تغذيه، مصرف سيگار و برنامه هايي براي تشويق فعاليت هاي منظم ورزشي داشته باشد. بايد آن بخش از فرهنگ، اقتصاد و روابط اجتماعي ما كه باعث كاهش عوامل خطر مي شود، نه تنها حفظ بلكه تقويت شود. هدف از پيشگيري اوليه آن است كه با كنترل عوامل خطر، احتمال وقوع بيماري را محدود در ساخت اين نوع پيشگيري نه تنها بايد گروههاي پرخطر مثل مبتلايان به پرفشاري خون را پوشش داد، بلكه بايد برنامه ها به كل جامعه گسترش يابد. بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه اگر چه گروههاي پرخطر، بيش از ساير افراد جامعه در خطر هستند، ولي بروز بيماريهاي قلبي - عروقي در اين گروهها، در مقايسه با كل مشكلي كه اين بيماريها در جامعه ايجاد مي كنند، ممكن است كوچك باشد. مثلا در كنترل پرفشاري خون، به عنوان يك عامل خطر، نه تنها بايد افرادي كه دچار آن هستند تشخيص داد و درمان كرد، بلكه بايد برنامه هايي براي كاهش خطر ايجاد آن در كل جامعه داشت. اين برنامه ها، مي تواند شامل كاهش مصرف نمك، تبليغ حفظ وزن طبيعي بدن و افزايش فعاليت فيزيكي منظم باشد. هدف از پيشگيري ثانويه تشخيص، سريع مبتلايان به بيماريهاي قلبي - عروقي و درمان آنها و كاهش عواقب شديدتر بيماري است. در اين زمينه نقش افراد جامعه در مراجعه بموقع به پزشك بسيار مهم است. مثلا دردهاي سينه را بايد همواره جدي گرفت. مراجعه بموقع به پزشك، مي تواند حياتي باشد. هدف از پيشگيري ثالثيه كاهش، پيشرفت يا عوارض بيماري به هنگامي است كه بيماري ايجاد شده است. اين جنبه بويژه در مورد سكته هاي مغزي اهميت دارد، كه ناتواني در اين بيماران، باعث كاهش پيشرفت بيماري و افزايش امكان يك زندگي مفيدتر براي بيمار مي شود. مثلا پس از وقوع سكته هاي مغزي، بيمار ممكن است به علت فلج عضوي قادر به حركت دادن بعضي از اعضاي بدن نباشد. در اين موارد، برنامه هاي فيزيوتراپي و انجام فعاليتهاي فيزيكي منظم و برنامه ريزي شده، مي تواند به افزايش كارآيي بيمار و جلوگيري از زمين گير شدن كامل وي بينجامد. براي اجراي يك برنامه پيشگيري موفق بايد كل جامعه را درگير كرد: داشتن اطلاعات صحيح و مناسب از عوامل خطر و راههاي دوري از آنها جزو حقوق پايه مردم است. بايد تاكيد ويژه اي بر آموزش كودكان و نوجوانان و جوانان شود. يك سيستم ملي و سازمان يافته آموزش بهداشت جزئي كليدي از هر برنامه مداخله است. فقط آگاهي از علل بيماري كافي نيست، بلكه اطلاعات عملي درباره چگونگي دوري جستن از اين علل هم بايد ارائه شود. افراد جامعه بايد مهارتهاي عملي را بياموزند كه چگونه اعمال بهداشتي را بپذيرند و آنها را پيگيري كنند. مثلا چه غذاهايي بخرند و چگونه آن را آماده كند. از سوي ديگر، بايد در نظر داشت كه آن شيوه هاي زندگي كه با بهداشت مردم در ارتباط است، به گونه اي تنگاتنگ با روشهاي زندگي عمومي جامعه، عقايد عمومي و ارزش هاي اجتماعي مردم ارتباط بنابر دارد اين، غالبا براي يك فرد دشوار است كه روش زندگي خود را تغيير دهد، در حالي كه چنين تغييراتي به طور كلي در همه اجتماع رخ نداده باشد، براي همين، برنامه هاي پيشگيري موفق در مقياس جامعه بايد تلاش كند تا نه تنها افراد، بلكه كل جامعه با عوامل متعدد اجتماعي و محيطي اش را تغيير دهد. لازمه اين امر، تصميمات و اعمالي است كه گزينش هاي بهداشتي را امكان پذير و ساده كند. مردم قطعا مسئوليت سرنوشت خويش را دارند; اما برنامه ها، دستگاه دولتي و سيستم بهداشت بايد اين امكان را به مردم بدهد كه آگاهانه انتخاب كنند و در صورت انتخاب، بسادگي آن را پيگيري كنند. براي اين منظور به مجموعه اي از فعاليتهاي جامع و هماهنگ و تصميمات اساسي نياز است كه نه تنها وزارت بهداشت، بلكه چندين وزارتخانه ديگر مثل جهاد، كشاورزي، صنايع، آموزش و پرورش، آموزش عالي و ارگانهاي مردمي غيردولتي درگير آن شوند و سرانجام كل جامعه براي اين امر بسيج گردد. ترجمه و تدوين: دكتر بهنام فرهودي