Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781210-47501S2

Date of Document: 2000-02-29

سن بازنشستگي و عوارض آن در قرن 19 ميلادي فكر كمك به كساني كه عمري در خدمات دولتي به سر برده اند در بعضي از كشورهاي اروپايي رواج يافت. در سال 1869 قانوني در انگلستان وضع شد كه حائزين مقامات سياسي پس از مدت معيني خدمت، حقوق بازنشستگي دريافت دارند. قبل از آن حكومتها مي توانستند مستمري و حقوقي براي تمام عمر به كساني كه مي خواستند اعطا كنند، ولي اين گونه مستمريها در سال 1887 منسوخ گرديد. در ايران در سال 1301 هجري شمسي قانون استخدام كشوري و در سال 1302 ه - ش. قانون استخدام قضات به تصويب رسيد كه در هر دو پرداخت حقوق بازنشستگي منظور شده سپس است قوانين ديگري وضع شد كه به موجب آنها حقوق بازنشستگي به عموم كاركنان لشكري و كشوري تعلق در مي گيرد سال 1328 ه -. ش. كه اولين قانون كار به تصويب رسيد مقرر شد صندوقي به نام صندوق تعاون و بيمه كارگري تشكيل شود كه به كارگران پير و از كارافتاده حقوقي بپردازند. (مصوب) 1345 طبق قانون تصويب شده مربوط به بازنشستگي و تصحيح ماده 43 قانون استخدام كشوري (مصوب آبان ) 1309 مستخدمين رسمي مي توانند با يكي از شرايط ذيل تقاضاي بازنشستگي نمايند. الف. مستخدميني كه بيست سال خدمت متوالي داشته باشند. ب. مستخدميني كه بيست و پنج سال سابقه خدمت داشته مشروط بر اينكه بيست سال آن متصدي خدمت بوده باشد. ج. مستخدميني كه سي سال خدمت داشته باشند اعم از تصدي يا غيرتصدي. د. مستخدميني كه 60 سال يا بيشتر عمر داشته باشند با هر قدر سابقه خدمت. از آن به بعد تا سال 1373 در مصوبات مربوط به بازنشستگي آنچه ثابت مانده است اين است كه كارمند با داشتن 30 سال تمام سابقه خدمت و يا 60 سال سن مي تواند تقاضاي بازنشستگي كند. هرگاه دو شرط در يكي جمع باشد دولت مكلف به بازنشسته كردن كارمند مي باشد. سن بازنشستگي قبل از سال 1373 معلماني كه مايل بودند تقاضاي بازنشستگي مي كردند و به افتخار بازنشستگي نايل مي شدند. بازنشسته شدن مطلوب بود چون شخص به ميل خودش و در صورتي كه خودش افت كاري احساس مي كرد بازنشسته مي شد. از سال 1373 مقررات بازنشستگي تابع زمان و مكان شد. هر استاني در هر سال تصميم خاصي براي منطقه خود مي گيرد. بعضي از استانها با تاكيد بر سابقه خدمت، برخي با تاكيد بر سن و اغلب با درنظر گرفتن مجموع سن و سابقه كارمند را بازنشسته مي كنند. عملكرد استان در هر سال با سال بعد يكسان نبوده است. اين مسئله باعث به وجود آمدن اضطراب در كارمندان شده است و مي گويند نمي دانيم كه امسال در مورد بازنشستگي چه تصميمي گرفته مي شود. ممكن است شخصي كه سال گذشته مشمول بازنشستگي شده باشد اگر امسال هم شاغل مي بود بازنشسته نمي شد. آنچه از طرف وزارت آموزش و پرورش هر ساله در مورد بازنشستگي اعلام مي شود اين است كه هر كارمندي كه 30 سال تمام سابقه خدمت داشته باشد بايستي بازنشسته شود. با توجه به اينكه اختياراتي هم به مسئولين داده مي شود. در جمع بندي مطالب ارائه شده مي توان به اين نتيجه رسيد كه آنچه در مورد بازنشستگي قابل اجرا و عمل مي باشد داشتن سال 30 سابقه خدمت است. حال اگر معلمي سالگي 18در استخدام شود (باتوجه به اينكه دوره سربازي پسرها و دوره تحصيل براي اغلب كارمندان بخصوص معلمان جزو سابقه خدمت آنان محسوب مي شود ) يك معلم در 48 سالگي و اگر 2 سال هم به آن اضافه كنيم در 50 سالگي بازنشسته مي شود. در اين مقاله به ويژگيهاي افراد 50 ساله و عوارض ناشي از بازنشسته شدن در اين سن پرداخته مي شود. ذكر عناوين درج شده در نشريه ها بعداز سال 1373 نشان دهنده آن است كه افراد بازنشسته در وضعيت مطلوبي قرار ندارند. بازنشستگي پيش از موعد (/8/75 26 همشهري ) بازنشستگي دوره خردمندي و زمان انتقال تجربه (/8/75 26 كيهان ) من بازنشسته ام ولي ننشسته ام (روزنامه كار و /9/75 21 كارگر) مهندس بازنشسته نمي شود (پيام مهندسي شماره ) 3 بازنشستگي گوشه نشيني يا انتقال تجربه (مجله اقتصاد كار) 1970 قهرمانان بازنشسته (كيهان ورزشي ) 2132 بهترين اثرم در راه است بازنشسته نخواهم شد (مجله سينما) 1890 فرهنگيان بازنشسته بازنشسته فرهنگي نيستند (فصلنامه كرمان 15 و) 16 بازنشستگان راهيان جاده سرگرداني و اندوه (/3/74 30 همشهري ) حقوق بازنشستگي آب باريكي كه قطره شد (گزارش منتشر شده ) بازنشستگي پايان كار نيست (/10/76 9 همشهري ) بازنشستگي فراغت يا فراقت (/10/76 22ايران ) مشكلات اقتصادي و اجتماعي عصاره هاي تجربه ( /11/76 ). 30 ويژگيهاي سن 50 سالگي (آغاز بازنشستگي ) اريك اريكسون تنها روان شناسي است كه مراحل رشد را مربوط به كليه دوران عمر انسان مي داند. آنجا كه اريكسون از بازنشستگي صحبت مي كند از 60 سالگي به بعد است. درحالي كه در قوانين و مقررات ما سن بازنشستگي 50 سالگي مي باشد. اين سن در تقسيم بندي اريكسون در طبقه 35 تا 60 سالگي قرار دارد كه متوسط 35 تا 60 سالگي حدود 48 سالگي مي باشد كه درست با سن بازنشستگي ما مطابقت دارد. اريكسون اين دوره را سن بارآوري در مقابل بي حاصلي مي داند. اگر در اين دوره براي فرد شرايط مناسبي به وجود آيد مي تواند توليدكننده خوبي هم باشد وگرنه احساس بي حاصلي و پوچي خواهد كرد. اگر او را تحويل بگيري رشد مي كند ولي اگر او را بازنشسته كني متوقف خواهد شد. اريكسون جنبه فرهنگي اين سن را قبول مسئوليت در امور اجتماعي و نهادهاي زندگي اجتماعي اين مي داند درحالي است كه ما فرد را با بازنشستگي از فعاليت هاي اجتماعي حذف مي كنيم. او نيروي پرورده اي است كه مي تواند مثمرثمر هم باشد. اريكسون ساده ترين باروري اين دوره را در توليد مثل و انتقال فرهنگ يعني تربيت كودكان و توجه به پيشرفت آنان در زندگي مي داند. باروري در سطح بالاتر و در اوج اين سن كه همان سن بازنشستگي محسوب مي شود با سطح خلاقيت بالاتر صدق مي كند. معلم همانند كارمندان ديگر نيست كه در اثر كار فرسودگي براي او ايجاد شود. از نظر جسماني تحليل مي رود ولي از نظر ذهني پرورده تر شده و بايد از او در فعاليتهاي بالاتري استفاده شود. بنابراين معلم را به اين زودي بازنشسته نكنيد، نوع كارش را تغيير دهيد تا از سرمايه هاي فكري او استفاده شود و به كارهاي يدي نپردازد. اشخاص سرشناس از جمله چرچيل پيكاسو و راسل تا 90 سالگي توانايي ذهني خود را حفظ كرده اند. علي اكبر دهخدا و كمال الملك در سنين 7080 سالگي توانايي خوبي داشته اند. (ميشارا) 1964 امروزه كه در مملكت ما تحقيقات جاي خود را پيدا مي كند از بازنشستگان توانمند در مراكز تحقيقاتي و امثالهم استفاده شود. درست است كه بسياري از بازنشستگان توان اشتغال مجدد ندارند و نمي توانند در نظام توليد ايفاگر نقش مهمي باشند، ولي نه آنچنان ناتوان كه بقيه عمر را به پوچي سپري و با كوله باري از تجربه، گوشه عزلت اختيار كنند. (روزنامه همشهري ) 1375 در بسياري از فرهنگها آغاز بازنشستگي را با جشن و آيين همراه مي كنند. دوستان و همكاران شادمانه ورود فرد بازنشسته را به فصل تازه اي از زندگي تبريك مي گويند. اين درحالي است كه در جامعه آموزش و پرورش احكام بازنشستگان را همانند نامه هاي يوميه كه به مدرسه يا اداره مي آورند توزيع مي كنند. تعريف بازنشستگي اشلي بازنشستگي را در قالب مفاهيم بيان كرده و آن را به عنوان يك فرايند، يك رويداد و يك نقش مورد بررسي قرار داده است. بازنشستگي به عنوان يك فرايند عبارت از تدارك و گذر از نقشي به نقش ديگر، يعني از نقش كارمند كه تابع هنجارهاي معيني است به نقش يك بازنشسته كه هنجارهاي خاص خود را دارد. با توجه به تعريف فوق و مطابقت دادن آن با وضعيت فعلي، بازنشستگان تقريبا بي نقش مي شوند و حتي در پذيرش هاي اجتماعي و روزمره براي آنان نقشي درنظر گرفته نشده است. تعداد زيادي از بازنشستگان معتقد بوده اند كه جامعه نسبت به آنان بي اعتنا مي باشد. آنچه در پيري غم انگيز تواند بود اين است كه پير با ديدگان آرزومند به پشت سر خود نگاه مي كند و فقط دردها و رنجها را مي بيند. اگر زندگي را بايد ترك كند، ديگر ستايش آن بيهوده است و اگر آن را مي ستاييم براي آنست كه اميدواريم آن را دوباره در صورت بهتري ببينيم و در نفوس مجرد جاويدان بازيابيم. انسان تا زماني كه زنده است داراي نقشهايي بايد باشد. فرد بازنشسته با توجه به اينكه حدود 30 سال داراي يك نقش سازماني بوده است و يك شبه آن را از او غم، گرفته اند، ناراحتي، بيمارهاي او برايش مطرح شده و او را به خود مشغول مي دارند. بازنشسته اي به طنز مي گفت: بازنشسته شده ام و دو مرتبه سكته هم كرده ام ديگر بايد منتظر مرگ بود. يافته هاي تحقيقي در مورد بازنشستگان فرهنگي نشان مي دهد كه بازنشستگاني كه همسران شاغل داشته اند نسبت به گروهي كه همسران خانه دار بوده اند رضايت بيشتري از امر بازنشستگي داشته اند. يكي از علل رضايت بيشتر وابستگي همسر به سازمان دولتي مي باشد كه فرد بازنشسته را هم در ارتباط قرار مي دهد. اضطراب و بازنشستگي اضطراب به ناآرامي، هراس و ترس ناخوش آيند يا احساس خطر قريبالوقوع كه منبع آن قابل شناختي نيست گفته مي شود. اتورانك ضربه تولد را علت اضطراب تلقي مي كرد. نظريه روانكاوي بر مسئله جداشدن از مادر به عنوان منبع اضطراب تاكيد مي كند. ضربه هيجاني حاصل از جدايي ها نيز منبع اضطراب تلقي شده است. اگر جدايي و ضربه حاصل از آن را كه باعث اضطراب مي شود در مراحل مختلف زندگي تعميم دهيم، تولد، به مدرسه رفتن (براي اولين بار )- تغيير دوره تحصيلي، جابجايي ها، از شيرگرفتن كودكان و كليه نقل و انتقالات با اضطراب همراه است. مهمترين جدايي ها، جدايي از كار و شغل است كه براي كارمند اضطراب مفرطي را ايجاد مي كند. براي كم كردن اضطراب در تغيير از وضعيتي به وضعيتي ديگر بايد يك دوره كوتاه مدت انتقال درنظر گرفته شود. مثلا براي جدايي كودك از خانواده و رفتن به مدرسه دوره آمادگي درنظر گرفته شده است تا اضطراب كودك در دبستان كم شود. اگر در كلاس پنجم ابتدايي دانش آموزان رابراي بازديد به مدارس راهنمايي ببرند بي شك در كم كردن اضطراب آنان موءثر است. در اين موارد اقداماتي هم صورت گرفته است ولي اين تنها بازنشسته است كه يك شبه از مرحله اي به مرحله ديگر مي رسد و اضطراب حاصل ممكن است او رااز پاي درآورد. ناسازگاري بازنشستگي با فرهنگ سنتي از يك طرف و باورداشتن دوران بازنشستگي توسط خانواده، فرد و جامعه از طرف ديگر سبب بروز مشكلات روحي براي بازنشستگان شده است. علاوه بر آن مقررات كنوني صريحا حقوق بازنشستگي را بسيار كمتر از زمان اشتغال قرار مي دهد. اين خود ضربه ديگري بر پيكره بازنشستگان است. چه بايد؟ كرد بازنشستگي براي اولين بار در آلمان توسط بيسمارك و در قرن نوزدهم مقرر شد. هدف آن ملايم كردن سرنوشت كاركنان سالمندي بود كه غالبا تمام زندگي خود را به زحمت گذرانده اند. با توجه به اينكه در اغلب كشورها سن بازنشستگي 60 تا 65 سالگي مي باشد پيشنهاد مي شود تا بين دوره اشتغال و دوره بازنشستگي، دوره اي جهت انتقال از اشتغال به بازنشستگي درنظر گرفته نام شود اين دوره انتقال باشد و مراحل كار به شرح ذيل: - 1 دوره اشتغال بين 20 تا 50 سالگي - 2 دوره انتقال بين 50 تا 60 سالگي - 3 دوره بازنشستگي از 60 سالگي به بعد. امروزه در بعضي از ادارات به علت كارآيي بازنشستگان مخصوصا بازنشستگان فرهنگي آنان را مجددا دعوت به كار مي كنند و يا در دفتر مديران به عنوان مشاور فعاليت مي كنند. دوره انتقال دوره اي است كه نوع كار و فعاليت فرد نسبت به دوره اشتغال سبك تر است و بيشتر از تجربه خود استفاده مي كند. اينگونه انسجام مي توانند در اتاق مديركل، رئيس اداره، مدير مدرسه، كلاس درس و در جاهاي ضروري ديگر به منظور اظهارنظر و هدايت جريان كار قرار بگيرند و مشاوران خوبي براي كارمندان جوان باشند. البته در صورت موافقت بايستي براي آن آيين نامه طول نوشت دوره انتقال به نسبت توانايي جسمي و فكري افراد مي تواند متفاوت باشد. دراين دوره ( انتقال ) ضمن استفاده از نيروي انساني پرورده كارمند خودش را براي دوره بعدي آماده مي سازد و اضطراب كم مي شود. هم براي خودشان دوره انتقال است و هم دوره اي است براي انتقال تجربه به نسل جديد. راه حل ديگر محقق در يك تحقيق مفصل، كار ضمن تحصيل دانش آموزان را مطرح ساخته است. كار ضمن تحصيل باعث مي شود تا پديده شغل دوم در جامعه جاي خود را به دست آورد. اغلب كارمنداني كه در دوران تحصيل به يك مهارت و هنر روي آورده اند در دوران بازنشستگي از همان مشاغل و مهارت ها استفاده كرده اند. در وضع موجود كارمندي كه تمام تلاش خود را مي كند تا كارش را به بهترين وجه انجام در دهد، دوره بازنشستگي، تقريبا بيكار و كم درآمد مي ماند. تنها كساني كه ضمن داشتن شغل اصلي به مشاغل ديگري مي پردازند مشكلي هم ندارند. محمود رخ بخش زمين