Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781209-47493S2

Date of Document: 2000-02-28

مطالعه علمي دين در جهان معاصر دين پژوهي; گفت وگويي با استاد دكتر فتح الله مجتبايي (واپسين بخش ) مارسل موس جامعه شناس ديگر فرانسوي برخي از اعمال و مناسك ديني چون مراسم قرباني گزاري، نذر، صدقه و كرامات را از لحاظ جامعه شناسي و تاثيرات اجتماعي آنها مورد مطالعه قرار داد. لوي استراوس، يكي از برجسته ترين چهره هاي جامعه شناسي معاصر، درباره پديده هاي ديني از لحاظ شكل و ساختار و ارتباط ساختاري اجراء و عناصر آنها با هم به تحقيق پرداخت، ژرژ دومزيل، نظام طبقاتي مردم آريايي (هند و اروپايي ) را موضوع تحقيق قرار داد و ساختار ديني و اسطوره اي اين اقوام را انعكاس اوضاع و شرايط اجتماعي آنان دانست. در آلمان نيز جامعه شناسان بزرگي چون ويلهلم اشميت و ماكس وبر به تاثير و تاثر جامعه و دين در يكديگر نظر داشته اند. در انگلستان بعد از تايلور و فريزر، توجه به مسايل مربوط به جامعه شناسي دين و مردم شناسي در جهت تحقيق در كيفيات حيات ديني قبايل بدوي ادامه داشت. مالينوفسكي، راد كليف براون و اوانس پريچارد در اين دوره پژوهشهاي ارزشمندي در اين زمينه عرضه كرده اند كه در حقيقت بازتاب كارهايي بوده است كه در آلمان و فرانسه صورت مي گرفت. در آمريكا از اوايل سده 20 جامعه شناسي ديني در مراكز علمي و دانشگاهي رواج و گسترش يافته بود و خصوصا مطالعه احوال جوامع و قبايل سرخپوستان بومي آن قاره اهميت خاص داشت، و كساني چون كرويبر و پول رادين وبوآس در اين زمينه آثار مهم انتشار داده بودند. بعد از جنگ جهاني دوم چند تن از دانشمندان جامعه شناسي دين، چون يواخيم واخ و ميلتون پينگر در انتقال روشهاي جديد اين علم به اين قاره مشاركت داشتند. در روانشناسي دين ويليام جيمز، فرويد و يونگ سه شخصيت برجسته بودند كه هر كدام مكتب خاصي در اين عرصه بنياد نهادند. ويليام جيمز در آمريكا ابعاد و جنبه هاي مختلف تجربه ديني و احوالي را كه در وقت عبادت و اداء اعمال و تكاليف ديني بر شخص مي گذرد و تاثيرات آن را از لحاظ عملي و تجربي در كتاب انواع تجربه هاي ديني مورد بحث و تحليل قرار داد. فرويد درباره اصل و مبناي دين و مفهوم الوهيت نظرياتي در كتاب توتم و تابو و ساير آثار خود ابراز كرد كه در همان اوايل كار از طرف مردم شناسان مردود شناخته شد، ولي نظريه هاي او درباره ضمير ناخودآگاه و عقده هاي رواني و علل و چگونگي پديد آمدن آنها اساس و مبناي روانشناسي ژرفا و روانكاوي و تشخيص بيماري هاي رواني شد. شاگرد و همكار او كارل گوستاويونگ بر پايه دريافتهاي او با نقادي و اصلاح آنها نظريه هاي بسيار مهم و اساسي ديگري مطرح كرد كه امروز هواداران فراواني دارد و خصوصا برخي از نظريه هاي او، چون ناخودآگاه جمعي و كهن انگاره هاو روش او در تحليل اسطوره ها و افسانه ها نه تنها در عالم روانشناسي و روانكاوي بلكه، در عالم ادب و هنر نيز تاثيرات مهم داشته است. تا اوايل قرن بيستم مطالعه علمي دين، يعني ماهيت دينداري انسان، پيرو يكي از اين روشها بود، يعني موضوع يا از نظر مردم شناسي و جامعه شناسي بود يا از ديدگاه روانشناسي و يا تطبيقي بود، مانند تحقيقات مكس مولر و فريزر و يا مجزا و غيرتطبيقي، مانند كارهاي دوركهايم و فرويد. ولي از اوايل اين قرن روش تطبيقي به تدريج در تحقيقات ديني رواج بيشتر گرفت و كوشش به كشف معاني پديده هاي ديني متوجه بود. پژوهشگر مي خواست از طريق مقايسه و تطبيق پديده ها به حيات ديني پيروان اديان ديگر نزديك شود و در تجارب ديني آنان مشاركت يابد. اين روش و رويكرد از جهاتي به روش مكتب پديدارشناسي فلسفي هوسرل شبيه است، و از اين جهت به پديدارشناسي ديني معروف شده است. پديدارهاي ديني يا تظاهرات احوال و امور ديني، نه امور دانستني است نه امور فهميدني، بلكه امور و احوال تجربه شدني است. آنچه بر يك فرد موءمن در ساحت قدسي، يا در آنچه حضور براي او مقدس است، مي گذرد يك حالت عاطفي و يك تجربه است. كار پديدارشناس گردآوري توصيفات دقيق تجربه هاي ديني، و تجربه و تحليل تطبيقي آنها و كشف معاني پديده ها و پي بردن به چگونگي رابطه ميان پديده ديني يا امر مقدس با شخص تجربه گر و تظاهرات خارجي اين تجربه هاست. بدين سان پديدارشناسي دين در حقيقت نوعي مكتب اصالت تجربه است، كار پديدارشناس با مباحث كلامي و فلسفي و براهين استدلالي نيست. سعي او بر اين است كه دريابد كه در عالم تجارب انساني اموري چون نماز، دعا، رستگاري، پرستش و نظاير اين امور و پديده ها چه معنا و محتوايي دارند و در حيات عاطفي و ايماني انسان چگونه عمل مي كنند و تجربه مي شوند. پديدارشناس با روش تاريخي و تطبيقي پديدارها را بررسي مي كند، يعني هم به عملكرد يك پديدار در تاريخ يك دين و تحولات آن در آن متن خاص توجه دارد، هم به چگونگي صور و انواع تظاهرات آن در اديان مختلف نظر دارد، و از مقايسه و تطبيق آنها مي كوشد كه معنا و وجوه اشتراك آنها را بيابد. پديده ها بايد خودسخن بگويند، و شخص ناظر به هيچ روي نبايد داوريها و پيش داوريهاي خود را در توصيف پديده ها دخالت دهد. پديدارشناس به صدق و كذب دعاوي اديان هم كاري ندارد. اثبات صدق و كذب امري است عقلاني و تجربه هاي ديني در ساحت قدسي و ايماني مي گذرند. اگر معيارهاي عقلاني را ملاك صحت و كذب امور ديني و دعاوي اديان قرار دهيم، اين را تا حد امور عرفي و واقعيات روزمره پايين آورده ايم. پديدارشناس تنها ناظر چگونگي تظاهرات خارجي احوال و عواطف ديني است. * اگر ممكن است درباره پديدارشناسي و پيشينه آن بيشتر توضيح بفرماييد. - روش پديدارشناسي نخست در آلمان و كشورهاي اروپاي شمالي رواج يافت و كساني چون رودلف اوتو، برده كريستن سن و فان درليو، مهمترين چهره هاي اين جريان بودند. كسي كه در اين اواخر بيش از ديگران در ترويج اين شيوه در جهان، و مخصوصا در آمريكاي شمالي تاثير داشت ميرچا الياده بود كه امروز اغلب پژوهشگران پديده شناسي دين يا از شاگردان و يا از پيروان راه و روش او مي باشند. پديدارشناسي با اينكه با مردم شناسي و جامعه شناسي و روانشناسي دين تفاوتهاي بنيادي دارد همه اين مكاتب علمي در تكوين و تشكيل مبادي آن سهيم بوده و در مطالعات پديدارشناسي از آنها بهره گيري مي شود. اعتقاد پديدار شناسان بر اين است كه مطالعات تطبيقي و پديدارشناسي دين علاوه بر اينكه ما را به كشف معاني پديدارهاي ديني ياري مي كند، شناخت و ادراك ما را از جنبه هاي مختلف دين خود ما كامل تر مي كند، حيات ديني و ايماني ما را گسترش توانمندي و، توانايي مي دهد تا ما حقايق ديني خود را روشن تر و بهتر ببينيم و براي بسياري از پرسشهايي كه در اين زمينه در برابر ما قرار مي گيرد پاسخهاي روشن تر بيابيم.