Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781207-47469S2

Date of Document: 2000-02-26

حقيقت مبتني بر توافق؟ نظر نوعي فرض است با اين بيان كه فلان گفته درست است، فقط بدان علت كه همه مردم راجع به درست بودن آن با هم توافق نظر دارند. اين رهيافت در اكثر موضوعات، براي دستيابي به حقيقت قابل اعتماد نيست و اين تنها بدان سبب است كه اتفاق نظر مردم درباره درست بودن چيزي، الزاما اين نتيجه را به دست نمي دهد كه آن چيز درست باشد. براي مثال در قرن چهارده ميلادي عموم مردم تصور مي كردند كه زمين مسطح و غيركروي است، اما از اينكه غالب كسان باور داشتند زمين غيركروي است اين نتيجه حاصل نشد كه آن واقعا نيز غيركروي باشد، فقط كسي كه به حد افراط به نسبيت حقيقت اعتقاد داشته باشد ممكن است در مقام دفاع از آن برآيد. زيرا در نظر او حقيقت همان چيزي است كه مردم آن را باور دارند و اما اگر متخصصان امور، به درست بودن چيزي اعتقاد داشته باشند اين احتمال را مي توان داد كه آنچه آنها بدان اعتقاد دارند حقيقت و يا چيزي نزديك به حقيقت است. با وجود اين، بايد بدانيم چنين نيست كه اعتقاد متخصصان به درست بودن چيزي، باعث شود كه برچسب حقيقت به آن چيز الصاق گردد. بلكه به عكس، حقيقت اعتقاد آنان، بسته بدان است كه تا چه حد با نظم حاكم بر جهان هماهنگ باشد. حتي اگر با اين واقعيت مواجه باشيم كه افرادي متخصص در حوزه خاص درباره درست بودن موضوعي هم نظر باشند. اين نتيجه از آن بيرون نمي آيد كه آنچه آنها راجع بدان اتفاق نظر دارند الزاما درست باشد. يكي ازدلايلي كه اثبات مي كند نظريات عامه نشانه قابل اعتمادي براي شناختن حقيقت نيست اين است كه مردم غالبا داراي ويژگي زودباوري مي باشند: آنان هرچيزي را به سادگي مي پذيرند چنانكه هر شخص فريبكاري كه اعتماد توده هاي مردم را جلب كرده باشد به اين خصيصه آنان آشنايي دارد. وانگهي ما عمدتا درمعرض انواع مختلف خواست انديشي هستيم. يعني اينكه تصور مي كنيم كه آنچه ميل و آرزوي ماست حقيقت است هرچند كه آن با واقعيات سازگار نباشد و حتي اگر در تقابل با بديهيات قرار داشته باشد. رهيافتي كه در حوزه شناخت حقيقت به مراتب كم اعتبارتر از اتفاق نظر عامه است اعتماد بي چون و چرا به نظر اكثريت است. علت نازل بودن درجه اطمينان اين رهيافت آن است كه اكثر مردم راجع به آنچه در موضوعات بسيار مهم، مورد بحث قرار مي گيرد فاقد دانش هستند. بنابراين بهتر است به جاي اعتماد كردن بر نظرات خلق الساعه اكثريت بر آراي اقليتي اعتماد كنيم كه منسوب به كساني است كه داراي تخصص در موضوع هستند و فرصتي براي بررسي داده هاي موجود دارند. براي مثال ممكن است اكثر مردم جهان تصوركنند كه سرنوشت انسانها كاملا به دست عوامل اخترشناختي رقم مي خورند، اما روشن است كه اكثر كساني كه داراي چنين تصوري هستند دانش شان درباره اخترشناسي آنچنان ناقص است كه كمترين نشانه اي را در نظرات آنان نمي توان يافت كه واقعا حاكي از آن باشد كه اوضاع و احوال ستارگان رفتار انسان ها را رقم بزنند، بنابراين هرگاه كسي جمله اي را با اظهاراتي چون همه مردم موافقت دارند كه يا اكثر مردم اعتقاددارند كه شروع كند ما بايد به طور دقيق معين كنيم كه اين عبارات چه منظوري را دنبال مي كنند. به چه علت آنچه همگان درباره آن توافق نظر دارند داراي اهميت ؟ است آيا ما بايد اين نتيجه گيري را بديهي قلمداد كنيم كه چون اكثر مردم به چيزي اعتقاد دارند آن مسئله الزاما نيز درست؟ است (البته ممكن است كه درست نيز باشد اما اگر دليل اعتقاد به درستي اين باشد كه اكثر مردم درست بودن آن چيز را باور دارند توجيه معقولي نيست. ) نكته مهمي كه در اينجا وجود دارد اين است كه بايد بدانيم رد و ابطال آن تصور از حقيقت كه مبتني بر مسايل نظري عامه و يا نظر اكثريت است به معناي رد و ابطال تصميم گيري دموكراتيك نيست و اما دليل اينكه روش تصميم گيري دموكراتيك بر روش هاي پيش گفته ترجيح دارد اين نيست كه تصميم گيري دموكراتيك پاسخ هاي لزوما درستي را براي موضوعات مورد بحث عرضه كند بلكه دليل رجحان اين است كه روش يادشده، حق مشاركت يكساني را براي گروههاي مختلف ذي نفع قايل است و معمولا سازوكاري را فراهم مي كند تا اينكه قدرت نامحدود كه از لوازم خودكامگي است حصر و به حداقل ممكن كاهش يابد. نوشته: نيگل واربرتن ترجمه: اسماعيل صديقي پاشاكي