Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781207-47469S1

Date of Document: 2000-02-26

پرسش از دولت مدرن دولت مدرن در ايران معاصر در گفت وگو با دكتر مرادثقفي - قسمت آخر * اگر شما ميزان نوشته ها در مورد عدالت را در كشور خودمان با ميزان نوشته ها در مورد آزادي مقايسه كنيد فكرمي كنم نسبت 100 به 1 باشد. آزادي شايد 65 سال است كه به عنوان بحث گسترده مطرح شده است ولي ما از مشروطيت بحث عدالت را داريم * وقتي به پديده اي چون انقلاب اسلامي نگاه مي كنيم متوجه مي شويم كه پديده اي دوجانبه است از يك سو پرسشهاي جديد پيرامون دولت مدرن در آن يافت مي شود و وقتي از جمهوريت و نهادهاي دموكراتيك سخن مي رود معطوف به همين پرسشهاست. از سوي ديگر اين انقلاب دل در مفاهيم و پرسشهاي سنت ما دارد پرسشهايي چون چه كسي بايد حكومت كند و نه اينكه چگونه بايد حكومت؟ كرد من اين پرسشها را دليلي بر اين نظر مي دانم كه سوءالات ما هنوز كاملا تغيير نكرده اند. - مسلما بايد برگرديم و قرائتهاي مختلفمان را نسبت به چرايي و چگونگي انقلاب اسلامي به بحث بگذاريم. همانطور كه بايد تاريخ اين 20 سال را جزء به جزء باز كنيم و كارنامه مان را سنجش كنيم. اما نكته مهم اين است كه پرسش هاي ايرانيان در اين صد سال به عنوان شهروند در حال مطرح شدن است. پرسش هايي كه البته دائما در حال تغيير و دگرگوني نيز هست. براي شناسايي اين تغيير بايد به چند سوءال مهم پاسخ دهيم. اول اينكه جامعه و نيروهاي سياسي و اجتماعي چه كار؟ مي كنند و دوم اينكه چرا اين كار را؟ مي كنند درآخر البته مي توان پرسيد كه چه كار بايد؟ كرد از مشكلات فكري ما اين است كه خيلي اوقات از سوءال چه بايد؟ كرد شروع مي كنيم. كمتر به چرايي ها و چگونگي هاي جامعه خويش مي انديشيم. ايران فرانسه؟ نيست ما مذهبمان كاتوليك نيست. ما پروتستان ما نيستيم مسلمانيم اما ببينيد در همين صد سال ديدمان نسبت به دين و همچنين رابطه دين و دولت مدرن چه اندازه تغيير كرده است. زماني بود كه مجلس شوراي ملي به عنوان مخالف شرع نگريسته مي شد و به قول شيخ فضل الله نوري دكاني بود جلوي شرع. ما كمتر سوءال مي كنيم كه پس از آن چه اتفاقي افتاد و چه مسيري طي شد كه پس از بهمن 57 ما نه تنها انتخابات داريم كه جايگاهي مهم را هم براي مجلس شورا قايل؟ مي شويم چرا مسئولين مذهبي ما پس از انقلاب اين قدر براي انتخابات و راي زنان اهميت قايل ؟ شدند اين سوءالات براي شناسايي تغييراتي كه ما صورت داده ايم ضروري اند. * به نظر مي رسد شما بسيار برروي تدريجي بودن تداوم دولت مدرن دست مي گذاريد و بر آن اصرار و ابرام داريد. - جامعه شهري آرام آرام شكل مي گيرد و آرام آرام شكفته مي شود و تا اين شكفتگي به دست نيايد ما آن خواست قوي را براي تاسيس دولت دموكراتيك نخواهيم داشت. نمونه و شاهد اين نكته هم تاريخي است كه ما پس از انقلاب طي كرده ايم. هم اكنون راي و نظر مردم اهميت زيادي پيدا كرده است. ديگر نه تنها شركت مردم در يك راهپيمايي مهم است، بلكه راي آنها نيز اهميت بسزايي يافته است. همانطور كه ازمعناي واژه راي برمي آيد راي هم به معناي نظر است و هم به معناي قدرتي است كه با آن شما به فردي مشروعيت مي بخشيد. اينها همه شاهدي بر مدعاي من است كه بايد اين فرايند را تدريجي ديد. * اين سوءال هم مي تواند مطرح باشد كه جايگاه نظريه؟ كجاست كجاست كه اگر ما نتوانيم مفاهيم مناسب را مطرح كنيم لطمه؟ مي خوريم -انديشه بسيار مي تواند به شكفتگي جامعه كمك كند. يعني نظريه، پرسشهاي جامعه را با آوردن مفاهيم درست و پيشرفته و با طرح سوءالهاي به جا و مناسب صيقل مي دهد. كار نظريه پرداز از اينجا شروع مي شود. نظريه پرداز هميشه بايد يك قدم ازجامعه خودش جلو حتي باشد اگر دو قدم جلو باشد ديگر به درد نمي خورد. مهم اين است كه يك قدم جلوباشد و ببيند جامعه اش در حال انجام چه كاري؟ است بعد به جامعه امكانهاي مختلف را نشان دهد. بگويد تو كه در حال انجام اين كاري فلان كار را هم مي تواني انجام دهي. اينجاست كه نظريه پرداز مفاهيم جديدي را وارد جامعه مي كند. نظريه پرداز مسايل جامعه راعوض نمي كند بلكه به شكفتگي جامعه كمك مي كند. همچنين در اينجاست كه مي توان به نظريه پرداز ايراد گرفت و از عدم ترويج مفاهيم جديد متناسب با شرايط جديد از سوي او انتقاد كرد. * روشنفكران و نظريه پردازان ديار ما چگونه در اين راه مي توانند نقش ايفاء؟ كنند - اول بايد ببينيم تا به حال چه كار كرده اند. در صد سال اخير بيش از هر مفهومي، مفهوم و آرمان برابري و عدالت مهم بوده است. در مجموعه مفاهيمي كه روشنفكران جهان با آن دست و پنجه نرم كرده اند شايد عدالت در رده اول مفاهيمي باشد كه روشنفكران ايراني با آن روبه رو بوده اند. اگر شما ميزان نوشته ها در مورد عدالت را در كشور خودمان با ميزان نوشته ها در مورد آزادي مقايسه كنيد فكرمي كنم نسبت 100 به 1 باشد. آزادي شايد 65 سال است كه به عنوان بحث گسترده مطرح شده است ولي ما از مشروطيت بحث عدالت را داريم. نكته مهم اين است كه تمام فرضيه هاي مهم علوم انساني جهان براساس برابري درست شده ما است هيچ نظريه اي را نداريم كه اساسش نابرابري باشد. برابري امكانات، برابري تحصيلات و برابري درآمد همه طيفهاي ليبرال تا سوسياليست را براي شما مي گويد. بعد از اين البته بايد ببينيم چه ميزان از اين برابري خواهيهايمان را با استحقاق عجين كنيم و چه ميزان را با انصاف و حتي با عبوديت. اگر بر برابري دست بگذاريم اين تفكيكها پس از آن به وجود مي آيد. معلوم مي شود هر كسي كجا ايستاده و با چه كسي صحبت مي كند و همچنين چه نيازهاي شهروندي رابازگو؟ مي كند اگراين كار را بكنيم گفت وگوهاي مناسبي هم خواهيم داشت و مي توانيم كار روشنگرانه اي را انجام دهيم. در اين ميان البته كار روشنفكر بيرون آوردن و روشن كردن سويه هاي ناروشن و سويه هاي ناگفته مسايل اجتماعي خواهد بود. ما الان در جامعه از راست و چپ مدرن و سنتي سخن به ميان مي آوريم اما سوءال همچنان باقي است كه تفاوت اين گروهها ؟ چيست اگر ما بتوانيم در حوزه اقتصاد سياسي، بحث برابري را محور قرار دهيم و ببينيم كه هر يك از انواع برابري در ارتباط با چه مفاهيم ديگري تعريف مي شوند مي توانيم گام بزرگي در جهت شفافيت گروههاي سياسي و همچنين مباحث عمده سياسي جامعه برداريم. * نه فقط از حوزه اقتصاد سياسي بلكه از منظر فلسفي نيز مي توان به مقوله مهم برابري نگريست. مسلما در اقتصاد سياسي با مباحث فلسفي روبه روييم. من هم فكر مي كنم مطرح كردن ديدگاههاي اقتصاد سياسي بدون رويكرد فلسفي امكان پذير نيست. * فكر مي كنيد ششمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي تا چه اندازه مي تواند روند تحكيم و تاييد دولت مدرن در ايران را تشديد؟ كند - اين كاملا بستگي به نيروهاي سياسي جامعه دارد و آنها اگر در تداوم و تحكيم و تاييد دستاوردهاي كنوني تلاش نكنند مسئول خواهند بود و روزي بايد به تاريخ پاسخ دهند. واقعيت اين است كه تعدادي از عناصر سياسي در جامعه ما امروزه مدعي هستند كه مي توانند تمامي خواستهاي جامعه يا درصد 80 خواسته هاي جامعه را نمايندگي كنند. به هر حال رقابتي هم در اين زمينه با هم دارند اما مهمترين نگراني من اين است كه مجموعه اين عناصر تصور كنند كه نماينده عموم جامعه هستند. نظر من اين است كه اين عناصر و نيروها فعلا اگر هم به عنوان نمايندگان اقشار عظيم جامعه فعاليت مي كنند براي اين است كه جامعه اميدوار است اينها راه را بر فعاليت سياسي همه نخبگان سياسي جامعه هموار كنند تا آرمان مهم برابري تحقق يابد. اگر نيروهايي كه وارد مجلس مي شوند نتوانند تفاوت گذاري فعلي برشهروندان را از بين ببرند نقش تاريخي خود را انجام نداده اند. براي من مسلم است كه با گذشت 20 سال از انقلاب گذشت 10 سال از جنگ گسترش آموزش عالي گسترش روند شهرنشيني و تجارب و آزمونهاي سياسي متعددي كه هر كدام براي ما درس بزرگي بوده است اگر جامعه به سمت يك برابري و عدالت نرود و نيروهاي فعال سياسي اگر در اين راه فعاليت نكنند مسئوليت تاريخي خود را انجام نداده اند. تكرار كنم كه از اين لحاظ پرسش مهم جامعه ما هم اكنون پرسش برابري است، منتهي برابري در آزادي. جامعه ما ديگر به سختي مي تواند نابرابري در آزادي را تحمل كند.