Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781207-47465S4

Date of Document: 2000-02-26

ياد مرحوم دكتر اميراعلم غضنفريان، اولين دانش آموز ايراني برنده مدال نقره المپياد جهاني; پرواز را به خاطر بسپار... يادي از يك دوست 19 جمعه مارس 1999 ... دو ماه قبل، علائم بيماري سرطان لنف من مشخص شد و تحت مداواي شيمي درماني هستم. از خداوند سپاسگزارم، اكنون وضعيتم بهتر از روزهاي اول است، اما اكنون نيز نمي توانم كار كنم. سه، چهارماهي از دوره درمان باقي مانده است و اميدواركننده است، تمام سلول هاي سرطاني از بين رفته اند. به تمام دوستان سلام برسان، سال خوبي داشته باشيد. آرزومندم شما و خانواده، سال جديد و سال هاي آتيه خوبي در پيش رو داشته باشيد... پي نوشت: مي دانم قلب تو پاك است، بنابراين برايم نماز بخوان تا بتوانم از اين بيماري فارغ شوم. * امير غضنفريان دوستان عزيز دوستان خيلي خوب ما، اميرغضنفريان در حال مرگ است، او به كمك شما نياز امير دارد كه در اكتبر سال گذشته از دانشگاه استانفورد در مقطع دكتراي مهندسي برق فارغ التحصيل شده، اكنون از بيماري سرطان لنف در رنج است. او در ماه آينده، احتياج به پيوند استخوان دارد. خواهشمندم، با انجام يك آزمايش خون ساده او را كمك كنيد. توجه داشته باشيد كه براي مشاهده بانك اطلاعاتي نتايج آزمايش شما، او فقط دو هفته زمان دارد. بنابراين، لطفا آزمايش را هر چه سريع تر انجام دهيد... امير، اولين دانش آموز ايراني بود كه موفق به دريافت مدال نقره در المپياد جهاني سال 1988 ميلادي استراليا شد ودانشجوي رتبه اول در مقطع كارشناسي دانشگاه صنعتي شريف بود كه در مدت كمتر از چهار سال، موفق به دريافت درجه كارشناسي ارشد و دكترا از دانشگاه استانفورد شد. وجود وي، براي جامعه انسان ها گنجينه اي است گرانبها، دوستان از اين گنجينه حفاظت او كنيد فقط 28 سال دارد. خواهشمندم به وي كمك كنيد! با احترام، رضا غزنوي، از طرف دانشجويان ايراني دانشگاه استانفورد 1999 21 اكتبر دوستان عزيز با نهايت تاسف، بايد بگويم كه سرطان امير دوباره برگشته است. در اين مرحله از بيماري، پزشكان معتقدند راهي براي درمان وي وجود ندارد. پيش بيني مي شود او حداكثر دو هفته ديگر زنده بماند. برخلاف خبرهاي بد درباره جسم وي، روح امير بسيار بزرگ است، به طوري كه مقاومت وي در مقابل بيماري، غيرقابل تصور است. او از من خواسته كه از همه شما سپاسگزاري كنم كه در اين ماه ها او را كمك كرديد. اين شانس وجود دارد تا در دو، سه روز بعد قبل از اين كه حال امير بدتر شود، امير، بيمارستان را ترك كند و به ايران برگردد... با احترام فريد نعمتي عبارات ياد شده، قسمت هايي از پيام هايي است كه توسط تعدادي از دوستان عزيز از دست رفته، شادروان دكتر اميراعلم غضنفريان، براي دوستان مختلف وي، به سرتاسر دنيا ارسال پيام ها شد واضح و صريح نوشته شده اند. به راستي، اگر هر كدام از ما مي دانستيم كه فقط دو هفته ديگر زنده هستيم، چكار؟ مي كرديم اكنون، بسي مايه تاسف و افتخار است كه بايد از كسي صحبت كنيم كه دو سال گذشته، در سفر خود به ايران، در دانشگاه زنجان درباره پيشرفت سريع مدارهاي مجتمع صحبت مي كرد و باعث افتخار همه ما بود و اكنون سريع تر از آنچه كه مي پنداشتيم، چهره در نقاب خاك كشيده است، به طوري كه تاسف نبود وي، باعث شده است كه امروز نيز دوستان وي پرواز وي را باور نمي كنند. بي شك، آنچه كه باعث شده است كه ياد وي در انديشه هاي دوستان باقي بماند، نه تنها پيشرفت سريع وي در فعاليت هاي علمي، بلكه ويژگي هاي وي در نقش يك انسان واقعي است. عمر همه ما، به پرواز يك پرنده مي ماند، آنچه كه از همه ما باقي مي ماند، جز پرواز از نيست اين رو است كه فروغ فرخزاد مي گويد: پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردني است اميد است كه اين يادداشت، بتواند قسمت هايي از مسير پرواز اين شاهين تيزرو را در آسمان بي انتهاي دنياي علم و افق نامحدود مقام انسان بودن، مشخص كند. امير در سال 1350 در يك خانواده معمولي و در يك شهر معمولي پاي به عرصه حيات گذاشت، ولي با كارهايي كه در سال هاي بعد كرد، عبارت انقلابي روشنفكر فرانسه، ژان پل سارتر را در ذهن ها تداعي آنجا كرد كه مي گويد: انسان مجموعه آنچه كه دارد نيست، بلكه مجموعه اي است از آنچه كه ندارد، ولي مي تواند داشته باشد. پدر امير، يكي از دبيران رياضي دبيرستان هاي شهر زنجان بود. بدين ترتيب 28 سال پيش در يكي از شهرهاي معمولي سرزمين پاك ايران، در خانواده اي فرهنگي، فرزندي پاي به عرصه گيتي نهادكه درآن زمان، هيچ كس نمي توانست پيش بيني كند كه باعث چه افتخاراتي براي جامعه علمي ما مي شود. مرحوم امير اعلم غضنفريان، سال هاي كودكي تا نوجواني را در شهر زنجان سپري كرد. شايد شغل پدر وي كه يكي از دبيران رياضي بود، در علاقه وي به علم رياضيات بي تاثير نبوده است، ولي آنچه كه مسلم است، اين است كه در سال هاي زندگي كوتاه خود، يكي از پرافتخارترين جوانان علاقه مند به علم رياضي نامبرده بود در سال 1367 موفق شد براي كشور ايران، اولين مدال نقره المپياد جهاني را كسب كند. ولي اين نشان، شروعي براي فعاليت علمي وي در سال هاي آتيه بود. امير نيز، مانند اكثر دانشجويان، سرتاسر دوران دانشجويي خودرا درخوابگاه دانشگاه به سر برد. پنج نفر با يكديگر زير يك سقف مي زيستند. نكته حائز اهميت در اين همزيستي مشترك، اين بود كه امير، هرگز عمر خود را بيهوده صرف نكرد. از وقت، حداكثر بهره را مي برد، به طوري كه اگر كسي در مجاورت وي بود، هرگز به خود اجازه نمي داد تا با صحبت هاي بي ارزش، يا با كارهاي بيهوده، وقت خود و ديگران را بيهوده بر باد دهد. بدين ترتيب طي سال هاي 1367 تا 71 دوره كارشناسي را در خوابگاه دانشگاه صنعتي شريف و در يك اتاق پنج نفره به پايان رسانيد، ولي نكته جالب توجه معدل كارشناسي وي بود ( /19 ) 05كه در آن سال در كل دانشگاه صنعتي شريف به عنوان دانشجوي نمونه انتخاب شد و بدين ترتيب، بدون شركت در آزمون ورودي تحصيلات تكميلي، وارد مقطع كارشناسي ارشد شد و با /19 2معدل فارغ التحصيل گرديد. اميراعلم غضنفريان در سال هاي دانشجويي در دانشگاه صنعتي شريف، در فعاليت هاي گروهي شركت مي كرد و در كنار تحصيل، در اكثر فعاليت هاي گروه موسيقي دانشگاه صنعتي شريف حضوري موءثر داشت. امير در مدت يك سال و سه ماه موفق شد، دوره كارشناسي ارشد خود را در دانشگاه استانفورد امريكا با /4 2معدل از (.. 2/4. GPA4) 4 به پايان برساند و در آزمون ورود به مقطع دكترا، موفق به كسب رتبه سوم شد و بدين ترتيب مايه افتخار همه دانشجويان ايراني مشغول به تحصيل در خارج از كشور شد. دوره دكتراي وي، كم تر از سه سال طول كشيد و در سال 1998 ميلادي با معدل 4 از 4 (..GPA/4) 42از دانشگاه استانفورد در مقطع دكترا فارغ التحصيل شد و درهمين سال بيش از هفت مقاله علمي در كنفرانس ها و مجلات معتبر خارجي ارائه و چاپ كرد. درحدود هشت ماه قبل، دوستان از بيماري سرطان وي با خبر شدند و به رغم مقاومت زياد وي در مقابل بيماري، جسم وي بيش از اين تحمل روح بزرگ وي را نداشت و در صبح روز 15 آبان 78 مصادف با روز عيد مبعث چهره در نقاب خاك كشيد. فعاليت علمي مرحوم دكتر غضنفريان در دوره دكترا به گونه اي بود كه استاد وي در مراسم يادبود وي در امريكا، درباره وي چنين گفت: من مدت ده سال بود كه درجستجوي چنين دانشجويي بودم، اكنون چنين مي انديشم كه در تمام دوران تدريس در دانشگاه و تحقيقات علمي خود، دانشجويي مانند ايشان نداشته ام و شايد تا آخر عمر نيز ديگر دانشجويي مانند ايشان نداشته باشم. امير در 13 ژوئن امسال درجشن فارغ التحصيلان دانشگاه استانفورد، در حالي كه به دليل انجام مراحل درمان شيمي درماني موهاي خود را از دست داده بود، شركت كرد و همواره با لبخند و چهره اي شاد درمقابل دوربين (عكاسي و فيلمبرداري ) ظاهر مي شد، گويي كه اين بيماري جسمي لاعلاج در مقابل بزرگي شخصيت روحي وي حرفي براي گفتن ندارد. در تمام مدت بستري و اقامت امير در بيمارستان، ملاقات كنندگان ايراني عليرغم راه دراز، بر بالين وي حاضر بودند وحتي گاهي اوقات نيمه شبها نيز ملاقات كننده داشت، ولي هيچ گاه طوري برخورد نكرد كه كسي احساس كند كه ميزبان ناراحتي دارد (علي رغم درد زيادي كه داشت ). در سه روز آخر، كه همه قطع اميد كرده بودند، هنوز او اميدوار بود. در زمان بودن وي در بيمارستان، به دليل شخصيت استواري كه در برخوردهاي خوب خود به ديگران القا كرده بود، واقعه اي جالب اتفاق افتاد كه نشان مي دهدكه حتي در هنگام مرگ نيز مي توان ارزش وجودي خود را حفظ كرد. گويا در قوانين بيمارستان ها، تقسيم بيماران متناظر با شرايط آن ها، در بخش هاي مختلف انجام مي شود، از اين رو براي بيماراني كه داراي يك بيماري خاص هستند، بخش هاي متناظري وجود دارد. بخشي نيز وجود دارد براي بيماراني كه هيچ اميدي براي ادامه حيات آن ها نيست. پزشكان در سه روز آخر مي خواستند وي را به آن بخش منتقل كنند، ولي گويا استقامت وي در برابر اين بيماري، بيشتراز آن حد بوده است كه اين قانون را اجرا كنند. زماني كه بر پيكر بي روح انسان ها مي نگريم، بي اختيار انديشه پوچ بودن همه ادعاهاي آدمي كه خارج از جايگاه بندگي است، در ذهن كوچك ما نقش مي بندد، در تحيريم كه اين جسم، در زير خاك زميني به كوچكي جسم قرار مي گيرد، ولي چگونه همين ذهن كوچك، مايه بزرگي جسمي چنين كوچك مي شود، طوري كه با فروتني و تواضع به مدارج بالا مي رود. آن جا كه مولوي مي گويد: بحر علمي در نمي پنهان شده در سه گز تن عالمي پنهان شده * ع. ورهرام