Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781207-47465S3

Date of Document: 2000-02-26

خطر زلزله و هفت پيشنهاد براي آذربايجان بررسي وضعيت زمين شناختي آذربايجان و زلزله هاي تاريخي آن اشاره: مطالعات مختلف ژئوفيزيكي در آذربايجان نشان مي دهد كه اين منطقه از لحاظ تكتونيكي، يكي از مناطق بسيار جوان آسياست و در كمربند زلزله موسوم به كمربند زلزله آلپ - هيماليا قرار دارد. اين كمربند كه از ميانه اقيانوس اطلس شروع مي شود، پس از عبور از مناطق آلپ، تركيه، آذربايجان، ايران، پاكستان، افغانستان، شمال هندوستان، تبت به منطقه جزاير فيليپين رسيده و نوار عريضي را بوجود مي آورد. در واقع مي توان اين نوار را محل برخورد و جوش صفحات كره زمين دانست. در سالهاي اخير، كوشش هايي براي حل مسائل سايزموتكتونيكي (لرزه زمين ساختي ) ايران و در ميان آن آذربايجان توسط نوروزي ( ) 1972 مكنزي (1977و) 1972 و دئوي و همكاران ( ) 1973 در قالب مدل هاي سايزموتكتونيكي (Tectonic Seismo) ارائه گرديد; ولي اين الگوها به سبب در نظر نگرفتن تكتونيك محلي آذربايجان، نتوانست پاسخگوي سئوالات لرزه زمين ساختي، وضعيت گسل ها و پراكندگي زلزله هاي تاريخي و معاصر آذربايجان گردد چرا كه به قول بربريان ( ) 1362 بيشتر مرزهاي بكار گرفته شده توسط نوروزي اساسا مرزهاي غير واقعي و جغرافيايي است كه فاقد واقعيت هاي زمين ساختي يا زمين لرزه اي مي باشند. با توجه به اين مسائل و با توجه به مطالعات ژئوفيزيك دانان ميكروپليت آذربايجان به عنوان مدلي براي زلزله هاي آذربايجان ارائه گرديد. براساس اين تئوري، فرورانش ( Subdsuction) پوسته اقيانوسي خزر در شرق و پوسته اقيانوسي آناتولي در غرب به زير پوسته قاره اي آذربايجان سبب كوهزايي و بوجود آمدن گسل هاي سراسري طولاني و فعال در آذربايجان شده است. همين فرورانش ها در شرق آذربايجان سبب كوهزايي كوههاي مرزي غربي تركيه و به وجود آمدن گسل هاي سرتاسري اروميه و گسل وان در شرق و غرب كوههاي مرزي تركيه و فرورانش پوسته اقيانوسي گوءگجه - قره داغ سبب بوجود آمدن كوههاي قره داغ و به وجود آمدن گسل سرتاسري تبريز در جنوب و گسل نخجوان در شمال شده است. بررسي زلزله هاي تاريخي آذربايجان و همچنين زلزله هاي قرن جاري آذربايجان نيز نشان مي دهد كه حركات فيزيكي پوسته آذربايجان هنوز هم وجود دارد. مطالعات حركات و ريزش كوهها در آذربايجان نيز نشان مي دهد كه حركات خفيف زمين، علاوه بر زلزله، در ريزش و حتي شكاف كوههاي منطقه نيز متجلي آبهاي است گرم اردبيل، خلخال، سراب، بستان آباد، زنجان، سلماس، خوي، سراسكنه، صايين قالا و غيره نشان ديگري از فعاليتهاي تكتونيكي نوين در منطقه است. تمام اين شواهد بيانگر اين واقعيت است كه جاي جاي آذربايجان همواره به طور بالقوه در معرض خطر تخريب و ويراني مطلق است و روزي فرا خواهد رسيد كه مناطق به اصطلاح آرام كنوني آذربايجان، حركات مخرب زمين را تجربه خواهند كرد، كما اينكه هر از چندگاهي شاهد اين وقايع تلخ بوده ايم. متاسفانه اكثر مناطق پر جمعيت آذربايجان نظير تبريز، اردبيل، سلماس، خوي و ميانه در مناطق بسيار فعال تكتونيكي و در كنار گسل هاي فعال، جوان و توانمند ساخته شده اند. بنابراين آگاه كردن مردم اين مناطق و حتي ديگر مناطق در معرض خطر كمتر با اين خطر بالقوه و چگونگي مقابله با اين بلاي طبيعي چه از نظر مهندسي ساخت وساز شامل ساختمان سازي، لوله هاي نفت و گاز، بزرگراهها، شبكه هاي آب و فاضلاب، مخابرات و شبكه كابل هاي زيرزميني، فرودگاهها، بنادر، شبكه راه آهن، و چه از نظر بررسي نكات ايمني و آموزش همگاني زلزله، براي كاستن ميزان خسارات و تلفات جاني، يك وظيفه اساسي براي هر متخصص زلزله مي باشد. الف ) مفهوم و منشاء زلزله: مفهوم زلزله، امروزه براي دانشمندان مفهومي شناخته شده است. ما مي دانيم سطح زمين از صفحات جدا از هم تشكيل شده و داخل زمين بسيار داغ است كه داغي آن با افزايش عمق بيشتر مي شود. در اثر كنوكسيون (همرفت ) سلولهايي، متحرك در گوشته زمين بوجود مي آيد كه تحرك اين سلولها سبب حركت حركات منظم صفحات زمين مي گردد. امروزه دانشمندان توانسته اند سرعت حركت اين صفحات را به وضوح حساب كنند. حركات صفحات نسبت به هم به سه شكل زير متجلي است: - 1 صفحات نسبت به هم دور مي شوند و سبب پديد آمدن ريفت مي گردد. مانند: اقيانوس اطلس. - 2 صفحات نسبت به هم فرورانش مي كنند. مانند: فرورانش پوسته ها و تشكيل مجمع الجزاير ژاپن. - 3 صفحات نسبت به هم مي لغزند. مانند: گسل سن آندرياس در امريكا. ب ) سايزموتكتونيك (لرزه زمين ساخت ) آذربايجان: بررسي هاي تكتونيكي و سايزموتكتونيكي آذربايجان نشان مي دهد كه پوسته آذربايجان، تحت فشار شديد سه صفحه بزرگ قرار دارد. صفحه توران در حركت به طرف جنوب - جنوبشرق ازطريق ميكروپليت لوت و ميكروپليت جنوب خزر آذربايجان را تحت تاثير قرار مي دهد. صفحه هندوستان نيز در حركت خود به طرف شمال، ضمن برخورد با صفحه توران و وقوع پديده كوهزايي در تبت و تشكيل كوههاي عظيم هيماليا، به طور غيرمستقيم ازطريق ميكروپليت هايي در پوسته آذربايجان اثر كرده و بالاخره صفحه عربستان ضمن حركت به شمالشرق كه منجر به بسته شدن خليج فارس مي شود، سبب تشكيل كوههاي زاگرس شده و به آذربايجان فشار وارد مي كند. مطالعات ژئوفيزيكي نيز نشان مي دهد كه پوسته اقيانوسي ميكروپليت خزر (قسمت جنوبي درياي خزر ) كه داراي سنگ بستر گرانيتي است، تحت اثر حركت صفحه توران در پوسته قاره اي آذربايجان فرورفته، سبب كوهزايي كوههاي طالش و ايجاد در شرق كوههاي طالش و گسل سراسري نئوور Nevor (با است. حركت صفحه توران، همچنين سبب فرورانش ميكروپليت گوءگجه - قره داغ در آذربايجان شده، علاوه بر ايجاد كوهزايي كوههاي قره داغ، سبب ايجاد گسل سراسري تبريز (پتانسيل مي گذرد و گسل نخجوان - كه متاسفانه تاسيسات اتمي ايروان در پهنه فعال اين گسل قرار دارد - شده است. از ديگر سو، حركت ميكروپليت آناتولي سبب فرورانش آن به غرب آذربايجان شده و سبب كوهزايي كوههاي مرزي تركيه و ايجاد گسل هاي سرتاسري درياچه اروميه در شرق كوههاي مرزي و گسل سرتاسري وان در غرب كوههاي مرزي تركيه شده است. هر دو درياچه تكتونيكي اورميه و وان داراي سرنوشت يكسان تشكيل هستند. به عبارت ديگر هر دو در فرونشست گسل هاي سرتاسري اورميه و وان تشكيل شده اند. بعدها آب درياچه در اثر تبخير آب و غلظت املاح تدريجا شور شده است. درياچه اورميه يكي از معدود درياچه هاي غيرعادي و اشباع از نمكهاي مختلف است كه باتوجه به مساحت، عمق، ريخت شناسي، خواص شيميايي آب، نوع رسوبات و سيستم محيط زيستي و چرخه آبي، شباهت زيادي به درياچه بزرگ نمك در ايالت يوتاي امريكا دارد. علاوه بر گسل هاي سرتاسري يادشده، تعداد بسيار زياد گسل محلي در آذربايجان قرار دارد كه اكثرا داراي پتانسيل زيادي هستند. مانند گسل جنوب سلماس با توان زلزله زايي جنوب سلماس، زنجان، سلطانيه، شمال ميشو، وار، ايپك، پسوه، جنوب اهر، جنوب ميشو، سراسكند، شمال سلماس، مغان و هرزويل كه با پتانسيل /6 5لرزه زايي تا/7 5در نوسان هستند. بي شك اين گسل ها در طول تاريخ آذربايجان، فعال بوده اند كه متاسفانه آذربايجانيان فقط زلزله هاي سده دوم ميلادي به بعد ( حدودا از هزارو هفتصد سال قبل ) آن هم به صورت كاملا جزئي و مغشوش را ثبت كرده اند. در طي اين زلزله ها، بسياري از مناطق آذربايجان با تراكم بسيار بالاي انساني تخريب و جمع كثيري در هر زلزله كشته شدند. مثلا تنها شهر تبريز در طي تاريخ بيش از شش بار در 858م 1042 م 634سالهاي 1721م 1780 م 1641 م م به كلي تخريب و جمع كثيري كشته شدند. همچنين م 893زلزله هاي (15شوال 280 ه. ق ) م 893 دوين م 1139 اردبيل م 1593 گنجه سراب 1648 م م 1679 وان م 1696 ايروان ماكو و چالدران م 1786مرند 1803 م م 1843 سلطانيه وان 1844 م ميانه م 1863اردبيل ( دقيقا در همان محل زلزله اسفند سال ) 1375 1880 1879 ميانه گروس و تخت سليمان 1896 خلخال 1900 خوي 1902 شهر شاماخي 1930 (برابر با 1309 شمسي ) سلماس اردبيل 1375 در تاريخ زلزله هاي آذربايجان و بررسي لرزه زمين ساخت آن، جاي مباحثه فراواني دارد. عليرغم اين موارد، اطلاعات ما از زلزله هاي تاريخي متاسفانه بر پايه يك مشاهده علمي استوار نيست. با پيشرفت علم زلزله شناسي و ثبت دستگاهي زلزله هاي جهان و تهيه يك اشل مناسب براي بررسي بزرگي زلزله ها، زلزله شناسي در آذربايجان وارد يك دوره جديدي شد. خوشبختانه مي توان ثبت اولين زلزله به وسيله دستگاه در خاورميانه را مربوط به سرزمين آذربايجان دانست. دستگاه لرزه نگار نوع كاچاتوره ( Cacaiatore) توانست زلزله 19 و 9 دقيقه چهارم اكتبر سال 1856 م تبريز را به خوبي ثبت كند. اين پايگاه زلزله نگاري كه توسط كنسول روس در تبريز ن. خانيكوف در اوايل سال 1855 م در تبريز به كار انداخته شده بود توانست براي سالهاي بعد زلزله هاي آذربايجان را ثبت كند. درسالهاي بعد، شمار ايستگاههاي مجهز به دستگاههاي مناسب براي ثبت زلزله ها به گونه اي نسبتا سريع افزايش يافت. در سال 1903 م در مجموع شصت ونه ايستگاه زلزله نگاري وجود داشت كه بيشتر آنها در اروپا بودند. اين تعداد در سال 1910 به دويست دستگاه رسيد. در آذربايجان نيز ايستگاههاي تفليس با فعاليت از سال 1903 تا 1911 ايستگاه باكو (فعاليت 1906 تا 1911 و 1927 م 1939 تا) مي توانستند زلزله هاي منطقه را ركوردگيري كنند. به رغم اين افزايش سريع شمار مراكز زلزله نگاري و بهبود دستگاهها، توزيع آن در آذربايجان و اطراف آن نامناسب بود. تنها در م 1958سال ايستگاه تهران و در سال 1962 م يك ايستگاه فرعي در سد سفيدرود برپا شد. اندكي بعد در سال ايستگاه 651964 مجهز تبريز به كار گرفته شد. نتايج و بحث - 1 ملاحظه گرديد اكثر شهرهاي آذربايجان در كنار گسل هاي كواترنر بنا شده اند. در طول تاريخ به كرات لرزيده و صدماتي ديده و يا به كلي تخريب شده است (شهرهاي اردبيل، تبريز و سلماس ) بنابراين، احتمال اينكه در آينده نزديك چنين حوادثي روي دهد، فراوان است. بنابراين توجه به شناخت مكانيسم گسل ها، لرزه زمين ساخت آذربايجان و مطالعات زلزله شناسي در منطقه، بايد مورد توجه قرار گيرد. - 2 زلزله نه خشم الهي است و نه خشم طبيعت. اين ضعف ما در شناخت اين پديده طبيعي است كه مقابله با اين پديده را دشوار كرده است ليكن در صورت تاسيس ستاد بحران زلزله براي آذربايجان براي اهداف الف ) آموزش همگاني زلزله. ب ) آموزش همگاني در امدادرساني ازطريق هلال احمر ج ) توجه به مسائل ايمني و اورژانسي و آتش نشاني، مي توانيم تا حدودي از تعداد تلفات بكاهيم. - 3 پيشنهاد مي شود به عنوان آمادگي براي زلزله و خاطرنشان كردن اهميت زلزله براي مردم، روز مشخصي انتخاب و اعلام گردد. - 4 پيشنهاد مي شود در مسائل ساخت وساز و عمران به موضوع زلزله اهميت بيشتري داده شود و جهت تربيت صحيح متخصصان عمران در تمام دانشگاهها در رشته عمران و رشته هاي وابسته، درس مهندسي زلزله به عنوان يك درس اجباري تدريس شود. - 5 در مسائل شهرسازي وزارت مسكن و شهرسازي شهرداريها بنياد مسكن و ساير ادارات وابسته به مطالعات ژئوفيزيكي در مناطق، اهميت داده و در طرحهاي عمران شهري نظير لوله گذاري آب و فاضلاب و گاز و نفت و كابلهاي فشار قوي برق و مخابرات به موضوع زلزله توجه كافي به عمل آيد. - 6 مطالعات ريز پهنه بندي زلزله در هر يك از شهرهاي آذربايجان، آغاز و به عنوان اساس توسعه هاي كلان شهري مورد توجه قرار گيرد. - 7 روستاهاي داراي موقعيت نامناسب در دامنه كوهها و شيبهاي تند كه مستعد پديده زمين لغزش Landslide است، شناسايي شده و به مرور با رعايت اولويت به مكانهاي امن انتقال داده شوند. توحيد ملك زاده ديلمقاني