Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781207-47462S2

Date of Document: 2000-02-26

در شهرستان خبري نيست! سياستهاي حمايتي و وضعيت تئاتر شهرستان در گفت وگو با رضا صابري نويسنده و كارگردان (واپسين بخش ) اشاره: در بخش نخست گفت وگو از سياستهاي حمايتي تئاتر و نيز وضعيت تئاتر حرفه اي در ايران سخن رفت. در بخش دوم و پاياني ضمن ادامه بحث تئاتر حرفه اي وضعيت كنوني تئاتر شهرستان از زبان يكي از چهره هاي شاخص اين تئاتر روايت مي شود. حق طلبي و انصاف حكم مي كند كه وقتي سخن از عدالت مي گوييم، در عمل به آن نيز درنگ نورزيم، اما سخنان صابري نشان مي دهد كه چه در سياستگذاري و چه در اختصاص بودجه و... شهرستان در فقر و فاقه به سر مي برد و توجه به آن تنها در مرحله سخن باقي مانده است و كورسويي نيز در آنجاها نمي سوزد. ضمن دعوت از شما خوانندگان گرامي براي خواندن اين گفت وگو از دلسوزان تئاتر كشور مي خواهيم در نقد و بررسي سياستهاي تئاتري كشور، ما را ياري رسانند. گروه هنري گفت وگو از: سيدابوالحسن مختاباد * به نظر شما تعريف تئاتر حرفه اي در ايران؟ چيست - قاعدتا تعريف تئاتر بايد از سوي يك مركز رسمي صورت بگيرد. من نمي دانم كه مركز هنرهاي نمايشي در جايي از، تئاتر حرفه اي تعريفي داده باشد، اما مصاديق نشان مي دهد كه نگاه مركز هنرهاي نمايشي به تئاتر حرفه اي ناقص و ابتر است. دليل آن هم اين است كه سفارش دهنده و سفارش گيرنده نگاه ناراستي به حرفه اي دارند. سفارش دهنده يك نفررا به عنوان نماينده سفارش گيرنده قبول مي كند، بدون آن كه با وي درباره مسائل ريزتر به بحث بپردازد و از همين نقطه است كه سوءاستفاده مشروع مي شود. * در خارج اين گونه؟ نيست - در خارج هر كسي براي خود جايگاهي دارد. براي نمونه، من متني را از يك خانمي خواندم كه براي مدت 6 ماه وارد يك گروه مي شود و تجربياتش را در اين گروه به صورت يك كتاب درمي آورد. به نظر من در ايران اهرمها، جريانات و وجوه حرفه اي تئاتر را حالت نمي شناسيم اينجا همانند بنكداري است كه مي خواهد كالايش را بفروشد. ارتباطات مالي و حرفه اي ما در اين سطح است. به نظر من، مركز هنرهاي نمايشي به عنوان سفارش دهنده و سياستگذار، بايد اهرمهاي تئاتر حرفه اي را مدنظر داشته باشد. اما متاسفانه در مملكت ما اتفاقات و حساسيتها در يك مقطع بسيار كوتاه، روي مي دهد و سپس همه چيز رها مي شود. * مي توان گفت نگاه كوتاه مدت است و زيربنايي با تئاتر برخورد؟ نمي شود - دقيقا. اين كه آيا كار در اندازه و معيار پولي كه بابتش پرداخت شده است يا نه، كسي رسيدگي و نظارت نمي كند. آيا پولي كه براي ابزار و ادوات و لباس پرداخت شده، واقعا صرف همين كار شده است، مشخص نيست. * آيا مركز هنرهاي نمايشي به عنوان سفارش دهنده روي نمايشها نظارت؟ مي كند - تا جايي كه من رديابي كردم، مركز هنرهاي نمايشي به عنوان سفارش دهنده، اشراف آن چناني به كيفيت و تمامي عوامل و عناصر آن ندارد. به تعبيري كار و سفارش گيرنده را رها كرده و تنها در لحظه آخر، كار را بازبيني مي كند. * آيا در بازبيني از نمايشها، شناسنامه اي از افراد در رشته هاي مختلف وجود دارد تا كارگرداني كه سفارش را مي گيرد، برحسب فهرستي كه از سوي مركز در اختيارش قرار مي دهد، دست به انتخاب بازيگر؟ بزند درواقع به كارگردان يا سفارش گيرنده گفته شود كه چند تا عوامل تئاتري فعلا بر سر كاري نيستند و بايد در كار شما شركت؟ كنند - بايد چنين چيزي وجود داشته باشد، تا هر از راه رسيده اي وارد عرصه تئاتر نشود، اما چون سنديكاي درستي نداريم و هنوز خانه تئاتر به راه نيفتاد، لذا نمي توان، حسابرسي درستي از كارها به دست اگر داد چنين چيزي شكل بگيرد، از امنيت شغلي تعريف مناسبي داريم و كارگردان مجبور است تا زماني كه يك نيروي حرفه اي بيكار است، به سراغ نيروي غيرحرفه اي نرود و نخواهد كار را ارزان و باري به هر جهت روي صحنه ببرد. همين چيزهاي جزيي است كه كيفيت يك اجرا را زير سئوال مي برد. پس هر چه نيروي بيشتري صرف تئاتر شود و متخصص بر سر كار قرار بگيرد، كار به لحاظ كيفي تضمين مي شود. * در شهرستان وضعيت چگونه؟ است - نه حرفه اي وجود دارد، نه سفارش دهنده اي هست و نه سفارش گيرنده اي، چون پولي نيست. در سراسر كشور، اداره اي به نام اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي است و همين اداره متولي تئاتر در مناطق مختلف كشور هم است و بخشي تازه، از وظايف آن، تئاتر است. * قراردادها در چه اندازه هايي؟ است - در حد 100 هزار 150تا تومان و اگر گروه صاحب نام باشد در نهايت 500 تا 600 هزار تومان به او مي دهند و چون تئاتر، هنر پرهزينه اي است، در شهرستان و در سراسر سال اتفاق خاص تئاتري روي نمي دهد. * آيا مركز هنرهاي نمايشي متولي تئاتر در كل كشور؟ نيست - نه! دولت مبلغي را براي اداره هاي كل استانها اختصاص مي دهد كه بخش كمي از آن به تئاتر اختصاص دارد. * پس مركز هنرهاي نمايشي خاص تهران؟ است - دقيقا اين طور، است و ما در سطح استانها مركز هنرهاي نمايشي تنها نداريم در دو يا سه استان مثل مشهد وجود دارد كه بودجه آن هم همانند ساير استانها است و بودجه اختصاصي ندارد. يعني اگر در شهرستان مشهد تئاتري به روي صحنه نرود، آن بودجه صرف خريد لاستيك پيكان يا هزينه بنزين خودرو مي شود، چون در هر صورت پول نبايد به خزانه بازگردد. در شهرستان ها همه چيز آماتوري است. * نمايشهاي بخش خارجي جشنواره را چگونه؟ ديديد اگر بخواهيد مقايسه اي با تئاتر ايران بكنيد چه؟ مي گوييد - تئاتر ايران شوخي است. ما تئاتر اگر نداريم بخواهيم بر مبناي معيارهاي جهاني مقايسه بكنيم، كارهاي خارجي حاضر در جشنواره نمايشهاي درجه پنجم و ششم غرب هستند. در دنيا افراد خيلي گنده تري چولي از وجود دارند. كارهايي كه از آسياي ميانه آمد، بسيار كم مايه و حتي بي مايه بودند. من به دوستان مي گفتم كه اين نمايشها بسيار شبيه تئاترهاي لاله زار خودمان در قبل از انقلاب است. همان نگاه و لباس و شكل ورفتار و.. اما كاري كه از چولي ديدم - دو پينوكيو نمايش و باغ آلبالو - و اطلاعاتي كه كسب كردم، به نظرم ايشان از تئاتريستهاي دسته سوم اروپا است، اگر چه بايد يك دليل اصلي را در محدوديتهايي جست كه به لحاظ وضعيت فرهنگي داخلي با آن روبروييم. امادر هر حال كارهاي خارجي نتوانست توقع ما را برآورده كند و حق بود كه از گروههاي پيشروتري دعوت كنيم. ما در تاجيكستان گروههاي تئاتري قدري داريم; فرهاد قاسم از كارگردانهاي قدر تئاتر تاجيكستان است و من تعجب كردم كه چرا امسال از ايشان دعوت نشده است. اتفاقا دستمايه قاسم هم شاهنامه فردوسي است، اما با نگاهي مدرن و تازه. * برگرديم به ئتاتر شهرستان... - در شهرستان تئاتري وجود ندارد. امكانات نيست، بودجه به اندازه كافي در شهرستان تزريق نمي شود، نيروها به سبب گرفتاريهاي شخصي مجبورند، چند پيشگي را پيشه كنند، حرفه آنها تئاتر نيست و به تئاتر مي آيند كه خستگي در كنند، نه آن كه زحمت بكشند، در حالي كه براي اجراي يك كار خوب، فشار در تئاتر برفرد، بيش از هر شغل ديگري است. لذا خلاقيتي ابراز نمي شود و همچنين امكانات صحنه اي هم بسيار اندك است. در نظر بگيريد شهري همانند مشهد با اين امكانات و اين همه جمعيت و زوار و... كه دومين شهر بزرگ ايران است، يك فرهنگسرا، يا يك پارك تفريحي مناسب براي جوانانش ندارد. كارهايي كه در شهرستان صورت مي گيرد، به مدد ذوق و همت بچه ها است. اينكه فكر كنيد يك جريان محكم مالي - به عنوان سفارش دهنده - در پشت ماجراست، در شهرستان وجود خارجي ندارد. در شهرستان كسي نيست كه بگويد، بيا كار تئاتر كن ما حمايت مي كنيم؟ چرا چون پول و بودجه اي وجود ندارد5 40 تا ميليون در كل سال در نظر گرفته شده كه هيچ دردي را دوا نمي كند. * اگر اين سيستم بخواهد اصلاح شود و تبعيض بين تهران و شهرستان وجود نداشته باشد. چه پيشنهادي؟ مي كنيد - به نظر من، تفكر مركزگرايي بلايي است كه نه تنها در تئاتر بلكه ساير شئونات سياسي، اجتماعي را نيز دربرگرفته در است وضعيت كنوني تمامي بودجه ها به تهران سرازير مي شود، تمام بازيگران حرفه اي تئاتر در تهران هستند، مركز هنرهاي نمايشي به عنوان يك سفارش دهنده رسمي براي ايجاد جريانهاي حرفه اي در تهران است. در چنين وضعيتي طبيعي است كه ديوار بزرگ و كم نفوذي بين شهرستان و تهران ايجاد شود كه به اين زوديها ويران شدني نباشد. از ابتداي انقلاب تاكنون چندين مسئول مركز هنرهاي نمايشي تغيير همه پيداكردند آنها در ابتداي ورود گفتند مي خواهيم تئاتر شهرستان را احيا بكنيم، اما آنچه كه احيا نشد، همين تئاتر شهرستان بود. همه مي گفتند بخشي از نيروها را صرف تئاتر شهرستان بكنيم و تئاتر شهرستان زيربناي تئاتر كشور است و... اما * شايد يكي از دلايل اصلي تجربه هاي نه چندان موفقي باشد كه در ساليان گذشته انجام شد و هنوز فرم معيني براي حمايت پيدا نشده؟ است - بيست سال فرصت كمي نيست. * نه! كم نيست، اما به نظر مي رسد كه مسئولان هيچ گونه وقوفي به چگونگي آغاز يك جريان مديريتي مناسب براي احياي تئاترشهرستان؟ ندارند - اين شدني نيست * چرا شدني؟ نيست - چون درحد شعار باقي مانده است. * چرا در حد شعار! و چراكسي به دنبال پاسخ اين سوءالات نرفته؟ است - چون تئاتر شهرستان نيازمند يك سيستم آموزشي قوي است. آن نيروهايي كه از تهران به عنوان مربي و داور به شهرستان مي آيند، تئاتر شهرستان را به گونه اي تصوير مي كنند كه وقتي من نوعي به تهران مي آيم و كارهاي آنها را مي بينم، متوجه اين تضاد و عوام فريبي مي شوم و اين دورويي ها و دوگانگي ها است كه شهرستانيها را سرخورده و مايوس كرده است. * مي توانيد مصداقي تر صحبت؟ كنيد - من نمي خواهم از شخص خاصي نام ببرم. اما وقتي كارگردان يا بازيگر معروفي به شهرستان مي آيد و در سخنراني ها و نشست ها از همه مي خواهد كه پاك و بي آلايش باشند، دنبال ساخت نمايشهاي عوام پسند نروند و... در عوض همين شخص، در تهران كاري لاله زاري را به روي صحنه مي برد، مي توان گله مند نبود و سرخورده؟ نشد البته يك عامل ديگر كه مي تواند در تئاتر شهرستان تاثيرگذار باشد، مديران فرهنگي هستند. چون يك مدير فرهنگي قادر است كه يك جريان تئاتري را كور يا احيا بكند. تجربه ثابت كرده است كه سياستگذاران فرهنگي استانها و شهرستانها با تئاتر بيگانه هستند و اهميتي كه به هنر تجسمي يا... مي دهند بيشتر ازتئاتر است. * چرا؟ - چون احساس مي كنند كه كم آزارتر و كم خطرتر است و ميزهاي آنها نيز لرزان نمي شود. * و سخن آخر... - تئاتر شهرستان مرده است. اگر در سراسر كشور چهار تا آدم مثل ما هستند كه زندگي و عمر خود را برروي نمايش مي گذارند و چند تا جوان را دور هم جمع مي كنند و تجربه اي سالم و ساده را به وجود مي آورند، اينها (يعني ما ) رواني و خل هستند.