Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781207-47462S1

Date of Document: 2000-02-26

همزمان با فرا رسيدن هشتم اسفندماه، سالروز درگذشت استادآواز ايران: غلامحسين بنان; جويبار نغمه مي غلتيد گفتي بر حرير... استاد آواز ايران غلامحسين بنـان در هشـتم اسفنـدمـاه سال 1364 ه - - ش روز پنجشنبه /6 5ساعت بعدازظهر در بيمارستان ايران مهر درگذشت. به مناسبت خاموشي صداي گرم و دل انگيز او در سكوت سرد زمستان، در اين نوشته كوتاه مروري شده است بر زندگي پربار و اثر و آثار ارزنده او در زمينه موسيقي سنتي ايران. بنان در ارديبهشت ماه سال 1290 ه - ش در تهران در يك خانواده پرجمعيت چشم بر جهان گشود. بنان هشتمين فرزند يك خانواده هنرشناس ايراني بود. بنان فرزند كريم خان بنان الدوله بود. بنان الدوله مستوفي خوش خط موسيقيدان، از مردم انگه رود نور بود. مادر او، دختر شاهزاده محمدتقي ركني ( ركن الدوله ) برادر ناصرالدين شاه قاجار بود. بنان از همان دوران كودكي آواز پدر را تقليد مي كرد. در تالار بزرگ خانه بنان الدوله پيانو و ارگ و ديگر وسايل موسيقي وجود داشت. بنان گاه و بيگاه سراغ آنها مي رفت و ساعتها با آنها سرگرم مي شد. اين كودك به صورت طبيعي از همان دوران با وسايل موسيقي آشنايي پيدا كرد. به تشويق مرتضي ني داوود - كه در سال 1369 در لوس آنجلس درگذشت - و نخستين كسي بود كه به استعداد او پي برد، بنان به نواختن ارگ و خواندن تصنيف و گاهي آواز روي آورد. گاهي هم به تشويق مادرش از آموزش هاي پسرخاله خود برخوردار مي شد. در ش 1296سال در مهماني بزرگي كه بنان الدوله راه انداخته بود، غلامحسين شش ساله به پيشنهاد مادر پشت ارگ نشست و قطعه اي نواخت و تصنيفي خواند. كودك شش ساله خيلي مورد تحسين مهمانها قرار گرفت، از آن شب به بعد، كه پدر به استعداد پسر پي برده بود، او را پيش استادان بزرگ براي آموزش موسيقي و آواز فرستاد. بنان موسيقي را از مرتضي ني داوود و آواز را از ميرزا طاهر ضياءالدين رضايي و استاد ناصر سيف فرا گرفت و از آنها نكته ها آموخت و از رديفهاي موسيقي ايراني آگاهي كامل يافت. بنان اگرچه در مدرسه ثروت مشغول تحصيل بود، اما بيشتر توجه او به موسيقي و آواز بود. بنان بعدها در انجمن موسيقي ملي با كلنل وزيري مشغول كار شد و به نوشته غلامحسين يوسفي، خويشاوندي نيز يافت. بنان در اين انجمن، سالهاي سال خواننده اول بود. بنان بعدها از كلاسهاي روح الله خالقي، ابوالحسن صبا و مرتضي محجوبي و ديگر هنرمندان بهره ها بنان برد خود بارها گفته بود كه من پيشرفت خود را در موسيقي مرهون صبا و خالقي مي دانم. مي گويند بنان بم ترين صداي مردانه را داشت و صداي او در رديف آواشناسي، صوت متوسط اما بود لطافت و قدرت صدا از ويژگيهاي آواي او بود. بعدها به صلاحديد كلنل وزيري و خالقي، صدايش را پايين تر هم آورد و چنين بود كه صدايش گرم و گيرا و دل انگيز شد، شهريار مي گويد: ضرب تهراني و آواز بنان را پرسيد كو كجاييد كه استاد شما مي ميرد صبا مي گفت: بعضي تحريرها را هيچ كس به جز بنان نمي تواند درست بخواند تحرير در اصطلاح موسيقي به معني پيچيدگي در آواز، كشش صدا، غلت دادن آواز و پيراستن آواز از خشونت و زوايد است. فرهاد فخرالديني از موسيقيدانهاي معروف معاصر مي گويد: بنان به طرز عجيبي بر صداي خود مسلط بود و من هرگز نديدم بنان نتي را خارج، يا كم و زياد بخواند. بنان در انتخاب شعر و درست ادا كردن آن، بيش از اندازه دقت مي كرد و در نتيجه وقتي شعر را مي خواند آنچنان را آنچنان تر مي كرد. حسينعلي ملاح مي گويد: بنان در تلفيق شعر و موسيقي، سخت خوش سليقه بود و توجه وسواس گونه اي به روشن ادا كردن شعرهاي انتخابي داشت. در آواز بنان فراز و فرودها، زير و بم صداها، تحريرها و تكيه گاهها به جا و به موقع به كار گرفته مي شد و اين، آواز بنان را اعتلا مي بخشيد. به خصوص توقف و تاكيد در اوج و فرود آواز، در شنوندگان تاثير فوق العاده اي مي بخشيد. روح الله خالقي مي گويد: صوت بنان لطيف ترين صدايي است كه من در عمر خود شنيده ام اگر به يكي از تصنيفهاي بنان گوش دل بسپاريم، خواهيم ديد كه در اجراي آواز بنان، شكستن كلمه، نابه جاخواندن، درنگ يا شتاب بي جا در سرتاسر تصنيف حتي يك بار هم ديده نمي شود. اوج، جاي خود دارد و فرود هم. اينجاست كه هنر تبلور پيدا مي كند و بنان را در صدر نوع مي نشاند اداي كلمات، جدا از آواز و همراهي موسيقي هم آهنگ در بيان بنان، خود شعري جداگانه اي است. به گفته نواب صفا، شاعر تصنيف ساز معاصر، بنان هميشه مي گفت: من صداها را با گلوي خود مي سازم و تحريرها را حساب شده تر ادا مي كنم. در اين درست خواني و رعايت نكات بارز آواز و آغاز و قطع صدا در ميان تصنيف، گوش تيز و حساس استاد نقش به سزايي داشته است، هيچ وقت ديده نشده است كه بنان پرده اي را خارج از نت و يا اضافه بر آن بخواند. بدين ترتيب بود كه سخت ترين و پيچيده ترين آوازها و تصنيف ها را به آساني اجرا مي كرد. علي تجويدي مي گويد: مرا عاشقي شيدا را هيچ خواننده اي توان اجراي آن را نداشت جز بنان، كه آن را به درستي خواند و اجرا كرد. بنان علاوه بر شعرهايي كه از شاعران بزرگ ايران مي خواند، از سروده هاي رهي معيري و نواب صفا نيز استفاده مي كرد: يادباد آن همدلي، آن همدمي، آن همرهي ساز محجوبي و آواز بنان، شعر رهي از كارهاي به جا مانده بنان مي توان به بوي جوي موليان اشاره كرد كه تصنيفي است در بيات اصفهان و روح الله خالقي آن را ساخته بود. به خاطر اجراي خوب آن خالقي تصنيف دوم را با آتشين نام لاله در مايه افشاري براي بنان تنظيم كرد. كار ديگري كه نام بنان را بر سر زبانها انداخت و تا امروزه روز هم اعتبار خود را همچنان حفظ كرده است تصنيف زيبا و پرمفهوم من از روز ازل است كه استاد مرتضي محجوبي آن را در مايه سه گاه براي بنان ساخته است. همچنين از كارهاي او مي توان به تصنيف هاي دست به دستمالم نزن در آهنگ بختياري، نه دل مفتون دلبندي نه جان. در آهنگهاي ضربي، تو سوز آه من اي مرغ شب چه مي داني در مايه دشتي، دلي دارم خريدار محبت در مايه سه گاه و آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود در مايه همايون نيز اشاره كرد. در سال 1319 ه - ش كه راديو تاسيس شد بسياري از هنرمندان به راديو دعوت شدند كه در صدر آنها بنان بود. بنان در سال 1321 اين همكاري را پذيرفت و در برنامه هاي گلهاي جاويدان، برگ سبز و گلهاي رنگارنگ كه به همت شادروان داوود پيرنيا تهيه و تدوين مي شد، عاشقانه به كار پرداخت. در كارنامه زندگي بنان آمده است كه 350 برنامه با صداي بنان در اين ارتباط ضبط و پخش شد كه در هر يك از آنها دنيايي از ذوق و هنر و احساس و لطف آواز نهفته است. پس از آن بود كه نام و آوازه بنان همه جا پيچيد و به عنوان يك آوازخوان و تصنيف خوان حرفه اي از شهرت جهاني برخوردار شد. صداي خوب بنان، انتخاب شعرهاي پراحساس به وسيله رهي معيري، درست خواندن شعر در تصنيف، آهنگهاي دل انگيز استاداني مانند علي نقي وزيري، روح الله خالقي، موسي و جواد معروفي، مرتضي محجوبي و ابوالحسن خان صبا دست به دست هم دادند و هنر چشمگير بنان را ماندگارتر كردند. گفتني است كه ازدواج دوم بنان با پري بنان در سال 1344 صورت گفت. اين خانم هنرشناس سالهاي پاياني عمر استاد را مفهوم و معنا بخشيد. از اينها كه بگذريم، بنان مردي مبادي آداب، خوش لباس، خوش بيان و بذله گو و مجلس آرا بود. موقع آواز خواندن هميشه لبخندي روي لبهاي اين هنرمند بنان مي شكفت مي گفت: اين لبخند، قيافه مرا در هر حال براي بيننده و شنونده آوازم قابل تحمل تر مي كند. خانه بنان در بلنديهاي جمال آباد شميران، يادگارهاي او را شايد دارد هم اكنون نيز بتوان حالا چرا را در عشاق و بوسليك، امروز مها خويش ز بيگانه ندانيم را در ابوعطا، كنون كه صاحب مژگان شوخ و چشم سياهي را در شور، به ياد صبا را در سه گاه، مرا عاشق شيدا، مست بي پروا تو كردي را در سه گاه، همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي رادر ماهور، داد حسنت به تو تعليم خود آرايي را در مايه دشتي، چنگ رودكي را در مايه اصفهان، يك روز در آغوش تو آرام گرفتم را در مايه ابوعطا، تنم در كوره تب سوزد امشب را در دستگاه افشاري و يك شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفت را در مايه دشتي در آن سربالاييها شنيد و لذت برد و هنر سحرآفرين او را تحسين كرد و وقتي فرياد بم ناله آساي بنان در مايه همايون به گوشت مي رسد: سايه ام گر محو گردد پيش خورشيد /جمالت خواب نوشين سحرگردم به مژگانت نشينم درمي يابي كه استاد تا چه اندازه به دقايق شعر و نكات ريز آن توجه داشته است و اين حقيقت براي چندمين بار برايت روشن مي شود كه صداي بنان كيفيت معجزه آسايي دارد. بنان در سال 1336 ه - ش در يك سانحه اتومبيل چشم راست خود را از دست داد. در سال 1346 ه -ش نيز به عنوان اعتراض بر ابتذال خواني در راديو، خواندن را كنار گذاشت و زمان قطبي نيز به طور كلي از راديو قهر كرد و خانه نشين شد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، چندين بار از بنان براي اجراي برنامه در راديو دعوت به عمل آمد، اما بنان ديگر حوصله آن سالها را نداشت. بنان سالهاي آخر عمر گرفتار بيماري جهاز هاضمه گرديد. اين بيماري، تاب و توان او را گرفته بود. تنها سرگرمي استاد در اين سالها ياد خاطرات گذشته و گوش دادن به نوارهاي بسيار زيباي خود بود و شايد تنها مونس شبهاي تار و روزهاي نيمه روشن استاد الهه ناز باشد كه ياد و خاطره اش براي استاد گرامي بود. استاد گاهي با ياد گذشته ها، اشك به پهناي صورت مي ريخت و از خالقي، محجوبي، تهراني و صبا سخن مي گفت. بيشتر آوازهاي سنتي كه از راديو پخش مي شد، او را خوشحال مي كرد. از اينكه مبتذل خوانان، بعد از پيروزي انقلاب دست از سر مردم برداشته و رفته بودند، ديد خوشبينانه اي به موسيقي ايراني در بنان به وجود آورده بود. بنان گاهي هم به صداي اديب خوانساري و طاهرزاده گوش مي داد و لذت مي برد و حتي گاهي در آن سر پيري صداي آنها را تقليد مي كرد. استاد شجريان، خواننده محبوب ايران، مورد تاييد بنان بود. او مي گفت: شجريان از صداي بسيار خوبي برخوردار است به گفته خانم بنان كه در گزارشي آمده است، شجريان اغلب شبها به خانه بنان مي رفت و ساعتها درباره گوشه هاي موسيقي و دقايق خوانندگي و چون وچند آن و نكات بارز موسيقي با هم به صحبت مي نشستند. ياد و خاطره بنان را مي توانيد در نور و نوا كه به ياد بنان تدوين و پرداخته شده است زنده كنيد و ياد تنديسي بيفتيد كه در خانه، جاي او را پر كرده است. در پايان بهتر است اشاره اي داشته باشيم به يادنامه بنان با نام ياد يار مهربان، كه شاعر عزيز فريدون مشيري به ياد بنان سروده است. مشيري مي گويد: شعر را به دوست عزيز و موسيقيدان گرامي فرهاد فخرالديني دادم و از او خواستم كه آهنگي روي اين شعر بگذارد تا يادواره اي باشد از بنان. استاد شعر را گرفت. پس از چند روز مژده داد كه آهنگ را نوشته است. فخرالديني مي گويد: مشيري از من خواسته بود كه آهنگي بر اين شعر بسازم كه يادآور بعضي ترانه هاي قديمي استاد بنان باشد. من بوي جوي موليان از ساخته هاي زنده ياد روح الله خالقي تا آتشين لاله باز از كارهاي خوب او و ترانه من از روز ازل از استاد مرتضي محجوبي را كه در شعر هم آمده بود، انتخاب كردم، چون بوي جوي موليان در بيات اصفهان اجرا شده بود و آتشين لاله در افشاري و من از روز ازل در سه گاه، يك طرح كلي به نظرم رسيد. به اين ترتيب كه ديدم پرده هاي مخالف، منطبق; پرده هاي اصفهان بود و وقتي در گوشه زابل دستگاه سه گاه هستيم خود گوشه زابل نيز پرده هاي مشتركي با شور دارد و افشاري هم كه يكي از وابسته هاي دستگاه شور است. پس آن پرده هاي مشترك بين اصفهان و شور در سه گاه پيداست. با توجه به اينكه خود اثر هم در سه گاه است و منطبق با من از روز ازل. تقريبا طرح كلي دستم آمد. سپس شعر را چند بار خواندم. چند بيت آن را براي كار انتخاب كردم. بايد بگويم كه بيت آخر غزل را به اول آوردم: دل به آواز بنان بسپار كز كار جهان نيست خوشتر هيچ كار از ياد يار مهربان بعد بيت دوم را به دنبال آن آوردم: اين نسيم از كوي جانان بوي جان آورده بود بوي جوي موليان را ارمغان آورده بود سپس بيت سوم: ما به آغوش تو بسپرديم جان پاك او بعد از اين اي آتشين لاله بپوشان خاك او بدين ترتيب تا آخر پيش رفتم: برگ گل بود آنچه مي افشاند بر ما يا غزل عاشق سرگشته در كويش من از روز ازل در حقيقت استاد فخرالديني در اين چند بيت شعر: من از روز ازل، آتشين لاله و بوي جوي موليان بنان را همچنانكه خود مي گويد، در يادنامه ياد يار مهربان گنجانده است. خواننده آواز از شاگردان بسيار خوب و نكته شناس استاد بنان بوده است با نام كاوه ديلمي. اين كار زيبا به وسيله گروه شيدا و عارف به سرپرستي هنرمند عزيز حسين عليزاده اجرا گرديده است و چه زيبا. * عباس مهيار