Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781205-47460S2

Date of Document: 2000-02-24

درتبديل كلمات بيگانه به فارسي واقع بين باشم گويند، رضاخان اصرار فراواني به استفاده از كلمات فارسي توسط مطبوعات و دستگاهها در مطالب و مكاتباتشان داشت و مديران دستگاههاي دولتي نيز كه از اين امر مطلع بودند سعي در انجام آن داشتند كه البته گاهي موضوع به افراط كشيده مي شد! قرار بود كه روزي رضاخان از اداره راه آهن بازديد به عمل آورد. ازجمله عمليات اين بود كه همه موظف شدند كليه تابلوهاي راهنماي بخش ها را به فارسي برگردانند و عجيبترين تابلو مربوط به رئيس دايره حمل و نقل مستقيم بود كه تبديل شد به: رئيس سرنشين (كسي كه س رهمه است ) دايره گردكي، حمل ونقل آورد و برد، مستقيم سيخكي و سرنشين گردكي، آورد و برد سيخكي! و مي گويند شاه اول گمان برد كه مسخره كردن در كار است، اماوقتي با توضيحات صادقانه و توام با اضطراب مسئول مربوطه روبه رو شد، درسي از قضيه گرفت و به اين نتيجه رسيد كه ديگر دراين خصوص حداقل تعصب به خرج ندهد. شايد اين موضوع درسي براي ما باشد كه اين همه اصرار و تعصب براي تبديل كلمات و اسامي خارجي به فارسي نداشته باشيم و واقع بينانه با مسائل برخورد كنيم. اگر در گذشته، فرهنگستان زبان، كلماتي مثل نظميه عدليه، ... را، تبديل به شهرباني دادگستري،، بهداري و. نمود، اينها نهادهايي بودند كه از قديم به اشكال مختلف در كشور ما وجود داشتند و ريشه در زندگي مردم داشتند، مصنوعاتي نبودند كه از خارج وارد شده باشند، بنابراين پذيرفته شدند. اما در سالهاي اخير ما شاهد ساخت واژه هاي غريبي هستيم كه نيازي به آنها نيست. مثل چرخبال ( هلي كوپتر ) و (فكس ) ( دورنگار ) ( كامپيوتر )، رايانه و... آيا بهتر نيست كه به ساخت و احياء واژه هايي بپردازيم كه مربوط به ماست و ريشه در حيات و فرهنگ ما؟ دارد مثلا تبديل كلمه پارك به بوستان بيشتر قابل قبول است تا تبديل و يا ترجمه تحت اللفظي و بعضي وقت ها من درآوردي كلمات خارجي به فارسي كه اگر مثلا مجبور شويم كه روزي چند تا از آنها را كنار هم قرار دهيم مضحك و مطلقا نامفهوم بنظر خواهد رسيد. مرتضي مهربان