Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781205-47454S1

Date of Document: 2000-02-24

به دنبال چاپ عكس سارق در همشهري شاكيان سارق زورگير را شناسايي كردند گروه حوادث: درپي چاپ عكس يك دزد زورگير به نام داوود شيرزاد در همشهري شنبه سوم بهمن تعدادي از شاكيان اين پرونده با طرح شكايتي ديروز به شعبه 1602 به رياست قاضي رسول غنيمي مراجعه كردند. شاكيان ديروز در جلسه دادگاه نحوه به دام افتادن و هم چنين اموالي كه از آنان به زور به سرقت رفته بود را براي قاضي اين پرونده بيان كردند. يكي از اين شاكيان كه دختر 20 ساله اي بود در رابطه با اخاذي سارق موردنظر گفت: يكسال پيش براي رفتن به سرجلسه امتحان به مقصد خيابان مطهري سوار خودرو سارق شدم وي مسافران ديگري نيز داشت، من آخرين فردي بودم كه از ماشين پياده شدم. او به من گفت دوباره برمي گردم و مي رسانمت من به خاطر اينكه او را نبينم 20 دقيقه زودتر از جلسه بيرون آمدم اما دوباره سارق را ديدم، سوار خودروي اوكه شدم به من گفت بايد طلاهايت را به من بدهي و گرنه مي كشمت. من كه ترسيده بودم در حالي كه خيابان نيز خلوت بود ناچار شدم 3 النگو به همراه 3 انگشتر به او بدهم سپس به من گفت برو برايم شيريني بخر من را پياده كرد و پا به فرار گذاشت. شاكي ديگر كه در حال رفتن به شهرستان همدان در اتوبان بعثت مورد اخاذي سارق قرار گرفته بود گفت ماه 6 پيش از بازار تهران يك كيلو و 28 گرم طلا خريداري كردم و به همراه مدارك شخصي و قولنامه زمين در داخل كيف سامسونتم در گاو صندوق جاسازي كردم در اتوبان بعثت وقتي مي خواستم لاستيك زاپاس خودروام را بردارم وي به همراه 6 نفر ديگر كه 3 موتور سوار بودند كيفم را قاپيدند و فرار شاكي كردند ديگر به نام علي زارعي ثاني گفت: جهت خريد و فروش عازم كاشان بودم در ميدان جهاد قم سوار خودرو پيكاني شدم، من چند تخته فرش در صندوق عقب خودرو گذاشتم، مقداري پول، چك پول و چكهايي كه متعلق به اشخاص بود داخل روزنامه بسته بندي كرده و به طوري كه اصلا مشخص نمي شد، در جيب بغل كتم جاسازي كرده بودم. خودرو 4 سرنشين داشت مسافتي طي نكرده بوديم كه يكي از آنان گفت ما به كاشان نمي رويم من پياده شدم و بلافاصله فرشهايم را بيرون آوردم دستي به جيبم كشيدم متوجه شدم پولهايم را سرقت كردند، من فورا دست بردم و يقه يكي از آنان را كشيدم ولي چون خودرو در حال حركت بود نتوانستم او را بگيرم و من روي زمين كشيده شدم و دستانم زخمي شد، از آنجا به پاسگاه عوارضي رفتم و اطلاع دادم. شاكي آخر در اين زمينه اظهار داشت يك كيلو طلا از اصفهان خريده بودم كه اين سارق از من سرقت كرد. قاضي دادگاه پس از شنيدن شكايات شاكيان متهم را تا شناسايي كامل تمام شاكيان روانه زندان كرد.