Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781204-47442S1

Date of Document: 2000-02-23

بازيكني با چهار عنوان بزرگ گلزني گفتگو با سوني آندرسون يك برزيلي ديگر با شماره 9 گروه ورزشي: در دنياي فوتبال كه در هر گوشه اش برزيلي ها نمايش پرشكوه از بازي فوتبال ارائه مي كنند بعضي ها هم شايد در عين اينكه افتخار برزيل هستند به بخت بد خود هم لعنت مي فرستند كه شايد اگر برزيلي نبودند اكنون يكي از بهترين بازيكنان ملي كشورشان محسوب مي شدند. يكي از اين بازيكنان سوني آندرسون ستاره اي است كه با موناكو بهترين گلزن فرانسه شد. در بارسلون پرستاره با كمترين بازي 21 گل زد و حالا ارباب المپيك ليون صدرنشين ليگ حرفه اي فرانسه است. اما هنوز در خط حمله تيم ملي برزيل جايي ندارد. مجله معتبر اوترمونديال با او گفتگويي داشته كه با هم مي خوانيم: * زماني كه دوباره به فوتبال فرانسه ملحق شدي، چه احساسي؟ داشتي * اين خيلي باعث خوشحالي است! طي مذاكراتم با مسئولين تيم بارسلون به اين نتيجه رسيدم و من فقط يك خواسته داشتم. آن اين بود كه اگر تيم بارسلون را ترك كنم تنها به خاطر بازگشت به فرانسه خواهد بود. در اسپانيا لحظات خوب و بزرگي داشتم، اما ديگر برايم كافي نبود و بايد باشگاهي را پيدا مي كردم كه در آن بيشتر بازي كنم. تيم ليون خيلي سريع با بارسلون تماس گرفت و توضيح داد كه مايل است من به استخدام اين تيم دربيايم و من هم اين مسئله را براي مسئولين تيم بارسلون روشن كردم كه تيم المپيك ليون ( LoL) به همان اندازه بارسلوني ها به من علاقه مند هستند. * آيا به كشور فرانسه علاقه مند؟ هستي * من چهار سال آنجا زندگي كرده ام، فوتبالش را مي پسندم و بچه هاي من در اين كشور بزرگ شده اند، دخترم اين زبان را عالي صحبت مي كند، به علاوه در بارسلون هم كه بوديم او به دبيرستان فرانسوي مي رفت. به اين دليل بود كه ما ايده هيچوقت، بازگشت به فرانسه را كنار نگذاشتيم، وانگهي ما دوستان زيادي اينجا داريم و همسرم هم آرزو داشت كه ما به فرانسه برگرديم. * امسال تو به بزرگترين بازيكن انتقالي فوتبال فرانسه تبديل شدي (دستمزد او مبلغي بالغ بر 116 ميليون فرانك برآورد مي شود ) آيا اين باعث مي شود كه احساس كني مسئوليتت سنگين تر شده؟ است * حتما براي كساني كه دغدغه هاي مادي دارند اين طور است. من از اين بابت نگراني خاطر ندارم. در مورد پول هم، مي دانم كه اين مبلغ چه مسئوليتي را براي تيم، بازيكن ها، مربي و به خصوص سرپرست تيم اولاس بوجود مي آورد. ايشان در مورد من سعي زيادي كرده اند و حالا من هم مي خواهم بهترين بازي ام را همگي بكنم ما قصد داريم هر روزه تمرينات فشرده اي را انجام بدهيم. امسال همه تيم ها منتظر هستند نتيجه كار تيم ليون را ما ببينند باور كرده ايم كه نمي توانيم فقط خوب باشيم بلكه مي بايستي دراوج قرار بگيريم. * آيا در مورد پول، تو گذشتي هم؟ داشته اي * هيچ وقت از خودم اين طور سوءالها را نپرسيده ام. علاقه ورزشي ام از همه چيز برايم مهمتر است. اين فداكاري نيست، چون مي دانم قرار است به طور كامل وارد اين گروه بشوم و اين مبارزه اي است كه باعث افتخار من است. * چه چيزي تو را مجذوب كرد كه با مسئولين تيم المپيك ليون وارد مذاكره؟ شوي * فقط صداقت. من و برنارد لاكومب مدت زيادي با هم گفتگو كرديم. هيچ وقت هم راجع به پول با هم صحبتي نكرده ايم. او قبلا در تيم بارسلون بازي مرا پسنديده بود، نگران سلامتي من بود و به روحيه ام توجه داشت. چون مي دانست خيلي بازي در نكرده ام تصميم هاي من، ارتباط انساني، از اهميت زيادي برخوردار است. مسلما رسانه ها و روزنامه ها دستمزد اين انتقال را مطرح كرده اند و خواهند كرد; اما من تاكيد مي كنم اين پول نبود كه باعث شد من به ليون بيايم با توجه به اينكه در بارسلون هم وضعيت راحتي داشتم. * آيا ضرورتي داشت كه بارسلون را ترك؟ كني اگر * پيشنهاد تيم ليون نبود من در بارسلون مي ماندم. مختصر اينكه من خيلي شديد آرزو داشتم به فرانسه برگردم; حتي آن موقع كه فكرش را هم نمي كردم با اين سرعت بارسلون را ترك كنم. با وجود اين، به خصوص در اوايل كارم به خاطر برگزاري ليگ قهرماني در بهترين فرم بودم و در مقايسه با سال اول كارم، از لحاظ ذهني و روحيه وضعيت مناسبي داشتم. * موقع عزيمت از بارسلون، از سرنونز تشكر كردي به خاطر اينكه هر چند ايشان قصد نداشتند تو را انتقال اما بدهند، با اين مسئله موافقت كردند. * من از لوئيس ون گال هم كه اين عمل مرا درك كرده بود تشكر كردم. هرچند كه خيلي زير نظر او بازي نكرده بودم خصوصيات مربيگري او را مي شناختم. هميشه، حتي وقتي روي نيمكت ذخيره نشسته بودم، بدون كج خلقي، نگران كار گروه بودم. ون گال اينها را به خاطر دارد. * ون گال انكار نمي كند كه در اولين فصلي كه تو در بارسلون بودي، در برقراري ارتباط با او مشكل داشتي. اين * يك اتفاق معمولي است. بايد اين را در نظر داشت كه رفتارم، درست من نبود وقتي در فشار قرار مي گرفتم، مي ترسيدم گله و شكايت كنم و احترام رودررو با او را از دست داده بودم. مي بايست قبلا با او صحبت مي كردم و فقط به بازي كردن اكتفا نمي كردم مي دانيد، من قصد اذيت كردن نداشتم، فقط در مقابل ضربه هاي شكست واكنش نشان مي دادم. طرفداران تيم بارسلون از بازيكن شماره 9 انتظارات زيادي داشتند و به همين دليل من متحمل فشارهاي زيادي اما مي شدم ون گال مرا به ميانه ميدان مي برد و آنجا پست من نبود و خوب نتيجه كارم هم چشمگير نمي شد. سال بعد، همه چيز روبه راه شد و او در بازيهاي جام باشگاههاي اروپا مرادر پست هافبك هجومي گذاشت. * به نظر مي آيد لوئيس ون گال شخصيت پيچيده اي؟ دارد * او فرد خيلي باشخصيتي است. در تيم خيلي سخت كار مي كرد. حتي روزهاي تعطيل اوقاتش را در باشگاه مي گذراند و بازي فردا را تدارك مي ديد. قطعا چيزيهاي، زيادي هست كه مردم نمي بينند. اين حقيقت دارد كه در حين تمرين، با او نمي شود خيلي شوخي و تفريح كرد. اما او در ابتداي كارش در تيم آژاكس نتايج عالي به دست آورد و حالا هم در بارسلون. سال گذشته، ما نتيجه كارمان مضاعف بود، چيزي كه تيم از سال 1959 نتوانسته بودانجام دهد. يك شاهكار و بي شك ون گال مسبب آن بود. * چند جراحت پي درپي كه برايت پيش آمد، باعث مي شد كه نتواني توانايي هايت را خوب نشان بدهي. * در سال 1997 من از بازيهاي تداركاتي با تيم موناكو كناره گيري كردم و بعد توسط واسطه اي با تيم بارسلون ارتباط پيدا كردم. در بازيهاي دوره اي كه تيم منتخب برزيل در آسيا برگزار مي كرد، يك جابه جايي در اين تيم داشتيم و تمام اينها برايم گران تمام شد. بعد از اينكه در ناحيه مفاصل مجروح شدم هيچ وقت به فرم اصلي خودم برنگشتم و اين تا پايان فصل ادامه داشت. تمام قسمتهاي پاهاي من آسيب ديده بود. * بعد از نخستين سال مشكلي كه گذراندي، درسالهاي چشم انداز 19991998 حرفه اي ات قدري روشن تر شد و همان زمان تيم بارسلون پاتريك كلايورت را استخدام كرد، آيا اين مسئله باعث آشفتگي ذهن تو؟ نشد * اين بار در اولين دوره مسابقات دوستانه، من براي خودم عنواني داشتم اما مراقب بودم كه دچار خطا نشوم. وقتي كلايورت آمد به خودم گفتم: من هنوز وظيفه دارم براي باقي ماندن در شماره 9 مبارزه كنم. او براي ليگ قهرماني با بارسلون اجازه بازي نداشت، پس من اين حداقل فرصت را در اختيار گرفتم كه در آن مسابقه ها بازي كنم و در بازي 6چهار گل به ثمر رساندم. با گروه سختي مبارزه مي كرديم و من با جديت بازي مي كردم. (بارسلون با دو فيناليست آينده مواجه بود: منچستر يونايتد و بايرن مونيخ ) متقابلا در بازيهاي قهرماني اين من بودم كه به جايگزيني كلايورت در انتهاي بازي اعتراض كردم. خوب... بايد اعتراف كنم كه قبول اين مسئله براي من مشكل بود. اينكه در جام اروپا ثابت باشي و سپس در ليگ ذخيره بشوي، اين منطقي نيست. تنها آرزوي من اين است كه هميشه سعي كنم تا پايان بازي عملكرد خوبي داشته باشم. * آيا اين واقعيت دارد كه در تيم اسپانيايي بارسلون، دارودسته اي متشكل از بازيكنان هلندي وجود؟ دارد * چيز به خصوصي نيست. من با آنها ارتباط خوبي داشتم. درگروه هفت نفر بودند اما برقراري ارتباط با آنها براي من سخت نبود. بعدها يك نوع دوستي و تمايلي هم بوجود آمد كه البته اين ارتباط بين بازيكنان مسئله اي مربوط به مليت نبود درضمن 3 بازيكن برزيلي يك پرتغالي يك آرژانتيني هم در تيم وجود داشتند. بر روي زمين بازي آنچه كه اهميت دارد، وظيفه هر شخص است. * از هنگام وارد شدنت در تيم بارسلون موقعي كه به كارنامه عملكردت طي اين دو فصل گذشته نگاه مي كني چه چيز مثبتي؟ مي بيني * من خيلي پيشرفت كرده ام! به علاوه اينكه چهار عنوان كسب كرده ام 210 گل زده ام. در مقايسه با دقايق موءثري كه روي زمين بازي مي گذرند اين ها كارنامه مثبتي شمرده مي شوند و ديگر، شناختن ورزشگاه نيوكمپ و اين شهر، اينها مايه تاسف نيستند و من هم بابت آنها پشيمان نيستم. * در اسپانيا، تو فقط بازيكني بودي دربين ساير بازيكنان ولي در فرانسه تو يك ستاره محسوب مي شوي. آيا اين شهرت در تصميم تو براي بازگشتن به فرانسه موءثر بوده؟ است * بله اين واقعيت دارد كه ابتداي كار، در اسپانيا من خيلي شناخته شده نبودم. در آغاز اين يك آزمايش بود تا در خودم اعتماد به نفس ايجاد كنم و بعد هم بايد از طرفداران تيم قدرداني كنم. در طي فصل دوم، خيلي بيشتر حمايت مي شدم. درهر صورت من هرگز به اين دليل بازي نكرده ام كه مبدل به يك ستاره بشوم. آنچه براي من جالب است، اين است كه از خودم و كارم راضي باشم و بيشترين عنوانها را كسب كنم. * و اين كه در تيم بارسلون در پست هافبك ميانه جانشين رونالدو شدي، آيا اين برايت وظيفه خيلي سنگيني؟ نبود * من قبلا درتيمهاي، ديگر هم در همين موقعيت قرار گرفته بودم. در تيم مارسي جانشين بوكسيچ و در موناكو جايگزين كلينزمن، در عوض مي دانستم كه در بازگشتم انتظارم را مي كشند، چون انتقال من براي تيم بارسلون خيلي گران تمام شده بود.