Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781204-47440S1

Date of Document: 2000-02-23

تنها زمان درد ناكامي را تخفيف مي دهد شخصي را تصور كنيد كه هنگام خواب، بي قرار است، دائما در رختخواب غلت مي زند و نمي تواند ذهن خود را از افكار مزاحم پاك كند. در روز هم آرامش ندارد و بي هدف، بي روح و بدون توانايي تمركز افكار، حركت مي كند. هيچ پزشكي در جهان قادر نيست درد او را علاج كند. تنها درمان آن، زمان است. چنين شخصي دوره طاقت فرساي رنج آوري را پشت سر مي گذارد كه ميليونها نفر در سراسر جهان بدان مبتلا هستند، او دلباخته سرخورده است. شاعر مشهور ايتاليايي دانته اليگيري كه در قرن سيزدهم ميلادي مي زيست، زماني نوشت كسي كه درد تلخ عشق را احساس نكرده باشد، نمي تواند معني واقعي رنج را بفهمد. درد ناشي از عشق مي تواند تهديدي جدي براي تندرستي بدن شود، اين را روانشناسان مي گويند. آنان خاطرنشان مي كنند عشق يك سويه يا از دست دادن شريك زندگي، عمده ترين عامل خودكشي درميان نوجوانان و جوانان بيشتر است اوقات، اين رنج و درد را پيش پاافتاده مي خوانند و مي خواهند با اين جمله كه زمان مرهم تمام زخمهاست شخص را آرام كنند. چنين برخوردهايي ناشي از عدم شناخت اين موقعيت است. مطالعات روانشناختي كه توسط پروفسور اولريخ ميس استاد دانشگاه اولدنبورگ در آلمان انجام شده است، نشان مي دهد فردي كه پاسخ رد مي شنود يا از سوي فرد مقابل ترك مي شود، عميقا احساس دلسردي و شرمساري مي كند و معمولا ناچار است به تنهايي تكه پاره هاي احساسات جريحه دار شده خود را ترميم كند. اغلب شخصي كه در دلدادگي شكست مي خورد، مورد ترحم همگان است. اوا نويمن روانشناس دانشگاه بوخوم، معتقد است شخص ناكام در عشق چهارمرحله از غصه را پشت در سرمي گذارد ابتدا دوره اي همراه با انكار است كه شخص واپس خورده نمي خواهد آنچه را اتفاق افتاده است، باور كند. علت چنين واكنشي آن است كه ازهم پاشيدگي بيشتر روابط يك سويه كسي است كه قصد جدايي دارد، مي تواند تدريجا و به طور پنهاني خود را آماده كند، در حالي كه فرد مقابل غافلگير مي شود. پس از اين دوره، ناخوشايندترين مرحله آغاز مي شود. امواج احساسات عاطفي همچون توفان برسر فرد واپس خورده مي ريزد، امواج احساساتي همچون غصه، ترديد، خشم، افسردگي و احساس بي پناهي. در اين مرحله، مردان معمولا خود را به دست كار مي سپارند يا مي كوشند با پناه بردن به برخي اعتيادها درد خود را تخفيف دهند. زنان بيشتر دست به دامان دارو مي شوند يا اقدام به پرخوري مي كنند. وقتي اين مرحله به پايان برسد، مي توان براي كنار آمدن با كل اين تجربه دست به كار شد. شخص واپس خورده در پي يافتن دوستاني برمي آيد كه بتواند با آنان در اين مورد درددل كند يا گاه در دام رابطه اي ديگر گرفتار مي شود كه اصلا آمادگي آن را ندارد. تنها در مرحله نهايي است كه جدايي از شخص موردعلاقه تكميل مي شود. تمام اين فرايند به زمان نياز دارد. روانشناسان مي گويند شخص واپس خورده اي كه رابطه اي طولاني با فرد مقابل داشته است، به سه سال زمان نيازدارد تا كاملا از رنج حاصل از جراحتهاي روحي خلاص شود. آنان خاطرنشان مي كنند رنج ناكامي در دلدادگي به همان اندازه كه براي زنان توانفرساست، جسم و روح مردان را نيز مي فرسايد. اما تفاوت عمده نحوه برخورد زنان و مردان با اين تجربه فقط است يك سوم مردان براي دوستان خود درددل مي كنند، اين درحالي است كه اين نسبت در زنان به حدود 90 درصد مي رسد. واضح است كه براي زنان صحبت كردن در مورد رنجهايي كه روان آنان را آزار مي دهد، راحت تر است، اما مردان تصور مي كنند چنين كاري تهديدي براي هويت و نقش آنان به عنوان قهرمانان فاتح و صاحبان سرنوشت خود است. از اين رو، مردان اغلب اين موقعيت را نوعي ضعف سرافكندگي آور تلقي مي كنند. روانشناسان يادآوري مي كنند در پيش گيري اقداماتي براي انحراف حواس از اين موضوع مانند پناه بردن به دارو، رابطه اي جديد يا ورزش، فقط مدت كوتاهي تاثيردارد. برخي روانشناسان معتقدند بهترين راه براي رويارويي با اين موقعيت صحبت كردن در مورد آن با ديگران است. بايد تمام مسير را پيمود. نمي توان در وسط راه اما ايستاد تمام اين تجربه تلخ، معمولا يك تاثير خوب دارد و آن اين است كه شخص پخته مي شود. منبع: خبرگزاري آلمان