Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781204-47437S2

Date of Document: 2000-02-23

رضايت از شغل و حرفه چگونه حاصل؟ مي شود روابط * خوب و دوستانه بين كارگران موجب مي شود افراد با ميل و رغبت در محل كار حاضر شوند اما نداشتن سازش با يكديگر ونبودن هماهنگي موجب دلگيري، نارضايتي و دسته بندي افراد در محيط كار مي گردد رضايت شغلي مجموعه عوامل مورد علاقه و دوست داشتني است كه با محيط كار وكارگر ارتباط مستقيم داشته و اصولا ارزشيابي آن به كارفرما و مديران صنايع مربوط مي گردد، چرا كه رضايت شغلي يكي از عوامل مهم تامين كننده بهداشت رواني فرد شاغل است ودر فرد ايجاد انگيزه كار مي نمايد ولي اغلب در بازرسي و بررسي محيطهاي كار و صنعت مشاهده مي كنيم اين موضوع حتي به فكر بعضي از مديران صنايع راه پيدا نكرده است و نسبت به اين عامل مهم بي توجه هستند. البته رضايت از شغل وحرفه با توجه به رشد فكري و اجتماعي و فرهنگ و افراد شاغل مفهوم متفاوتي دارد، مثلا دركشورهاي صنعتي عوامل تعيين كننده رضايت شغلي با كشور ما تا حدودي متفاوت است چرا كه شرايط بهداشتي محيط كار آنها نسبتا مساعد و قابل قبول مي باشد ولي در كشورهاي درحال توسعه مثل كشور ما وجود عوامل بيماري زا و حادثه ساز در محيط كار و بي توجهي يا كم توجهي به حفظ سلامت كارگر يكي از عوامل نارضايتي از شغل و حرفه محسوب مي گردد. البته عوامل بسياري در رضايت شغلي دخالت دارند كه بحث در خصوص هر يك از اين عوامل در حوصله اين مقاله نمي گنجد ولي به طور كلي رضايت از حرفه به عواملي مثل علاقه شخصي كارگر به حرفه اي كه انجام مي دهد، نوع كار كارگر، ميزان سازش با شرايط محيط كار و همكاران، موفقيت اجتماعي كارگر در كارگاه، سمت و مسئوليتي كه به عهده دارد و بالاخره نحوه سرپرستي و مديريت كارخانه و عوامل ديگري مثل ميزان دستمزد بستگي به دارد طوري كه بي توجهي در مورد هر يك از اين عوامل مي تواند نارضايتي از كار را فراهم كند. عامل قابل توجه ديگري كه در رضايت شغلي افراد شاغل حائز اهميت است وجود رابطه خوب بين همكاران مي باشد، چرا كه يك گروه كارگري كه در يك كارگاه با هم كار مي كنند مي توانند با روابط دوستانه محيط كار را دلپذير و با نشاط نمايند و يا اينكه در اثر روابط نامناسب در انجام كارها، ناهماهنگي بوجود آورند. روابط خوب و دوستانه بين كارگران موجب مي شود افراد با ميل و رغبت در محل كار حاضر شوند اما نداشتن سازش با يكديگر ونبودن هماهنگي موجب دلگيري، نارضايتي و دسته بندي افراد در محيط كار مي گردد و بعضا اين روابط معيوب منجر به اين مي گردد كه بعضي از افراد محل كار خورا ترك نمايند. اگر چه ميزان دستمزد يكي از عوامل تامين كننده رضايت شغلي محسوب مي شود ولي كارفرما بايد به اين نكته توجه داشته باشد كه نوع كار و حرفه مي تواند در كارگر ايجاد شوق وتحرك و انگيزه كند. به طوري كه موضوع ميزان دستمزد و مدت زمان كار روزانه دردرجه دوم اهميت قرار گيرد ويا اينكه نوع كار و حرفه ممكن است به حدي ناراحت كننده باشد كه كارگر از هرگونه امتياز مالي و ريالي آن كار چشم بپوشد و آن راترك كند. چرا كه يك كار معين در نظر بعضي افراد جالب و مشغول كننده است، در شرايطي كه ديگران آن كار را فقط به دليل دريافت دستمزد زياد انجام مي دهند البته متنوع نبودن نوع كار و يكسان بودن آن و همين طور نداشتن تضمين وامنيت شغلي، بدي نوع ابزار كار و كمي دستمزد از عوامل ديگري هستندكه نارضايتي از شغل و حرفه رابه وجود مي آورد. به طور كلي وجود علاقه در يك گروه كارگر به همه آنها كمك مي نمايد كه با آرامش بيشتري كار كنندوصحبتهاي دوستانه در محيط كار، يك قسمت از مشكلات كاري و فردي و يا مشكلات خانوادگي و اجتماعي كارگر را بر طرف مي كند، مثلا در يك كارگاه مونتاژ قطعات كه كارگران به علت نوع كار امكان صحبت كردن با يكديگر راندارند و كار به صورت ريتميك و تكراري انجام مي شود سكوت كارگران اغلب موجب در خود رفتن و به وجودآمدن ناراحتي هاي روحي مي گردد و همين طور كارگراني كه نوع كارشان به طريقي است كه مجبورند در تنهايي غيرمعمول كار كنند اشخاص معمولا خسته و ناراحت و گاهي منفي باف مي شوند ولي شاهد هستيم كارگراني كه كار گروهي انجام مي دهند راضي تر به نظر مي رسند همانطوري كه گفته شد ناسازگاري با محيط كار يكي از علل اصلي نارضايتي شغلي است و اين ناسازگاري بيشتر به دليل فراهم نبودن شرايط بهداشتي و ايمني دركارگاه و يا متناسب نبودن سن كارگر با نوع كار محوله به وجود مي آيد و نهايتا كارگري كه در شرايط غيربهداشتي و غيرايمن محيط كار سلامتي خود را از دست مي دهد نمي تواند يك فرد راضي از كار باشد. در مورد هماهنگي بين سن ونوع كار، بايد گفت چنانچه كارگر مسن به كار سنگين كه انجام آن نيروي جوان و فعال نياز دارد گمارده شود بدون شك ميزان حوادث و بيماريهاي شغلي بالا رفته و علاوه بر كاهش بازدهي كار، نارضايتي هم ايجاد مي كند، همانطوري كه اشاره شد علاقه شغلي هم يكي ديگر از عوامل راضي بودن از شغل و حرفه است چرا كه علاقه به كار مي تواند براي بعضي از افراد آنچنان دلپذير باشد كه وجود سختي كار ناديده گرفته شود مثلا يك كارگر هنرمند نقاش يامنبت كار در اثر علاقه اي كه به كارش داردگاهي از صبح تا شب كار مي كند بدون اينكه احساس خستگي كند و در اين كار هم توقع زيادي دستمزد را ندارد، البته به تجربه هم معلوم شده كه هر چه كار متنوع تر باشد علاقه كارگر بيشتر مي شود و انجام آن كار براي كارگر جالبتر خواهد بود، از طرف ديگر روابط صحيح و منطقي و دوستانه سرپرست و يا سركارگر با كارگران موجب دلپذير شدن كار مي شود ودر چنين شرايطي اغلب اضافه دستمزد يا شرايط بهداشتي محيط كار در درجه دوم اهميت قرار مي گيرد، چرا كه كمتر چيزي است كه بتواند جايگزين احساسات و عواطف كارگر شود. از طرف ديگر كارگران معمولا افرادي پرتلاش و صبورند ولي حاضر نيستند در اثر ندانم كاري و اشتباه قضاوت مدير يا سرپرست كارگاه به آنها بي احترامي شود و يا اينكه مسئولين با ناديده گرفتن قوانين و مقررات حقوق آنها را پايمال كنند و خداي ناخواسته كارفرما در اجراي قوانين و مقررات اعمال نفوذ كند چرا كه همه اين مسائل موجب عكس العمل ناخوشايند كارگر و باعث سوانح و حوادث ناشي از كار و نارضايتي فرد شاغل مي گردد. در پايان به عنوان جمع بندي بحث رضايت شغلي پيشنهادات اصلاحي زير به منظور تامين رضايت شغلي افراد ارائه مي گردد واميد است مورد توجه و استفاده قرار گيرد: - 1 مديران صنايع وكارفرمايان به عنوان اولين گام در تامين رضايت شغلي فرد شاغل، با افراد برخوردي محترمانه و منصفانه داشته باشند. - 2 در بدو استخدام علاقه شخصي فرد شاغل به حرفه و شغل مورد تصدي، دقيقا مورد بررسي و توجه قرار گيرد. - 3 مهارت و تبحر هر فرد شاغلي تشخيص داده شود و يا حتي وقتي كارگري را از يك قسمت به قسمت ديگري منتقل مي نمايند يا تغيير سمت و شغلي براي وي در نظر گرفته مي شود حتما از نظر كارگر در خصوص شغل ومحل كارجديد آگاهي حاصل شود تا اينكه كارفرما بعدا با دستورات متناقض موجب بي علاقگي به كار را فراهم ننمايد. - 4 مديران و سرپرستان واحدهاي توليدي و صنعتي باگشاده رويي و برخورد دوستانه باكارگر روبه رو شوند تا اينكه كارگر مطمئن شود در موقع بروز هر نوع مشكلي از طرف كارفرما و سرپرست خود مورد حمايت قرار مي گيرد ونهايتا با دلسوزي و علاقه بيشتري كار كند. - 5 تقويت شغل كارگر نيز موجب رضايت شغلي و افزايش بازدهي كمي و كيفي كار مي گردد. به اين مفهوم كه كارفرما به نوع كاري كه كارگر انجام مي دهد، بها و ارزش لازم را مبذول دارد وعناوين شغل در رده هاي پائين مثل كارگر نظافتچي و نگهبان و غيره كوچك و سبك شمرده نشود. و با آموزش هاي ضمن خدمت و ايجاد تنوع در كار وحتي تغيير شغل در كارهاي يكنواخت و مشاغلي كه نياز به تخصص ومهارت خاصي ندارد سعي شودكار و حرفه و عنوان شغل براي كارگر با جاذبه و دوست داشتني باقي بماند. بديهي است اين پيشنهاد را مي توان در مورد كارگران نظافتچي محيطهاي كار و صنعت اعمال كرد و حتي با گوش دادن به نظرات و پيشنهادات اين قبيل كارگران درمورد نوع مواد پاك كننده و ابزار كاري كه نياز دارند براي حرفه و شغل آنها اهميت قائل شد و شغل آنها را تقويت كرد تارضايت از كار حاصل گردد. به طور كلي به عنوان يكي از ساده ترين روش هاي تامين رضايت شغلي، هيچيك از مشاغل يك واحد توليدي و صنعتي كوچك و بي ارزش شمرده نشود چرا كه هر شغلي در جاي خود باارزش و مهم خواهد بود. مهندس عليرضا رضاخواه كارشناس مسئول بهداشت صنعتي