Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781203-47423S2

Date of Document: 2000-02-22

به انگيزه برگزاري جشنواره موسيقي فجر; سياستگذاري بر مبناي دفع در مديريت، اصلي مهم وجود دارد به نام بهره وري كه در آن يك مدير بايد با استفاده از كمترين امكانات و به كاربردن بهينه نيروها و خدمات به بيشترين دستاوردها نايل شود. بر بنياد چنين اصلي، مي توان كارنامه يك مدير را در حوزه كاري اش به نقد و بررسي نشست و به آن نمره رد يا قبولي داد. به گمان نگارنده، مركز موسيقي كه محور اصلي سياستگذاري موسيقي كشور را به عهده داشته و دارد، در ده سال گذشته توفيق آنچناني به دست نياورده است. بركسي پوشيده نيست كه نگاه به موسيقي در كشور ما هنوز سامانمند و به صواب نشده است و حركتهايي خارج از حيطه قانون و دولت در گوشه و كنار عليه جريانات سالم موسيقي انجام مي شود، اما مگر ديگر حيطه ها از چنين تعرضاتي در امان هستند و مديران آنها چنين رويدادهايي را پيش رو؟ ندارند با توجه به همين وضعيت و در مقايسه با ساير حوزه هاي هنري راهي كه سياستگذاران موسيقي تاكنون پيموده اند، مي توانست بسي بهتر از اين باشد و نتيجه آن نشود كه دلسرديهايي چنين سهمناك در ميان اهل موسيقي ايجاد گردد و وضعيت به گونه اي شود و موسيقي كشور به سمتي سوق داده شود كه گردابي از خواسته هاي نامعقول شكلي فزاينده به خود بگيرند. براي تاييد اين اشاره و آن اصل (اصل بهره وري ) به سخنان هفته گذشته مدير مركز موسيقي استناد مي كنيم. رئيس مركز موسيقي كه نزديك به يك دهه سكان هدايت و برنامه ريزي موسيقي كشور را به عهده داشته و دارد، در پاسخ به پرسش يكي از خبرنگاران كه از وي درباره دادن مجوز به يك اثر پرسيده بود ضمن اشاره به حذف 15 دقيقه از اثري كه 4 دقيقه آن مشكل داشت! خبر تكان دهنده اي را اعلام كرد و آن اينكه در بيست سال گذشته 30 هزار ساعت موسيقي توليدي به شوراي مجوز موسيقي (كه شورايي مشورتي است و نه تصميم گيرنده ) ارسال شده كه از ميان آنها تنها هزار 2 ساعت مجوز ضبط استوديويي و پخش را دريافت كرده اند. باتوجه به اين كه عمده فعاليت موسيقايي كشور به دهه دوم انقلاب باز مي گردد، مي توان مدعي شد كه نزديك به درصد 70توليدات موسيقي در دوران مدير كنوني مركز موسيقي و تحت سياستگذاري هاي مجموعه تحت مديريت ايشان صورت گرفته با است نگاه به چنين آماري، مي توان گفت كه سياستگذاري موسيقي كشور بيش از آن كه بر بنياد و اساس جذب و توجيه توليد كنندگان موسيقي استوار باشد، بر دفع و فرار دادن آنها تكيه و تاكيد داشته است. در هر حال مهمترين پرسش كه اذهان هر دلسوخته اهل موسيقي را به خلجان و تحرك وامي دارداين است كه سياستگذاري موسيقي چه مبنا و پايه اي داشت كه نزديك به 94 درصد توليد كنندگان هيچ گونه آشنايي با نحوه قضاوت و داوري مركز موسيقي نداشتند و طي دهه گذشته نيز نتوانستند، راهي را پيدا كنند كه به تصحيح توليدات خود براي عرضه به شوراي موسيقي و دريافت مجوز نائل گردند. امري كه در ديگر زمينه هاي هنري، از جمله سينما و تئاتر صورت تحقق پيدا كرده و درصد آثار تاييد و به عرضه عمومي گذاشته آن بسيار بيش از مقداري است كه در حوزه موسيقي روانه بازار مي شود. الف - نجوا