Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781202-47416S4

Date of Document: 2000-02-21

سارقان ناكام طلافروشي در دادگاه باند 5 نفره براي سرقت طلافروشي اتومبيلي را همراه با راننده آن مي ربايند و به شهريار كرج مي برند اما در انجام نقشه سرقت ناكام مي مانند گروه حوادث: اعضاي باند 5 نفره اي كه با ربودن راننده با اتومبيلش قصد سرقت مسلحانه از يك طلافروشي را داشتند امروز براي بازجويي در برابر قاضي حسيني رئيس شعبه قرار 1607گرفتند. سارقان كه محمدعلي، مهدي، مسلم، وحيد و محمد نام دارند در ترمينال جنوب سوار پيكان راننده اي جوان شده و اتومبيل را به بهانه رفتن به عروسي در كرج دربستي كرايه مي كنند. سارقان راننده را به گوهردشت كرج برده در آنجا با اسلحه وي را تهديد كرده و به مدت 3 روز در صندوق عقب اتومبيل زنداني مي كنند تا بتوانند نقشه سرقت خود را اجرا نمايند. سارقان پس از ناكام ماندن در نقشه سرقت، اتومبيل و راننده را در خيابان انقلاب رها مي كنند. اين راننده كه مرتضي كارخانه نام داشت به خبرنگار ما گفت: در ترمينال جنوب سارقان اتومبيلم را به بهانه رفتن به عروسي به قصد كرج دربستي گرفتند به ميدان آزادي رسيدم آنان گفتند در شهرك غرب با يكي از دوستانشان كاري دارند نفر 2 از آنان در شهرك غرب پياده شد و بعد از ده دقيقه مجددا همراه ساكي سوار شدند كه بعدا فهميدم اسلحه ژ30 بوده سپس به سمت گوهردشت به راه افتاديم در گوهردشت آنان به دقت به داخل كوچه نگاه مي كردند و مي گفتند اين محله نيست تا به يك كوچه خلوت كه رسيديم ناگهان پشت سرم اسلحه قرار دادند و گفتند با تو و اتومبيلت كاري نداريم فقط مي خواهيم براي سرقت از يك طلافروشي از اتومبيلت استفاده كنيم. من فرياد كشيدم اما آنان با زور چاقو و واردآوردن چند ضربه سوئيچ ماشين را گرفتند و دست وپا و چشمانم را بستند مرا بين خودشان با كاپشني كه بر روي صورتم انداخته بودند، قرار دادند. وقتي چشمانم را باز كردم ديدم در باغي در شهريار هستم آنان 3 شب مرا در صندوق زنداني كردند اين سه شب فقط شبها مرا در همان باغ بيرون آورده و كيكي به من مي دادند و تمام كارهاي آن روزشان را برايم تعريف مي كردند. آنان ابتدا تصميم داشتند اتومبيلم را اما بفروشند شخصي كه قرار بود برايشان جعل اسناد كند با آنان همكاري نكرد. من در حالي كه در صندوق عقب زنداني بودم متوجه شدم خانمي سوار اتومبيل شد قرار بود آن خانم اسلحه را در زير چادرش پنهان كند و به داخل مغازه طلافروشي ببرد كه او نيز از اين كار منصرف شد. پس از آن سارقان بارها به مغازه مي رفتند و اجناسي مي گرفتند و به سرعت فرار مي كردند بار آخر آنان به ميدان تره بار بهشت زهرا رفتند و مبلغ 17 هزار تومان سرقت كرده و يك گلوله نيز آنجا شليك كردند. وي هم چنين گفت چندبار ماموران جلوي اتومبيل را گرفتند ولي آنان هر بار فرار مي كردند. مرتضي كارخانه گفت آنان پس از انجام كار خود مرا در حوالي ميدان انقلاب رها كرده و اقدام به فرار كردند، من نيز بلافاصله به ماموران كلانتري 17 خاني آباد اطلاع دادم كه آنان را دستگير كرد اما هنوز يكنفر از آنان متواري است، در جلسه دادگاه مشخص شد كه محمد رئيس باند بوده است و اسلحه نيز متعلق به مهدي بوده كه توسط ماموران در شهريار كشف مي شود. در پايان جلسه قاضي دادگاه سارقان را تا تحقيقات بيشتر روانه زندان كرد.