Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781201-47409S4

Date of Document: 2000-02-20

زنبور عسل از ديرباز تاكنون ايجاد اتحاديه زنبورداران در چهارمحال و بختياري يك ضرورت است درحالي كه همه دامهاي خانگي از هزاران سال پيش، به اطاعت از انسان گردن نهاده اند اما زنبور عسل، هنوز اين فرمانبرداري را قبول نكرده و استقلال خود را به طور كامل حفظ كرده است و گوش به حرف صاحبش نمي دهد. زنبور عسل را به زحمت مي توان خانگي دانست، زيرا به هيچ وجه رام نيست. شايد زنبور نه انسان را صاحب خود مي داند و نه خود رامتعلق به انسان. به همين دليل به محض اينكه احساس خطر كند، با كمال جرات و جسارت به فرد حمله مي شود و به كمك نيش زهرآگينش، حساب فرد را كف دستش مي گذارد. اگر هم لازم باشد، انسان رابه زور از اطراف خانه اش كه همان كندو است، مي راند تا بدين وسيله به وي بفهماند كه به او، تنها به صورت موجودي عسل دزد، همرديف خرس مي نگرد. اما خوب، حق هم همين است. زيرا زنبور كاري به كار انسان ندارد و اين ما هستيم كه بي جهت يا باجهت، باعث ناراحتي و عصبانيت زنبور عسل مي شويم و با به هم زدن نظم خانه اش، وي را آزار مي دهيم. با اين همه، زنبورداري، امروز به صورت يك علم درآمده و به عنوان يكي از رشته هاي دامداري و دامپروري جهان، به رسميت شناخته شده است. هرچند قرنها پيش شغل زنبورداري مانند كيمياگري انحصاري و موروثي بود و اسرار آن به صورت يك راز، از پدر به پسر منتقل مي شد، ولي امروزه با توسعه علم دانش و آشنايي با فوايد فراوان شغل زنبورداري و محصولات پرارزش حاصل از آن، كمتر كسي است كه به ارزش و لزوم توجه به اين رشته بسيار پردرآمد و با سرمايه گذاري پايين واقف نباشد. در استان چهارمحال و بختياري - بام ايران - كه در بخش مركزي سلسله كوه هاي زاگرس واقع شده است، طبيعت زيبا، دشتهاي پرگل، مزارع و مراتع غني و سرسبز و رشته كوههاي سربه فلك كشيده، زمينه مساعد براي ايجاد زنبورستانهاي عسل و گرايش به شغل زنبورداري فراهم است. به گونه اي كه اگر بر دامنه ارتفاعات و مزارع و سبزه زارهاي اطراف شهرهاي استان نظري افكنيم، كندوهاي عسل كه اغلب آبي رنگ است و جنبوجوش زنبورها در دامنه دشتهاي وسيع با گلهاي رنگارنگ و خوشبو را نظاره خواهيم كرد. شرايط مساعد آب و هوايي نظير بارش به موقع باران و پراكنش آن و نيز پوشش گياهان مرتعي و وجود مزارع شبدر در استان، سبب شده تا درمناطق مختلف استان چهارمحال و بختياري نظير كوهرنگ، زردكوه بختياري، سبزكوه، سوادجان، مرغملك، چنار محمودي لردگان، مناطقي در اردل و غيره بستر مناسبي براي پرورش زنبورعسل و گرايش به زنبورداري از سوي افراد فراهم شود. به طوري كه هم اكنون در استان 46 هزارو كلني 500 زنبورعسل وجود دارد كه زمينه اشتغال 1073 نفر در بخش زنبورداري را فراهم كرده است. علاوه بر شرايط مساعد جوي و آب و هوايي، كوچ به موقع زنبورها و استفاده از گياهان شهدخيز مناطق كه ييلاق را در مراتع استان چهارمحال و بختياري به سر مي برند وبراي قشلاق به استانهاي فارس، بوشهر و خوزستان مهاجرت مي كنند، ازجمله عواملي است كه سبب شده عسل بختياري شهرتي جهاني يابد و نيمي از عسل توليدي استان كه عموما با نامهاي عسل چهارمحال، عسل كوهرنگ و عسل سبزكوه شناخته مي شود، به استانهاي همجوار و بقيه آن به كشورهاي ديگر بويژه كشورهاي حوزه خليج فارس صادر مي شود. به طوري كه امسال ارزش عسل توليدي استان كه برابر 462 تن بود معادل 5 ميليارد و 500 ميليون ريال برآورد شده است و به گفته معاون اموردام سازمان جهاد سازندگي استان، بارندگي مناسب در فصل بهار، انجام كارهاي ترويجي و فني، توسعه كمي كندوها و تامين بخشي از تسهيلات موردنياز زنبورداران سبب شد تا علي رغم بروز خسارات ناشي از آمدن پرنده زنبورخوار، ميزان توليد عسل امسال نسبت به سال گذشته 25 درصد رشد داشته باشد. در اين ميان بررسيها نشان مي دهد يكي از مزاياي حرفه زنبورداري، سرمايه گذاري كم و سوددهي بالا در اين شغل است. به طوري كه طبق آمار، هزينه لازم براي ايجاد هر فرصت شغلي در اين بخش تنها دو ميليون تومان است. درحالي كه در ساير مشاغل اموردام ازجمله در پرواربندي بره، سرمايه موردنياز پنج تا شش ميليون تومان برآورد شده ضمن آنكه درآمد بالاي ناشي از اين شغل، نشانه اقتصادي بودن اين حرفه است. همچنين كارشناسان امور دام و نيز متخصصان كشاورزي، بر نقش بسيار موءثر زنبور در كشاورزي و عمل گرده افشاني كه در افزايش توليد محصولات زراعي باغ ها نقش چشمگير دارد، تاكيد مي كنند و عقيده دارند بحث تاثير زنبور در باروري و گرده افشاني گياهان، بحثي ملي است و سود ناشي از اين تاثير چندين برابر سود ناشي از توليد عسل و موم است. علاوه بر اين، تحقيقات حاكي از آن است كه زنبورداري ازجمله مشاغلي است كه به تاسيسات و امكانات ثابت، مانند آب و برق نياز ندارد. درضمن قابليت ذخيره و فرآوري توليدات زنبورداري نظير موم، عسل، ژله و نيز مصارف دارويي و ارزش صادراتي زهر زنبور عسل از ديگر مزاياي شغل زنبورداري است. در اين ميان كارشناسان اموردام معتقدند: دستيابي به مزاياي موجود در شغل زنبورداري، با رعايت اصول صحيح زنبورداري در زمينه حمل و نقل زنبور، مراقبت حين پرورش، برداشت به موقع عسل، اجراي عمليات ثبت و ركوردگيري از زنبورستانها و رعايت آموزشهاي ترويجي و فني ميسر خواهدشد. ضمن آنكه شرط اول ورود به شغل زنبورداري و نكته بسيار اساسي آن را كه همانا ذوق و علاقه خاص فرد به اين رشته و نداشتن حساسيت و نترسيدن از نيش زنبوراست نبايد ناديده گرفت. معاون امور دام سازمان جهاد سازندگي استان چهارمحال و بختياري با تاكيد بر لزوم ارائه آموزشهاي ترويجي به زنبورداران گفت: اين آموزشها، از طريق برگزاري كلاس و ارائه آخرين اطلاعات به زنبورداران در زمينه تامين و تعويض به موقع ملكه، تامين شكر در بهار و پاييز، انجام كارهاي كيفي و پروژه هاي ثبت مشخصات و ركوردگيري از زنبورستانها است و تاكنون 10 تا 15 درصد زنبورستانهاي استان را زير پوشش پروژه ثبت و ركوردگيري قرار داده ايم. همچنين با به كارگيري كارشناسان مجرب، آموزشهاي لازم در زمينه هاي تغذيه دستي، تغذيه با شكر، ادغام كندوها و تعويض ملكه انجام شده است كه در كاهش ضايعات و تلفات و بهبود توليد عسل و موم در استان، نقش چشمگيري داشته است. مهندس احمد صفي، با تاكيد بر لزوم تشكيل اتحاديه زنبورداران در استان افزود: با توجه به نقش چشمگير پرورش زنبور عسل در زمينه ايجاد اشتغال و رشد اقتصادي استان، همواره زنبورداران با مشكلاتي چون بازاريابي و خريد و فروش محصولات توليدي روبه رو هستند و به مرجعي معتبر و مطمئن براي مبادلات تجاري نيازمندند. به همين جهت براي رفع اين مشكل و نيز استفاده از كمكهاي زنبورداران در سياست گذاري بخش دولتي در استان و ايجاد يك تشكل منسجم در زمينه سياست گذاري و برگزاري سمينارهاي آموزشي، تشكيل يك اتحاديه براي زنبورداران در استان امري ضروري است و در اين زمينه قرار شده است با همكاري اداره كل تعاون استان، در هر شهرستان يك تعاوني زنبورداران در قالب اتحاديه استاني ايجاد شود. صفي با اشاره به محدوديت توانمنديهاي هر منطقه و سقف تعيين شده گفت: در حال حاضر در استان 46 هزار و كلني 500زنبور عسل وجود دارد و سقف تعيين شده با توجه به سطح مراتع مزارع و باغ هاي استان 100 هزار كلني است و طبق پيش بيني هاي انجام شده در طول برنامه 5 ساله سوم هزار 25 كلني به جمعيت فعلي كلني هاي استان اضافه خواهدشد. تاريخچه پيدايش زنبور عسل زنبور عسل، طبق كاوشهاي علمي در اعماق زمين، حدود ميليون 150سال قبل وجود داشته و مشغول زاد و ولد بوده است. تنها با اين تفاوت كه درآن زمان فاقد يك زندگي اجتماعي بوده و مانند خيلي از زنبورهاي غير عسلي امروز، زندگي انفرادي داشته و با ساخت لانه اي مخصوص به خود، تنها زندگي مي كرده است. در حدود 50 ميليون سال بعد با آغاز دوران رشد و تكثير شديد گلها و گياهان، زنبورها از حالت انفرادي خارج شدند و جمعيتها را به وجود آوردند. نزديك به 25 ميليون سال پيش زماني كه كوههاي پيرنه آلپ كارپات، قفقاز، البرز و سرانجام هيماليا تشكيل شدند، وقت ازدياد شديد همه حشرات از جمله زنبور عسل، فرا رسيده بود. از اين زمان و حتي از 40 ميليون سال قبل اثراتي از زنبور عسل به صورت سنگواره به دست آمده است كه اكنون در موزه هاي مختلف از جمله موزه زنبور عسل شهر وايمار آلمان نگهداري مي شوند. روي ديوار غار بيكورپ در اسپانيا در يك اثر نقاشي، شخصي در حال برداشتن عسل از داخل حفره سنگي ديده مي شود كه اين اثر متعلق به حدود 12 هزار سال قبل از ميلاد مسيح است. هومر شاعر معروف يوناني كه در حدود 800 سال قبل از ميلاد مسيح مي زيسته، درشعرهايش از زنبور عسل نام برده است. در روي دسته يك كارد مفرغي كه در حدود 800 سال قبل از ميلاد در لرستان ساخته شده بود، شكل برجسته زنبور عسل ديده مي شود. اين كارد در موزه شهر بروكسل نگهداري مي شود. بنابراين ايرانيان درآن تاريخ زنبور عسل رامي شناختند و با آن آشنا بودند. پس از آن شارلماني امپراتور بزرگ اروپا در سال ميلادي 800اولين زنبورستان با كندوهاي سبدي را در مزارع خود ايجاد كرد. قرون وسطي، سالهاي پررونق زنبورداري و توليد عسل در تمام اروپا بود و بيش از همه كشيشها به كار زنبورداري مي پرداختند. ولي در سالهاي 1500 تا 1600 ميلادي با كاهش قيمت شكر، زنبورداري رونق خود را از دست داد. زنبور عسل به طور كلي متعلق به قاره هاي قديم آسيا، اروپا و آفريقا بوده و مانند سگ همراه انسان به قاره هاي آمريكا و استراليا رفته است. فقط 38 سال پس از پياده شدن كريستف كلمب در قاره آمريكا پرتغاليها در سال 1530 ميلادي اولين جمعيت زنبور عسل را به برزيل (آمريكاي جنوبي ) آوردند. يك قرن بعد توسط كمپاني ويرجينيا اولين جمعيت زنبور عسل به آمريكاي شمالي حمل شد. دو قرن بعد در سال 1848 ميلادي اولين زنبورها به كشور شيلي ودو سال بعد به كاليفرنيا وارد شد. امروزه در جهان نژادهاي مختلف زنبور عسل با نامهاي هندي، زنبور درشت، زنبور ريز و زنبور عسل معمولي وجود دارد كه از مهمترين نژادهاي زنبور عسل معمولي مي توان به زنبور سياه، ايتاليايي، نژاد قفقازي، ايراني، اروپاي مركزي، مصري، تونسي و غيره اشاره كرد كه براساس نوع نيش، مصرف عسل سالانه، نوع گل شهددار مصرفي و غيره قابل تقسيم هستند. عسل اكسير، جواني عسل، از زمانهاي قديم، چه ازنظر غذايي و چه از نظر دارويي، اعتبار و برتري بسيار چشمگير و ممتازي نسبت به تمامي معجونهاي خوراكي داشته است. تاثيرات حيات بخش عسل از نظر دارويي و ارزش فراوان غذايي آن باعث شده تا در يونان قديم، از عسل به عنوان غذاي خدايان المپ نام ببرند. بابليها در دوهزار سال قبل از ميلاد مسيح، براي عسل، خدايي جداگانه قايل بودند و اين ماده فسادناپذير شفابخش را در حد پرستش دوست داشتند. در مكتوب پاپيروس مربوط به 1750 قبل از ميلاد مسيح ازعسل و تركيبات آن به عنوان بهترين ادويه براي درمان بيماران ياد كرده اند. يافته ها، نشان مي دهند در مقابر فراعنه مصر، كوزه هاي پر از عسل ساليان دراز باقي مانده كه اكنون با گذشت بيش از هزاران سال هنوز فاسد نشده است و مقداري ازمنافع خود را حفظ كرده است. اين خود از عجايب عسل است كه با وجود شيريني، ترش نمي شود، كپك نمي زند و تغيير ماهيت نمي دهد. به همين سبب بود كه مصريان قديم و يونانيان، مردگان خود را با عسل موميايي مي كردند. تركيبات عسل عبارتند ازدرصد 75 مواد گلوسيدي مخلوط از لولز و فروكتوز، ويتامينهاي گروه Bويتامينهاي، گروه ,E,AC,K 4 ميلي گرم كلسيم منيزيوم مس كلر پتاسيم. /. 7 ميلي گرم آهن 13 ميلي گرم فسفر منگنز گوگرد سليسيوم تركيبات گياهي ومواد معطر، اسيد اوگزاليك، اسيد فرميك، مواد پروتئيني مواد /چربي. ميلي گرم 5 الكالوييدهاي شفابخش. خلاصه آنكه عسل هم دوا است و هم غذا و در درمان كم خوني، امراض هاضمه، ضعف اعصاب، ترميم زخمهاي دهان، درمان دردهاي روماتيسمي، تقويت قلب، خرد كردن سنگهاي كليه و مثانه و بسياري بيماري هاي ديگر نقش دارد. به راستي كه عسل اكسير پر ارزشي است كه زنبورها با گزينش لغزش ناپذير از عصاره گلهاي ارزنده كه خود گل، شاهكار خلقت و سرآمد زيباييهاست و با عشق به نور خورشيد جان مي گيرد، توليد مي كنند. بهاره بني طالبي - خبرنگار همشهري در چهار محال و بختياري