Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781201-47406S2

Date of Document: 2000-02-20

در راهروهاي دادگاه فرزنداني كه طلاق مادر را مي خواهند! در اتاق مشاوره قضايي دو دختر و پسر جوان كه به همراه زن ميانسالي ديده مي شدند با خنده به خانم مشاور گفتند: - براي گرفتن نفقه از پدرمان به شما مراجعه كرديم. - با پدرتان زندگي؟ نمي كنيد - خير. - مادرشان خنديد و روبه خانم مشاور كرد و گفت: - كار دنيا برعكس شده، بچه ها من را متقاعد كردند كه از پدرشان جدا شوم. -؟ چرا - در كنار يك پدر كلاهبردار زندگي كردن خيلي سخت است. - اگر من براي روزنامه بنويسم از نظر شما اشكالي؟ ندارد در همين حين يكي از دخترها كه پانزده سال داشت در جواب سئوال من گفت: - نه، پدر من را همه مي شناسند كه كلاهبردار است ديگر چيزي براي مخفي كردن ندارد. - چرا فكر مي كنيد نمي توانيد با پدرتان زندگي؟ كنيد - خسته شديم. - از چه چيزي خسته؟ شديد - از اينكه هر روز طلبكارها در خانه آدم را بزنند، شايد باور نكنيد كه تمام نقاط تهران ما زندگي كرديم. - از طرف پدرتان مورد ضربوشتم هم قرار؟ گرفته ايد - بله. - بخاطر اين مسئله شكايت؟ كرده ايد - خير. -؟ چرا - متاسفانه طوري ما را نمي زند كه بتوان اين مسئله را ثابت كرد.