Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781201-47403S4

Date of Document: 2000-02-20

مدرسه محوري همان نظام آموزشي غير متمركز است گذر از ساختار متمركز به سوي عدم تمركز، مستلزم تغيير نگرش ها در ميان نيروهاي انساني است چند سالي است كه تصميم گيران وزارت آموزش و پرورش، موضوع مدرسه محوري را در سرفصل فعاليتها و سياستهاي اين وزارتخانه قرار داده اند و به طور مستمر در كوي و برزن بر طبل مدرسه محوري كوبيده اند. البته با يك نگاه راهبردي، مي توان دريافت كه قطار مدرسه محوري حركتي كند داشته و هنوز ديدگاههاي متفاوت و بعضي اوقات مغاير مسئولين مربوطه، نشان دهنده عدم توافق در اصول و مباني نظري مقوله مدرسه محوري در ميان مسئولان است: مسائلي كه ممكن است تكوين مدرسه محوري را دچار مشكل كند به شرح زير است: * نظريات و ديدگاههاي مسئولين امر، نشان مي دهد كه منظور از مدرسه محوري، همان آموزش و پرورش غيرمتمركز است. مساله عدم تمركز در نظامهاي آموزشي، ديرزماني است كه در كشورهاي پيشرفته شروع شده است و سوابق كشورهاي مربوطه، نشان دهنده توفيقات قابل توجه در پيشبرد اهداف و آرمانهاي تعليم و تربيت بوده است. بنابراين علاوه بر بنيانهاي نظري و ايدئولوژيكي، داراي استراتژي هاي مناسبي نيز هست و در نتيجه، مي توان از طريق تطبيق ساختار اجرايي نظامهاي موفق، راهكارهاي خوبي در مدارس كشور جستجو كرد، اما به نظر مي رسد در ميان مسئولان ما برخلاف چنين نظرگاه هايي مفهوم مدرسه محوري داراي معاني متفاوتي است. بعضي اوقات اين ايده چنين تلقين مي كند كه مدرسه محوري جايگزين معلم محوري، دانش آموزمحوري و موضوع محوري و... شده است، درحالي كه منظور از مدرسه محوري، سياستگذاري عدم تمركز است، يعني تا جايي كه امكان دارد امور تصميم گيري و اجرايي از سطوح بالاي نظام آموزش به سوي جبهه اصلي و سنگرهاي خط مقدم تعليم و تربيت يعني مدرسه تفويض اختيار شود. البته اين اختيارات داراي ابعاد گوناگوني است، از جمله: محتواي آموزشي رسانه هاي آموزشي، نظام ارزشيابي، امور اداري و مالي، مسائل گزينشي، جذب وتوسعه منابع انساني * گذر از ساختار متمركز به سوي عدم تمركز و مدرسه محوري، مستلزم تغيير نگرش ها و ساخت فضاي فكري و بلوغ فكري لازم براي نيروي انساني است كه يك روزه نمي توان بنيان هاي تمركز را كه همچنان رسوبي محكم در رگهاي نظام آموزشي است، درهم شكست. بناي مدرسه محوري با آن مفهوم و معناي اصلي، نياز به اقدامات و تصميمات مبتني بر پژوهش و پيمايش فرضيه ها و ايده هاي مختلف دارد. * در فرايند اجراي سياست مدرسه محوري، دو موضوع اهميت زيادي دارد و بايد در راستاي فعاليت ها متناسب با هم تغييرات تعاملي داشته باشند: الف: آمادگي تفويض بخشي از اختيارات و وظايف حوزه هاي ستادي به استان ها، مناطق و نهايتا مدارس. ب: آمادگي ذهني، نگرشي و مهارتي مجموعه مديران و معلمان در سطح مدارس. الف: واگذاركنندگان اختيارات واگذاركنندگان كه صاحبان اختيارات قانوني و سازماني هستند، يكي از عناصر مهم تمركززدايي به شمار مي روند. بنابراين قوانين و ماهيت مسائل قابل تفويض بايد بررسي طبيعي شود است كه در اين جريان، بخش عمده اي از وظايف و واحدهاي ستادي حذف خواهد شد. آيا اين آمادگي (بويژه در رده هاي مياني و پائيني ستاد )؟ وجوددارد آيا مسائل و فعاليتهاي مربوط به عمليات تمركززدايي، مشخص شده؟ است آيا همه مسئولين ستادي در راستاي طرح، تفاهم كافي؟ دارند ب: قابليت و مهارت هاي حرفه اي لازم دومين مساله مهم در ارتباط با تغييرات، اطلاعات، نگرشها و مهارتهاي فني و حرفه اي مديران و معلمان و مجريان سطح مدرسه است. اين يك امر مهم، اساسي و ضروري است و در صورت عدم توانايي و شرايط لازم، اقدامات غيرمتمركز موفق نخواهد شد. به عنوان مثال موضوع انتخاب محتوا و تاليف كتب درسي (كه يك عنصر ضروري در تمركززدايي است ) هم، اكنون كاملا متمركز انجام مي شود، آيا معلمان ما براي عهده داري اين فعاليت، آموزش ديده اند. آيا اين روش مقرون به صرفه؟ است آيا اقدامات لازم براي انجام غيرمتمركز محتواي آموزشي انجام شده؟ است و يا اين كه اساسا دراين بخش، مدرسه محوري و غيرمتمركز عمل كردن، جز برنامه ها؟ نيست به نظر مي رسد كه لازم است برنامه ريزان آموزشي، متناسب با امكانات و شرايط موجود، عمليات تمركززدايي را انجام دهند. در اين خصوص با كسب تجارب از كشورهاي پيشرفته و همفكري صاحبنظران داخلي، جدول دوبعدي فوق بررسي و براي همه بخشهاي قابل طرح درمحدوده آموزش و پرورش كشورمان تكميل شود. اين جدول، راهنمايي براي شروع تحولات در فرايند مدرسه محوري خواهد بود. اميد است با بررسي ديدگاه ها، انتقادها و پيشنهادهاي موجود در زمينه موضوع مدرسه محوري باسعه صدر، شرايطي فراهم شود كه اين نگرش هر چه دقيق تر در مدارس به اجرا درآيد. منوچهر فضلي خاني كارشناس ارشد امور آموزشي عناصر قابل واگذاري موقعيت و شرايط موجود با ذكر اولويت