Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781130-47397S8

Date of Document: 2000-02-19

غرور شاخ چناري كه رفت برسردار يادداشتهاي جاده تنهايي نيامدي و خزان آمد و گذشت بهار مپرس حال دلم، كار دل گذشت از كار نيامدي كه بيني كه چقدر زيبا بود غرور شاخ چناري كه رفت برسر دار در كنار جاده آسفالته نطنز - كاشان و در فاصله كيلومتري 15 نطنز درست در مقابل كاخ تاريخي صفوي و عمارت قديم موسوم به شكارگاه شاه عباسي، در مجاورت روستاي عباس آباد، درخت چنار انبوه و كهنسالي قد برافراشته بود كه در فصل تابستان و در شدت گرماي هوا و موقع تابش شديد نور خورشيد نيمروز، پناهگاه و مامن دهقانان و كشاورزان عباس آباد و اطراقگاه مسافران گرمازده جاده نطنز و كاشان و اصفهان بود. رهگذران اين جاده قديمي، همواره شاهد تجمع دهقانان و كشاورزان خسته و برگشته از كار توان فرساي روزانه بودند كه با چه لذت و اطميناني به سايه اين چنار پناه برده بودند و در خنكاي سايه آن به استراحت و غالبا خوردن چاي و نان مشغول بودند. اصلا وجود اين چنار تنومند با ساقه قطور و شاخ و برگ انبوه كه چون چتر سنجري سايه بر سر كشاورزان ودهقانان كشيده بود، مايه دلگرمي و قوت قلب همه بود. هر گاه كه از كنار اين چنار رعنا و رشيد رد مي شدم و دسته هاي چند نفري دهقانان را مي ديدم كه در سايه اش لميده اند و بر ساقه اش تكيه اطمينان داده اند، خاطر مي يافتم. ولي افسوس كه تمهيدات بدون برنامه و انتخاب راحت ترين راه حل (مثل هميشه ) به عنوان تعريض يا تسطيح جاده اين چتر هميشه سرسبز سنجري را سرنگون و ريشه كن كرد. كارگراني بي تدبير، به دستور ماموري بي فكر و سهل انگار، به منظور خدمت به تردد كنندگان جاده و راه، كمر به قطع درخت بستند و اين سايه بان رشيد و رعنا را كه مامن فرح بخش كشاورزان عباس آباد بود از ريشه كندند و كنده جسيم و ريشه حجيم آن را به صورت داغ ننگي بر پيشاني جاده كوبيدند. عكسي را كه ملاحظه مي كنيد، قسمتي از تنه و بخشي ازريشه درخت چنار كهنسال عباس آباد است كه قدمتش دست كم به ديرينگي بناي كاخ شاه عباسي و عمارت تاريخي شكارگاه صفويه عباس آباد بود. قلم زن اين سطور و بسياري از رهگذران قديمي جاده نطنز - كاشان هرگاه كه از مقابل كاخ سالمند و قديمي عباس آباد مي گذريم و كنده تنومند باقيمانده از چنار كهنسال عباس آباد را كه چون مادر جدامانده از بچه هايش، با بغضي كه درگلويش گره خورده در كنار راه مي بينيم، گويي كه هنوز چشم اميد و انتظار به دوباره افراشته شدن دارد. با خود مي گويم: كاش قطع كنندگان اين يادگار چهارصد ساله اندكي تعقل و تفكر و درنگ مي كردند و دهقانان زحمت كش عباس آباد را از اين بهشت حاشيه كوير محروم نمي ساختند. كنده چنار عباس آباد به سان رهنوردي پير و خسته، سالياني چند است كه همچنان به انتظار نشسته و چشم به افق هاي دور دست دوخته است. سيف الله امينيان، شكارگاه عباسي - عباس آباد نطنز