Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781130-47389S1

Date of Document: 2000-02-19

دوستي و رفاقت در نوجواني و جواني مقدمه اي بر روانشناسي دنياي نوجواني نوجوانان، بخصوص نوجوانان دختر، نياز به دوست داشتن و مورد علاقه بودن را در روءيا و تخيل ارضا مي كنند در دوره جواني دوست صورت آرماني را پيدا مي كند و مانند آينه، تصوير مطمئن كننده جوان را به او بازمي گرداند. به همين علت، پيوندهاي دوستي در شخصيت جوان تاثير بسياري مي گذارند و قطع شدن آنها به شخصيت او لطمه وارد مي سازد. در حال حاضر بيش از نيمي از جمعيت جامعه كشور ما را نوجوانان و جوانان تشكيل مي دهند. آنان سازندگان جامعه فرداي ما هستند. اين دوره ها با توجه به ويژگيهاي خاصي كه دارند خواهان توجه فراوان و مناسب مي باشند. نوجوان و جوان با گذر از دوره كودكي وارد دوران بلوغ و مسئوليت پذيري اجتماع مي شود. او بايستي هدف زندگي خود را مشخص كند و در راه رسيدن به آن گامهاي موءثر بردارد. از جمله موارد بسيار مهمي كه مي تواند نقش اصلي و اساسي را در رسيدن به اهداف نوجوان ايفا كند نقش دوستان در اين دوره هاست. چه بسا كه انتخاب افراد مختلف براي دوستي مي تواند تاثير شگرفي در زندگي حال و آينده او بوجود آورد. از حدود پانزده - شانزده سالگي به بعد، جوان ناخودآگاهانه و در درون خود، تصاوير ذهني والدين را، به علت تشديد غرايز و بيدار شدن عواطف ويژه طرد مي كند، يا به دليل تفاوت و تضاد در ارزشها، آگاهانه در برابر خانواده مي ايستد، نوجوان در اين مسير به راه حلهايي متوسل مي شود. اين راه حلها يا به شكل يافتن جانشين براي والدين است، كه اين امر به صورت علاقه مند شدن به افراد مسن تر از خود كه يادآور تصاوير والدين اند، صورت مي گيرد و يا از طريق همانندسازي با شخصيتهايي ( بازيكنان، هنرپيشگان ) كه الگوي جوان قرار مي گيرند، او خود را با آنان همانند مي سازد. اين شخصيتها، يا شخصيتهاي معروف گذشته اند و يا، آن چنان كه امروزه رواج بسيار دارد، افراد شناخته شده معاصري همچون هنرپيشه هاي سينما يا نوازندگان موسيقي، آوازه خوانان و ديگر هنرمندان مشابه اند. اين گونه همانند سازيها به زودي تغيير مي كنند و جوان به آساني از الگويي به الگوي ديگر مي گرايد. راه حل ديگري نيز وجود دارد كه دوستي با همگنان است، دوستي با كسي كه با همان مسائل، همان شكستها و ترديدها و همان طغيانها، همان اشتياقها و علاقه ها و همان تشويشها و اضطرابها روبه روست كه خود شخص به آنها دست به گريبان همانندسازي است با كسي كه انسان خود را در او مي يابد و سهيم كردن او در احساسات و حالاتي كه تحملش براي فرد سنگين و ناگوار است، كمك ارزشمندي در برخورد با مشكلات و تحولات دروني به شمار مي آيد. اگر بپذيريم دوستي امتزاج كامل دو موجود است، ناگزير به اين اعتقاد مي رسيم كه دوستي در دوران نوجواني و جواني و پس از آن بروز مي كند. دوستيهاي دوره كودكي، تنها رقابتهاي ساده اي هستند كه براساس اشتراك عادات و مشغوليات و بخصوص بازي بوجود مي آيند. از حدود 11 سالگي كودك به گزينش دوستانش مي پردازد، اما به خصوص در دوره بلوغ است كه دوستي ريشه عميق تري مي يابد و با شور و هيجان توام مي شود. دوستيهاي جواني شباهت بسياري به عشق دارند و مي توان گفت كه بخصوص نزد دختران، مقدمه بيداري عشق است. زبان دوستيها زبان عشق است و مانند عشق همراه با قهر و آشتي اند. خيانت دوست در نظر نوجوان، تجربه تلخ و پرهيجاني است كه تمامي وجود او را به لرزه در مي آورد و نه تنها به خواسته هاي او لطمه مي زند، بلكه به نياز شديد وي به محبت و همچنين به احساسي كه نسبت به خود و ارزشهاي وجودي خود دارد نيز خسارت وارد مي كند، زيرا داشتن دوست، اعتماد به نفس را تاييد و تقويت مي كند و هنگامي كه پيوندهاي دوستي از هم مي گسلد، شخص نسبت به ارزشهاي وجود خود دچار شك و ترديد مي شود. در دوره جواني دوست صورت آرماني را پيدا مي كند و مانند آينه، تصوير مطمئن كننده جوان را به او بازمي گرداند. به همين علت، پيوندهاي دوستي در شخصيت جوان تاثير بسياري مي گذارند و قطع شدن آنها به شخصيت او لطمه وارد مي سازد. دوستيهاي دوران بلوغ، يعني آغاز جواني، اغلب ميان دو نفر بوجود مي آيند و گاه موجب مختل شدن رشد اجتماعي شده، پيوستن به گروه را دشوار مي سازند. حتي گاه جنبه انحصاري اين دوستيهاي دو نفره، بخصوص هنگامي كه دوستي فرزندان با نقش و آداب خانواده هماهنگي ندارد، نگراني والدين را برمي انگيزد. در اين گونه موارد، معمولا پدر و مادرها براي گسستن پيوند دوستي مداخله مي كنند، اما اين دخالتها اغلب نابجايند و نه تنها نتيجه معكوس مي دهند، بلكه هيزم بيشتري به آتش شعله ور شده مي رسانند. در اين گونه موارد بهتر است والدين با احتياط كامل و در نظر گرفتن جوانب امر اجازه دهند تا دوستيها خود به خود خاموش شوند، زيرا هر چند كه تند و آتشين باشند، به دليل همين تندي و شدت، دوام چنداني ندارند. نوجوان زود متاثر مي شود و به غليان مي آيد، اما اين غليان ها با همان سرعتي كه اوج مي گيرند، با همان سرعت نيز فرو مي نشينند. در ميان دختران 12 تا 15 14 الي ساله بسيار ديده مي شود كه مرتب از يك بهترين دوست به ديگري مي روند و رفيق عوض مي كنند. اين دوستيها با جدايي و مفارقت فراموش مي شوند، حتي چنانچه جدايي در ابتدا بسيار مشكل باشد، كافي است مدرسه يا حتي كلاس عوض شود تا رشته محكم دوستي سست گردد. گاه - بخصوص چنانچه ميان دو دوست فاصله سني وجود داشته باشد - تمايل يكي از آنان به جنس مخالف به دوستي پايان مي دهد. در هر حال، براي اينكه دوستيهاي پيش از بلوغ تا پس از اين دوران نيز ادامه يابد، مي بايد موقعيتهاي خارجي واقعا مناسب باشند و به دوام آن كمك كنند، ارتباطي كه ميان شدت دوستي يا بي ثباتي آن وجود دارد، ناشي از متغير و متحرك بودن تصوير نوجوان از خودش است. تا وقتي نوجوان بازتاب من آرماني خود را در دوست مي بيند و تا هنگامي كه دوست را نه به خاطر خود وي، بلكه به علت تصويري كه از خود در او مي جويد، دوست مي دارد، تصويري مطابق ميل خود از او دوستي مي سازد نوجواني در ابتدا به عشق شباهت دارد و نوجوان در مورد دوست خود هيجانات و تمايلاتي را ابراز مي دارد كه بعدها به تشديد غرايز جنسي، متوجه جنس مخالف مي شود. اما هنگامي كه دوستي از اين هاله هيجاني عاري شود به همان نسبت نيز پايدارتر و محكمتر مي شود. خلاصه اينكه دوستي دوره نوجواني، صرفنظر از غناي معنوي كه براي نوجوان ايجاد مي كند و گذشته از نتيجه مطمئن كننده و امنيت دهنده آن، باعث مي شود تا او بتواند بر تشويش ناشي از بلوغ جنسي چيره شود. در مجموع مي توان پيوندهاي دوستي دوران نوجواني را به استراحتگاهي تشبيه كرد كه نوجوان پيش از ورود به دنياي ناشناخته عشق، لحظه اي در آنجا مي آسايد، نيروي خود را تجديد مي كند و اعتماد خود را به دست مي آورد. بيداري عواطف در نوجوانان و جوانان خودداري و طرد و سركوب عمومي غرايز به طور افراطي باعث مي شود كه نوجوان نه تنها هر نوع لذت غريزي را بر خود حرام مي كند، بلكه به اين بهانه كه تغذيه نيز نوعي لذت جويي است از خوردن غذا نيز خودداري مي كند. اين امر، به صورت خفيف تر در نزد نوجواناني ديده مي شود كه حتي انديشيدن درخصوص عشق را بد و ناپسند مي شمارند و ادعا مي كنند كه علائق آنان تنها به مسائل عقلاني و اجتماعي معطوف اين است رفتارها در آغاز و بخصوص نزد پسران مشهود است. اين گونه پسران به آساني نسبت به دختران و عشق به طور كلي، عداوت نشان مي دهند، دختران نيز گاه در حوالي بلوغ ضديتي كم و بيش آشكار با پسران از خود آشكار مي سازند، اما اين حالات هنگامي شكل غيرطبيعي پيدا مي كند كه جنبه افراطي به خود گيرد و موجبات خفه شدن هرگونه زندگي عاطفي را فراهم آورد. نخستين امري كه بر اثر پيوندهاي دوستي مي شكفد، محبت است. نوجوانان، بخصوص نوجوانان دختر، نياز به دوست داشتن و مورد علاقه بودن را در روءيا و تخيل ارضا مي كنند، زيرا در روءيا مي توانند بدون هيچگونه واهمه خود را به دست غليان احساس بسپارند و با نسبت دادن كليه خوبيها و زيباييها به خود، كمبودهاي واقعي را جبران كنند. تخيلات رمانتيك نقش مهمي را در زندگي دختران ايفا مي كنند. دختر به كمك تار و پود خيال براي خود دنيايي روءيايي مي سازد. محتواي اين گونه روءياپردازيها، برحسب علائق نوجوان و محيط تربيتي اش يكي متفاوتند كتابي مي نويسد كه باعث شهرت جهانگير او مي شود، ديگري در ورزش به مقامهاي برجسته دست مي يابد، آن ديگري هنرپيشه معروفي مي شود و چهارمي به علت فعاليتهاي اجتماعي مقام اجتماعي بزرگ كسب مي كند. بدون شك، جوانان در اين زمان مي توانند در كليه فعاليتها اعم از ورزش، موسيقي، ادبيات، هنر و تحصيل در رشته هاي مختلف ديگر قدرت و توانايي خود را نشان دهند و ديگر خواسته هاي آنان در چهارچوب روءيا و خيال باقي نماند. به همين كيفيت دختران جوان نيز مي توانند مانند پسران به طور فعال به واقعيت توجه داشته باشند و به توقعات جامعه خود جامه عمل بپوشانند. آداب و رسوم عصر حاضر باعث گسترش زمينه فعاليت دختران شده است و بسيار زودتر از گذشته آنان را با واقعيت زندگي روبه رو مي سازد. در اين راستا شاهد آن بوديم كه حدود 53 درصد پذيرفته شدگان كنكور سراسري سال 77 را دختران تشكيل مي دهند. جهت يابي پيش رس به سوي واقعيت خطراتي نيز بوجود مي آورد. برخي از دختران كه حرص فراواني براي تجدد و ترقي دارند به سوي ارتباطات آزادانه بيش از اندازه با پسران مي روند، حال آنكه هنوز آمادگي آنرا آنان ندارند مي خواهند با اين عمل به محيط و خانواده دهن كجي كنند. اما در حقيقت اين گونه اعمال برخلاف آنچه مي پندارند آزادانه نيستند، بلكه صرفا جنبه واكنشي دارند و باعث ندامت و پشيماني مي شوند. در نتيجه بايد بگوييم كه حفظ يك حالت تعادل در تمامي رفتارهاي نوجوان و جوان مي تواند او را به سرمنزل اهداف انساني و شخصي خود برساند. رعايت اصول اخلاقي و انساني، معيارهاي متعادل و مطلوب جامعه و خانواده و تفكر در مورد رفتارهايي كه انجام مي دهد راهگشاي آنان در رسيدن به يك زندگي مطلوب و خوشبختي آتي خواهد شد. غلامعلي اسماعيلي كارشناس ارشد روانشناسي منابع: - 1 روانشناسي رشد - دكتر حسن احدي - 2 رشد و شخصيت - مهشيد ياسايي