Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781128-47381S6

Date of Document: 2000-02-17

محاكمه عاملان قتل راننده كاميون مشهدي گروه حوادث: عاملان قتل راننده كاميوني كه از مشهد به تهران آمده بود ديروز در شعبه 1601 به رياست كوه كمره اي محاكمه شدند. متهمان كه رسول و منصور نام دارند پس از آشنايي با راننده كاميون به نام علي هنرمند، وي را با ضربات چاقو به قتل رساندند و جنازه اش را در اسدآباد مخفيانه دفن كرده بودند. رسول يكي از متهمان اين جنايت ديروز در دادگاه گفت: روز جمعه اي كه واقعه رخ داد همراه منصور كنار كمربندي افسريه در حالي كه كاميون پارك بود نشسته بوديم، كه علي هنرمند نيز آمد، او گفت بچه مشهد است با بار هندوانه به تهران آمده. پس آز آن مشغول خوردن عصرانه شديم نزديك غروب هر 3 با كاميون هايمان براي پيداكردن بار به خيابان فدائيان اسلام رفتيم ولي باري پيدا نكرديم. پس از آن براي استراحت من به داخل كاميون رفتم و منصور و علي نيز به كاميون ديگري رفتند. پس از مدت كوتاهي سر و صدا شنيدم به طرف كاميون دويدم ديدم كه منصور، علي را با چاقو به قتل رسانده، گفتم چرا اين كار را؟ كردي گفت: علي نسبت به من نظر سوء داشته و مجبور شدم از خودم دفاع سپس كنم گفت برويم، جنازه را دفن كنيم، من به خاطر اينكه رفاقتم را ثابت كنم جنازه را داخل كاميون جاسازي كردم و به سمت اسدآباد رفتيم، در جاده تلخين آباد جسد را خاك كرديم، كاميونش را هم در گاراژ گذاشتيم و به سر كار خودمان رفتيم. پس از چند روز دوباره به اسدآباد رفتم آنجا شنيدم كه جنازه اي را كشف كردند، فورا منصور را در جريان قرار دادم. من به او پيشنهاد اوراق كردن كاميون را دادم تا سرنخي بدست ماموران ندهيم، او نيز موافقت كرد، مكانيكي آوردم با ضمانت خودم تا اين كار را انجام دهد ولي لو رفتيم، بنابراين چاره اي جز فرار نداشتيم. همسر مرحوم هنرمند در ارتباط با قتل همسرش به خبرنگار ما گفت: همسرم راننده كاميون او بود وقتي مي خواست به تهران بيايد گفت 4 روز ديگر برمي گردم چهار روز 40 روز شد و برنگشت، هر بار مي خواستم بروم اطلاع بدهم، با خودم مي گفتم شايد شوهرم بدش پس بيايد از 60 روز به اداره آگاهي رفتم و گفتم شوهرم گم شده، آنان از همه جا استعلام دادند بعداز 6 ماه به ما اطلاع دادند كه جنازه اش را خيلي وقت پيش در اسدآباد كشف كرده اند، ولي چون پلاك كاميون را اشتباه داده بودند ما متوجه نشديم. وي هم چنين گفت صاحب كاميون هر بار مي گفت كاميونش را شوهرم سرقت كرده است. وقتي براي شناسايي جنازه رفتم نتوانستم آنرا شناسايي كنم سرش را جدا كرده بودند و روي صورتش اسيد ريخته بودند و قابل شناسايي نبود و من از دندان هاي پايين او كه مصنوعي بود توانستم همسرم را شناسايي كنم، آنان پس از دفن جنازه يك بار آجر نيز روي جنازه خالي كرده بودند، ماموران ابتدا رسول را كه سابقه سرقت مسلحانه در كرج و نيز اسدآباد داشته شناسايي كردند و سپس منصور را دستگير كردند. در پايان جلسه دادگاه قاضي كوه كمره اي بنا به درخواست متهمان 2 ماه به آنان فرصت داد تا رضايت خانواده را جلب نمايند در غيراينصورت حكم قصاص هر دو را صادر خواهد كرد، متهمان تا اعلام راي دادگاه روانه زندان شدند.