Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781128-47381S1

Date of Document: 2000-02-17

پسر، اتومبيل پدرش را دزديد گروه حوادث: پسري كه اقدام به سرقت اتومبيل پدرش كرده بود توسط سرهنگ حيدري رئيس شعبه 11 و توسليان افسر پرونده در كرج شناسايي و دستگير شد. بنابراين گزارش حدود 2 ماه پيش مردي با مراجعه به كلانتري شهرري خبر مفقودشدن پسرش همراه با اتومبيل پيكان و اسناد و مدارك شخصي را اعلام كرد. وي هم چنين گفت شاگرد مغازه اش كه محمد نام دارد همزمان با پسرش ناپديد شده است. ماموران شعبه يازده آگاهي با مراجعه به نشاني منزل كارگر اين مغازه مطلع مي شوند كه وي از آنجا نقل مكان كرده و بجاي نامعلومي گريخته است. پس از مدتي اتومبيل مفقودشده با 3 سرنشين توسط مامورين گشت شناسايي مي شود. ماموران با تحقيقات از اين سه نفر متوجه مي شوند كه اين سه به ترتيب خريدار اتومبيل، صاحب نمايشگاه و ديگري شاگرد نمايشگاه هستند آنان در اظهارات خود گفتند چند وقت پيش 3 نفر با مراجعه به بنگاه معاملاتي اتومبيل در كرج اين اتومبيل را فروخته و مبلغ 2 ميليون تومان دريافت كردند. قرار بود يك ميليون و 600 هزار تومان نيز بعد از انتقال سند دريافت كنند ولي در اين مدت از آنان خبري نشد، به همين منظور به جست وجوي آن دو مشغول بوديم كه ماموران گشت ما را دستگير نمودند. پس از چندي ماموران رديابي با تلفني كه حميد پسر شاكي به منزل پدرش مي كند موفق مي شوند وي را در شهريار شناسايي كنند. حميد پس از دستگيري اعتراف مي كند كه فريب محمد شاگرد مغازه را خورده است. وي در مورد نقشه سرقت مي گويد: قرار بود اتومبيل را بفروشيم و با پول آن به بندر برويم و جنس تهيه كنيم تا بتوانيم روي پاي خودمان بايستيم. به همين خاطر به اتفاق محمد با شناسنامه پدرم به نمايشگاه رفتيم تا ماشين را معامله كنيم. من به صاحب نمايشگاه گفتم پدرم مريض است و دايي ام را براي اين معامله همراه آورده ام ولي صاحب نمايشگاه قبول نكرد. محمد گفت دوستم علي مي تواند اين مشكل را حل كند به همين منظور به شهريار رفتيم او نيز ما را به فردي به نام حسن كه در اسلامشهر زندگي مي كرد معرفي حسن كرد توانست با جعل شناسنامه، عكس خودش را بر روي شناسنامه پدرم بزند پس از اين كار هر سه به بنگاه معاملاتي رفتيم. آن دو خودشان را پدر و دايي ام معرفي كردند و ما توانستيم از اين معامله 2 ميليون دريافت كنيم و از مبلغ /1 600ميليون ديگر صرفنظر كرديم. بعد مبلغي به محمد و حسن دادم يك دستگاه موتورسيكلت از گمرك خريدم و مابقي را نيز لوازم صوتي گرفتم، هم چنين هزار 600 تومان پول بابت اجاره خانه اي كه قرار بود محمد بگيرد دادم. ماموران با كمك حميد توانستند 3 متهم ديگر را در كرج - شهريار و اسلامشهر شناسايي و دستگير كنند و آنان به تمامي اتهامات خود اعتراف كردند.