Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781127-47368S1

Date of Document: 2000-02-16

اعترافات تكان دهنده زني كه شوهرش را به آتش كشيد سيد ضياء طباطبايي - مقتول حسين اثني عشري - متهم به قتل مريم ايوبي - متهم به قتل گروه حوادث: محاكمه زني كه با همدستي جواني شوهر ساله اش 32را بي رحمانه خفه و سپس جنازه اش را به آتش كشيده بود ديروز در شعبه 1602 به رياست قاضي اسماعيلي برگزار شد. مقتول سيد ضياء طباطبايي نام داشت، وي توسط همسرش مريم ايوبي 31 ساله كارمند وزارت نفت و با همكاري حسين اثني عشري با طرح نقشه اي بي رحمانه به قتل رسيده بود. جسد سيد ضياءدر حالي كه به شدت سوخته بود در 13 آذرماه سال جاري در بيابانهاي ورامين كشف شد. كارآگاهان پس از جستجوي لباسهاي سوخته جسد شماره تلفني به دست آوردند كه تنها سرنخ براي شناسايي هويت وي شد. با هماهنگي كارآگاهان ورامين و شعبه 11 اداره آگاهي مشخص شد كه جسد متعلق به كارمند وزارت بازرگاني است كه بنابه گفته همسر وي در تاريخ 12 آذرماه به قصد ديدن يكي از دوستانش به بيمارستان رفته و ديگر باز نگشته است. كارآگاهان با توجه به نظريه پزشكي قانوني مبتني بر اين كه صاحب جسد ابتدا با فشار بر گلويش خفه و سپس به آتش كشيده شده تحقيقات وسيعي را آغاز كردند و پس از 40 روز توانستند در مجلس عزاداري آن مرحوم يكي از عاملان جنايت را دستگير كنند. كارآگاهان از شواهد دريافته بودند كه كسي جز همسر مقتول نمي تواند قاتل وي باشد، به همين دليل به اتهام قتل همسرش او را بازداشت كردند. مريم در ابتداقتل همسرش را انكار كرد ولي بالاخره چاره اي جز گفتن حقيقت نديد و لب به اعتراف پس گشود از اعتراف مريم ماموران همدست وي را در نازي آباد تهران دستگير كردند. در اين جلسه ابتدا حسين اثني عشري همدست زن در ارتباط با قتل مرحوم طباطبايي گفت: من با مريم به مدت 3 سال آشنا بودم شب 12 آذرماه با طرح نقشه قتل به منزلش رفتم. مريم طبق نقشه قبلي در نبات داغي كه براي همسرش تهيه كرده بود مقداري قرص واليوم ريخته بود. من در حالي كه همسرش بيهوش بود وارد منزل شدم، مريم ابتدا بچه ساله اش 3را كه محمدمهدي نام داشت از خواب بيدار كرد و او را به آشپزخانه برد تا صبحانه اش را بدهد، سپس رو به من كرد و گفت: برو تا من بيايم او آمد 2 آمپول هوا به همسرش تزريق كرد، به من گفت او را داخل پتو بگذار، او را از كمر گرفتم و بلند كردم، مريم گفت خيلي سخت جون است او را رها كردم سرش به زمين خورد، بعد دستكشي برايم آورد و گفت گلوي او را بگير، من يك دستم را به گلويش گذاشتم، مريم متوجه شد كه فشار نمي دهم باز گفت فشار بده دستان تو پرتوان است بعد دست چپم را گرفت و گذاشت روي گلويش و دستان خودش را روي دستانم گذاشت. بعد از آنكه او را خفه كرديم جسد را داخل پتو پيچيديم و داخل ساك گذاشتيم و به داخل صندوق عقب اتومبيل كه متعلق به سيدضياء بود گذاشتيم. سپس مريم به من يك گالن خالي داد و گفت بايد بنزين تهيه كنيم تا قرصها و آمپولها مشخص بنزين نشود تهيه كرديم و به سمت ورامين رفتيم جسد را در بيابان انداختيم. مريم خودش بنزين روي جسد ريخت سپس كبريت داد به من كه آتش بزنم. چون باد مي آمد كبريت روشن نمي شد و دستانم ازترس تكان مي خورد. مريم روزنامه اي از كف اتومبيل آورد و آن رابه من داد. تا كاغذ آتش گرفت به روي جنازه انداختم جنازه آتش گرفت و ما به تهران برگشتيم. قاضي اسماعيلي از حسين اثني عشري پرسيد چه شد كه دو مرتبه به طرف جسد برگشتيد وي گفت: مريم از ترس اينكه امكان دارد آتش خاموش شود و پارچه ساك شناسايي شود برگشتيم جنازه را ديدم در حال سوختن بود وي جلو رفت و بنزين بيشتري روي آن ريخت. مريم در پاسخ به سئوال قاضي كه پس از به آتش كشيدن جنازه به كجا رفتي گفت: فرداي آن روز در منزل خواهرم مهمان بودم، پس از آن به منزل پدرشوهرم رفتم در اين مدت يا در منزل پدر شوهرم بودم يا پدرشوهرم نزد من. مريم ايوبي پس از شنيدن اعترافات حسين اثني عشري گفت: من گفته هايش را تائيد نمي كنم من فقط 2 آمپول هوا به او زدم و قبل از آن نيز به او قرص واليوم داده بودم. قاضي از او پرسيد آيا قصد قتلش را؟ داشتي او گفت چون اين اواخر خيلي مرا اذيت مي كرد و به خانواده اهميتي نمي داد دست به چنين كاري زدم. قاضي باز پرسيد آيا قصد قتلش را؟ داشتي گفت به خاطر فشارهايي كه حسين به من مي آورد، وي گفت تكليفم را روشن كن مي خواهم زن بگيرم اصلا نمي دانم چطور شد. قاضي گفت: دست نوشته اي هست با دست خط شما و نقشه هايي كه براي به قتل رساندن همسرت كشيده بودي، چه داري؟ بگويي مريم گفت: در خفه كردنش من دست نداشتم او خودش به تنهايي با دستانش وي را خفه حسين كرد گفت دروغ مي گويد; او خودش به من گفت دستانت پرتوان است و خودش دستانش را روي دستانم گذاشت وي گفت مدت 3 سال با هم رابطه كاري داشتيم. سپس قاضي گفت چرا سعي داشتيد فكر ماموران و دادگاه را منحرف كنيد و به سمت درگيري شوهرتان با همكارش؟ بكشيد و در خانه پدر شوهرت هر موقع اسم شوهرت را مي آورند شروع به گريه و زاري؟ مي كردي وي گفت بخاطر اينكه خودش هميشه به دروغ به من مي گفت با همكارانش درگير است و هنوز پس از 2 ماه و نيم باورم نمي شود كه چنين كاري كردم. حسين اثني عشري در ادامه اعترافاتش گفت: مريم 5 بار نقشه قتل را كشيده بود ولي اينكار را نكردم و آن روز در مقابل كار انجام شده قرار گرفتم وقتي او را خفه كرديم او به من گفت قرآن روي سرت خدا را شكر انتقام پدرم را گرفتي. قاضي اسماعيلي ادامه دادگاه را غير علني اعلام كرد وپس از پايان دادگاه متهمان را تا صدور راي نهايي روانه زندان كرد.