Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781126-47355S3

Date of Document: 2000-02-15

آدم ربايي و اخاذي توسط ماموران قلابي گروه حوادث: نفر 3 كه به عنوان ماموران قلابي اقدام به اخاذي و آدم ربايي مي كردند، به دام افتادند. متهمان كه سامان، محمد و حسين نام دارند توسط كلانتري دستگير 112 شدند يكي از افرادي كه توسط متهمان به انگيزه اخاذي ربوده شده بود به خبرنگار ما گفت: دو روز قبل از واقعه براي خريد خودرو به نمايشگاه اتومبيلي كه متعلق به حسين بود رفتم. حسين مشغول معامله اتومبيلي بود او پس از اينكه مبالغي پول از خريدار گرفت رسيدي به او داد. پس از 2 روز متوجه شدم كه حسين از خريدار به خاطر سرقت اتومبيلش شكايت كرده و گفته كه رسيد را با زور از وي گرفته است. من به همراه دو نفر ديگر به عنوان شاهد به مجتمع 109 ولي عصر رفتيم و شهادت داديم كه مبلغ 6 ميليون و 500 هزار تومان حسين دريافت نموده است. پس از چند روز 2 نفر به عنوان ماموران آگاهي به در منزل من آمدند و گفتند كه سئوالاتي از شما داريم. آنها مرا به داخل اتومبيل انداخته و دست بند زدند سپس كاپشني روي صورتم كشيدند نزديك ميدان منيريه شخص سومي سوار ماشين شد از بوي ادكلن و صدايش كه فقط فحاشي مي كرد او را شناختم آنان ابتدا مرا تهديد كردند و گفتند كه بايد بروي و شهادتي را كه دادي پس بگيري بعد 15 ضربه با تيزي چاقو به بدنم زدند و مبلغ 2 ميليون تومان چك كه براي خريد ماشين در جيبم گذاشته بودم را سرقت كردند و مرا در حالي كه بيهوش بودم در جنگل هاي سرخه حصار رها كردند، وقتي به هوش آمدم به سمت كارخانه ايران ابزار در تهرانپارس رفتم و كلانتري 114 را در جريان قرار دادم. ماموران كلانتري ابتدا حرفهايم را مبني بر آدم ربايي باور نكردند. پس از دستگيري حسين توسط ماموران او به من گفت چكهايت را پس مي دهم بيا و رضايت بده، سپس رضايتنامه اي تنظيم كرد كه اسامي دوستانش در آن نوشته بود. در همان موقع رئيس كلانتري با پي گيري پرونده شهادتم در مجتمع 109 ولي عصر حرفهايم را باور كرد و از حسين اعتراف گرفت بدين ترتيب او مجبور شد 2 نفر از دوستانش را معرفي نمايد و آنها دستگير شدند. به دنبال اين مسئله من به معاونت ارجاع ولي عصر رفتم آنان گفتند اين پرونده به امور جنايي ربط دارد، شاكي ديگري هم در پرونده وجود داشت كه حسين يك دستگاه اتومبيل پرايد صندوق دار سرقتي به او فروخته بودكه توانست به نوعي رضايت شاكي را جلب نمايد. شاكي در ادامه گفت حسين و دوستانش هميشه به شوخي خودشان را باند ايران كلاه معرفي مي كردند.