Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781126-47354S2

Date of Document: 2000-02-15

ايرانيان و هويت فرهنگي گفت و گو با عباس مخبر; مترجم و نويسنده معاصر * شما چه تعريفي از هويت فرهنگي؟ داريد * به نظر من، مجموعه مشخصات پايدار فرهنگي كه يك ملت را از ملتها و اقوام ديگر متمايز مي كند، هويت فرهنگي نام دارد. هويت طبعا در طول تاريخ هر ملت شكل مي گيرد، از زماني كه مكتوب نيست يعني; تنها با افقهاي اسطوره سروكار داريم تا هنگامي كه به تاريخ مدرن مي رسيم. بر اين پايه به مجموعه ويژگي هاي مانايي كه در اين راستا مشاهده مي كنيد، هويت فرهنگي مي گويند. * بر بنيان تعريفي كه شما از هويت فرهنگي داديد، فرق آن با ماهيت فرهنگي؟ چيست * منظورتان را واضح تر؟ بگوييد * به نظر مي رسد، آن خصوصيات ثابتي كه شما زيرعنوان هويت فرهنگي ياد كرديد، تنها بخشي از هويت ما را تشكيل مي دهند، مثلا امروزه، بحث آزادي، برابري، حقوق شهروندي، مشاركت مدني و... دستكم بدينگونه در گذشته هاي تاريخي ما مطرح نبوده، ولي امروزه، بخش مهمي از هويت ما را به اضافه آن خصوصيات ماناي فرهنگي كه به آن ماهيت فرهنگي مي گوييم، تشكيل مي دهند. * شما در واقع تعريف سردستي مرا از هويت فرهنگي با اصطلاح ماهيت فرهنگي مشخص مي كنيد، و وضعيت امروز ما را هويت فرهنگي مي ناميد. به گمانم اين تفكيك را كنار بگذاريم، چون آنچه كه هستيم تداوم منطقي همان چيزي است كه بوده ايم. من بحث را اينگونه مي پذيرم كه آنچه را كه ما به آن هويت فرهنگي مي گوييم، محصول مجموعه تحولاتي است كه بر ملتي تا به امروز رفته است. حوادثي كه بر يك ملت گذشته، به تدريج ته نشين شده و به صورت ويژگي هاي فرهنگي رخ نموده است. تصوير امروز ما بر آيند سير تحولي ما در برخورد با فرهنگها و تمدنهاي ديگر و مسائلي است كه بر خودمان گذشته است. * خوب آن ويژگي هاي پايدار فرهنگي (هويت فرهنگي ) كه تا امروز در فرهنگ ايراني بر جاي مانده اند، به نظر شما ؟ كدامند * يكي از اين ويژگي ها احساس غرور ناشي از استمرار به عنوان يك فرهنگ باستاني است. احساس ميراث داري فرهنگي كه سابقه آن به چندين هزار سال مي رسد، و دست كم در دوره تاريخي (هخامنشيان و ساسانيان ) بر پهنه وسيعي از دنياي شناخته شده آن روزبال گسترده است. اين عظمت و استمرار در ما نوعي احساس برتري فرهنگي پديد آورده است كه در برخورد با همسايگان مان و ساير اقوام متجلي مي شود. وجه ديگر هويت فرهنگي ما شكست هاي خفت آوري است كه در طول تاريخ از اقوام گوناگون خورده ايم: يونانيان، مغول ها، ترك ها، افغان ها، و در دوران هاي جديد اروپائيان. همان گونه كه تاريخ ما با شكوه و عظمت امپراتوري هاي جهان گستر مشخص مي شود، بار شكست هاي پياپي و حقارت بار را نيز به دوش اما مي كشد در اين ميان آنچه بيشترين اهميت را دارد، همين عنصر تداوم به عنوان يك كشور و ملت است. مي دانيم كه ملت مفهومي جديد است كه به قرن نوزدهم و تشكيل بازارهاي ملي سرمايه تعلق دارد. اين پديده استمرار طبعا در چارچوب مقوله ملت با اين مفهوم قرار نمي گيرد. عده اي از مورخان غربي از نوعي پيوند فرهنگي به نام ايرانيت صحبت كرده اند كه به اندازه پيوند ملي مستحكم است. نوعي حس خودآگاهي فرهنگي كه در سراسر تاريخ اين كشور جريان دارد. ادمه دارد