Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781126-47353S3

Date of Document: 2000-02-15

به چه افرادي بايد راي؟ داد انتخابات پيش رو، درس هايي از يك تجربه (بخش آخر ) محمد طبيبيان به چه نوع افرادي بايد راي؟ داد افراد خوب، افراد نه چندان خوب آنها كه فرشته صفت هستند، آنها كه خوب صحبت مي كنند، آنها كه از جناح راست يا چپ؟ هستند در اين مورد چند نكته قابل طرح است: افرادي كه به دنبال مشاغل عمومي و كسب صندلي هاي قدرت هستند همه ادعا مي كنند كه شيفته خدمت به جامعه هستند و براي اين منظور پا به ميدان گذاشته اند. بعضي از اين افراد نيز واقعا چنين هستند. درواقع مهمترين تحولات در تاريخ جوامع نيز توسط افراد خودباخته اي كه كمر همت براي اهداف عمومي به ميان بسته اند صورت پذيرفته لكن است به عنوان افراد راي دهنده عادي بهتر است در مورد اينگونه ادعاها جانب احتياط را رعايت كنيم. در مورد قول ها و وعده ها نيز توجه به چند نكته ضروري است. آرمانهاي بلند دست نيافتني است. ايده هاي مبهم نيز سرگرم كننده و بلكه فريبدهنده است. ضروري است كساني كه داوطلب اشغال مناصب عمومي و دستيابي به صندلي هاي قدرت هستند برنامه هاي معقول و مشخص داشته باشند. اصولا در راي دادن بهتر است به اين نكته توجه شود كه آيا كانديدا داراي برنامه هاي معقول و مشخص هست يا اين نه برنامه ها نيز بايستي چند زمينه را شامل شود. اول اينكه آيا كانديدا به حفظ و حمايت از حقوق فردي مردم پايبند است يا نه. به اين معني كه هر كجا لايحه و يا طرحي براي محدود كردن حقوق اساسي مردم مطرح مي شود در مقابل آن مقاومت مي كند و يا در تصويب اينگونه طرح ها همراهي خواهد كرد. منظور از حقوق اساسي؟ چيست معمولا در قوانين اساسي هر كشور حقوقي براي مردم و وظايفي براي حكومت ترسيم شده است. بعضي حقوق چنان است كه هيچ قانوني نبايستي آنها را نقض كند. براي مثال در بعضي از قوانين اساسي آزادي بيان، آزادي قلم و آزادي اجتماعات، و حق مشاركت در امور سياسي از اين نوع حقوق هستند. طبعا نمايندگان مردم بايستي مدافع سرسخت اين آزادي ها باشند. بعضي ديگر از حقوق فردي را قانون مي تواند محدود كند مانند اجازه محدود تفتيش مكاتبات افراد. در اين زمينه ها نيز نماينده مردم بايستي با وسواس و دقت نظر حدود حداقل اينگونه نقض حقوق مردم را مراقبت كند. علاوه بر تعهد به حراست از حقوق اساسي مردم، وجه ديگر برنامه و ديدگاه اقتصادي كانديداها است كه بايستي مورد توجه قرار گيرد. چه اينكه در زمينه هاي آرماني و كلي مانند افزايش عزت عمومي، سرنگوني استكبار يا افزايش رفاه عمومي يا ايجاد شغل براي همه و تورم براي هيچكس مي توان به سادگي صبحت كرد و اقدام عملي مشخصي را نيز پيگيري نكرد. لكن در زمينه اقتصاد است كه مطرح كردن روشن و مشخص اهداف عملي است و سنجش عملكردها نيز با اعداد و ارقام ممكن است. بي دليل نيست كه حزبهاي سياسي و افراد نامزد انتخابات از ارائه برنامه و ديدگاه اقتصادي مشخص طفره مي روند. در مورد برنامه هاي اقتصادي نيز نكات مشخصي را مي توان انتظار داشت. يكي تعهد به ايجاد شرايط رقابت است. چون غير از اين باب فساد، عدم كارآيي و سوءاستفاده اقتصادي باز مي شود. دوم تعهد در مقابل حفظ حقوق مالكيت افراد عادي است. منظور اين نيست كه فقط جلو ضبط و تصرف اموال مردم عادي گرفته شود بلكه علاوه بر آن بايستي از ايجاد شرايط داخلي و بين المللي، تصويب مقررات و قوانين و روشهاي اجرايي ممانعت شود كه اينگونه شرايط حاصل كار و زحمت و توليد و ثروت مردم را بباد مي دهد. اينگونه شرايط بسيار متنوع هستند و طرح جميع آنها از حوصله بحث حاضر خارج. لكن به عنوان نمونه مي توان موارد زير را نام برد. ايجاد جو تشنج بين المللي، قيمت گذاري اداري، اخذ وجوه مختلف از مردم توسط ارگانهاي حكومتي به جز ماليات، افزايش حجم پول و ايجاد تورم، آنچه كه مي توان از يك كانديدا انتظار داشت، اگر قرار است واقعا به مردم خدمت كند، شفافيت و صراحت در موارد فوق است. يعني اينكه بيان تعهد او به حفظ حقوق اساسي مردم تا كجا است و به طور صريح بيان كند كه ديدگاههاي اقتصادي مشخصا چيست و آيا حداقل شامل موارد فوق الذكر مي شود يا نه. در كشور ما كه متاسفانه تخصيص و جابه جايي ثروت ها از طريق مكانيزمهاي سياسي انجام مي شود و كسب ثروت و ارتباط با نظام سياسي همبستگي بالايي دارد توجه و امعان نظر در موارد فوق الذكرضروري است.