Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781126-47349S1

Date of Document: 2000-02-15

موسيقي عربي خوزستان بازمانده از هزاران دور... * در دوره پهلوي، موسيقي عربي خوزستان همانند موسيقي نواحي ديگر ايران، دچار ابتذال شد و طبعا از بعد هنري آن كاسته شد * بعضي از فيلمسازان ايراني كه اقدام به ساختن فيلم يا سريالي در مورد خوزستان يا مردم آن مي كنند، به علت عدم دسترسي به موسيقي عربي خوزستاني كه با متن فيلم سازگارتر است، از موسيقي محلي ديگري كه غالبا موسيقي بندري است، استفاده مي كنند در مورد پيشينه تاريخي موسيقي در خوزستان، اطلاعات دقيقي وجود ندارد. اما در اين كه موسيقي خوزستاني سابقه چندهزارساله دارد، شكي نيست و دليل آن نقوش حجاري شده نوازندگاني است كه در شوش، پايتخت دولت عيلامي به دست آمده است. همچنين از ابداع يكي از دستگاه هاي موسيقي مقامي در اواخر دوره حكومت مشعشعيان به نام مقام هويزاوي (منسوب به هويزه پايتخت مشعشعيان ) مي توان به رواج موسيقي در آن دوره پي برد. در دوره شيخ خزعل، موسيقي عربي خوزستان رواج فراوان يافت. زيرا شيخ علاوه بر نوازندگان محلي، از گروه هايي از كشورهاي عربي مانند عراق، لبنان و مصر دعوت مي كرد تا در قصر وي برنامه اجرا كنند. در دوره پهلوي، موسيقي عربي خوزستان همانند موسيقي نواحي ديگر ايران دچار ابتذال گرديد و طبعا از بعد هنري آن كاسته شد. البته از اين ميان، بايد آواز علوانيه را مستثني كرد، چرا كه اين نوع آواز، به علت آهنگ خاص و مضمون اشعاري كه در آن خوانده مي شود، از ابتذال و انحطاط به دور ماند. در پيش از انقلاب اسلامي، بخشي از موسيقي عربي خوزستان رشد و تطور يافت و خوانندگاني همانند عبدالامير ادريس، عبدالامير عيداني، خضير ابوعنب و احمد كنعاني ظهور كردند كه گروه هاي اركستر خوبي اما داشتند بخشي از اين موسيقي نيز دچار ابتذال شد; همانند بعضي از گروه هاي كولي كه برخي از آهنگ هاي مبتذل فارسي آن زمان را به عنوان موسيقي عربي جا مي زدند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، گرچه ابتدا موسيقي ايراني - به طور كلي - به علت عدم وجود برنامه مشخص دچار ركود و فترت گرديد، ولي مسئولان خيلي زود به اهميت آن پي بردند وجشنواره هاي محلي و كشوري براي احياي موسيقي ايراني برگزار كردند. در اين جشنواره ها، گروه هاي آوازخوان محلي با لباسها و لهجه هاي خاص خود به هنرنمايي مي پردازند و نوارهاي اين برنامه ها تكثير و در معرض فروش قرار مي گيرد، ولي اين امر هيچ گاه شامل حال موسيقي عربي خوزستان نگرديده است. عدم وجود نوع خاصي از موسيقي محلي كه با علايق و نيازهاي مردم منطقه سازگار باشد، نتايج و آثار زير را به بار آورده است: * مردم و خاصه جوانان براي پر كردن اين خلا به سوي موسيقي كشورهاي عربي همسايه روي آورده اند. نوار كاست هايي كه اكثرا شامل خوانندگان درجه دوم و سوم اين كشورهاست يا به طور قاچاق وارد كشور مي شود يا از راديو و تلويزيون آنها ضبط و به فروش مي رسد. * بعضي از فيلمسازان ايراني كه اقدام به ساختن فيلم يا سريالي در مورد خوزستان يا مردم آن مي كنند، به علت عدم دسترسي به موسيقي عربي خوزستاني كه با متن فيلم سازگارتر است، از موسيقي محلي ديگري كه غالبا موسيقي بندري است، استفاده مي كنند. در حالي كه موسيقي بندري در خوزستان، پيشينه تاريخي و جايگاه فولكلوري نداشته و خاص مناطق حاشيه خليج فارس مانند بوشهر و هرمزگان است. * اين امر دامنگير بخش عربي راديو خوزستان نيز شده است، به طوري كه در برنامه روزانه به جاي موسيقي عربي محلي از موسيقي بختياري يافارسي استفاده مي شود وگاهي كه سرودي پخش مي گردد يا بدون موسيقي است يا ترجيح مي دهند از ارگ كه يك ساز غربي است، استفاده در كنند اين راديو، حتي از آوازهاي علوانيه كه توسط اداره ارشاد ضبط و منتشر شده است نيز استفاده نمي شود. براي احيا و رونق موسيقي اصيل عربي در خوزستان، علاوه بر بخش عربي راديو و تلويزيون اهواز اداره ارشاد اسلامي خوزستان نيز مي تواند با برپايي جشنواره هاي محلي و همچنين شركت دادن نوازندگان و خوانندگان عرب خوزستاني در جشنواره هاي داخلي و خارجي، در ايجاد موسيقي محلي اصيل و متعهد موءثر باشد. دعوت از نوازندگان و خوانندگان عرب خوزستان در برنامه ها و جنگ هايي كه به مناسبتهاي ويژه برگزار مي شود، داراي تاثير فراوان است. همچنان كه به هنگام ورود رئيس جمهوري محترم به شهرهاي عرب نشين خوزستان و بويژه در سوسنگرد از چنين خوانندگاني استفاده شد. موسيقي عربي خوزستان را از نظر خاستگاه و اشعار، همراه با آواز و نيز نوع سازهاي موسيقي مي توان به سه سبك كاملا مجزا تقسيم كرد (موسيقي كشورهاي عربي نيز به سه سبك تقسيم مي شود ) موسيقي مقامي، موسيقي ريفي يا روستايي و موسيقي متاثر از موسيقي غربي، كه در خوزستان به جاي مورد سوم، مي توان از علوانيه كه آوازي است كاملا خوزستاني، نام برد. - 1 موسيقي مقامي: امروزه موسيقي مقامي جايگاه ويژه اي در موسيقي عربي يافته است. بخصوص در عراق كه به دهها دستگاه تقسيم مي شود، اين موسيقي خاص مناطق شهري و نقطه مقابل موسيقي ريفي ( روستايي ) است. منشا اين سبك موسيقي، دربار خلفاي عباسي است. به علت ارتباط فرهنگي ميان ايران و عراق تعدادي از دستگاه هاي موسيقي ايراني وارد موسيقي مقامي عراق شده است مانند مقامات دشت، اصفهان و نهاوند. يكي از بهترين دستگاه هاي موسيقي مقامي ( المقام ) مقام هويزاوي همانطور است كه قبلا گفته شد، اين مقام در اواخر حكمراني آل مشعشع در هويزه - پايتخت آنان - ابداع گرديد. اين دستگاه اكنون در موسيقي مقامي عراق جايگاه خاصي دارد. متاسفانه امروزه در خوزستان از اين تنوع در موسيقي مقامي خبري نيست و چيزي كه به نام مقام باقي مانده، دو شكل ( دستگاه ) بيشتر نيست. مقامي كه در آن از شعر محلي موال استفاده مي شود و در خوزستان به همين نام موال معروف است (در عراق به اين نوع مقام، مقام رست مي گويند ) و ديگري مقامي است كه در آن از شعر فصيح استفاده مي شود و به نظر مي رسد شكل تغيير يافته مقام هويزاوي است. در موسيقي و آهنگ مقام نيز تغييراتي صورت گرفته است. سازهاي موسيقي كه در خوزستان براي مقام به كار مي روند، عبارتند از: * سنتور: سنتور يكي از سازهاي موسيقي ايراني است كه در موسيقي مقامي به كار مي رود. امروزه در عراق به جاي آن از قانون استفاده مي شود، ولي در خوزستان هنوز كاربرد دارد. * كمانچه: اكنون در خوزستان به جاي كمانچه، از ويلن يا رباب استفاده مي شود. * تمبك: در خوزستان معمولا از دو نوع تمبك استفاده مي شود. كاسوره كه از نظر قطر كوچكتر از تمبك هاي معمولي است و براي ضربهاي سريع به كار مي رود و ديگري تمبك است كه داراي قطر بزرگتري است و براي ضربهاي آرام به كار مي رود. از هر دو تمبك با هم استفاده مي شود. * زنجاري: نوعي دف است كه دركناره هاي آن قطعات مدور فلزي تشتك مي گذارند. از معروف ترين خوانندگان مقام در خوزستان عبدالامير عيداني و عبدالامير ادريس را مي توان نام برد كه البته علاوه بر مقام، در موسيقي ريفي نيز مهارت دارند. - 2 موسيقي ريفي: منشا و خاستگاه اين نوع آواز مناطق روستايي و عشايري است. ريف به مناطق غير شهري اعم از صحراها - كوهستان و كناره هاي رودخانه ها و باتلاق ها گفته اين مي شود نوع موسيقي داراي تنوع بيشتري است و شامل ده ها شكل ( طور ) مي باشد. هر شكل ( طور ) هم از جنبه سازهاي موسيقي و هم از نظر نوع شعر و حتي لهجه با ديگري تفاوت دارد. يكي از مهمترين اشكال موسيقي ريفي، موسيقي و آواز بدوي است. اين نوع آواز خاص مناطق صحرايي است كه عشاير كوچنده در آنجا به پرورش گوسفند و شتر مشغولند و داراي لهجه ويژه اي هستند. البته در خوزستان، اكنون عشاير كوچنده به ندرت وجود دارد و سالها است كه روستانشين شده اند. در ميان آنان، از قديم آوازها و ترانه هايي رايج بوده كه يكي از آنها، آواز الحدي ( الحدو ) است كه سابقه آن به دوره جاهليت باز مي گردد. از ديگر آوازهاي بدوي، آواز عتابه و ديگري آواز توام با رقصي به نام چوبيه است كه هم اكنون نيز در خوزستان رواج دارد. سازهاي موسيقي عشاير بدوي متنوع نيست. اين سازها عبارتند از: * الرباب: اين ساز شبيه ويلن است با كمي اختلاف. ابونصر فارابي موسيقي دان بزرگ در كتاب الموسيقي الكبير خود، از اين ساز با نام رباب الشاعر ياد مي كند. اين ساز از چوب، پوست و چندعدد تار موي دم اسب ساخته مي شود. رباب بيشتر براي آواز عتاب يا علوانيه بكار مي رود و با آن ضرب نواخته نمي شود، البته كساني كه در به كار بردن رباب مهارت دارند، مي توانند هر نوع آهنگي را با آن بنوازند. * المطبگ (مطبق ):اين وسيله از دو عدد ني نسبتا كوتاه تشكيل شده است كه هر كدام داراي سه سوراخ در بالاست. اين وسيله داراي صدايي زير و مضاعف است و مخصوص آواز چوبيه است كه همراه آن از طبل بزرگ يا تمبك استفاده مي شود و در رقص چوبيه از آن استفاده اين مي كنند نوع آواز و رقص علاوه بر خوزستان در عراق، سوريه و اردن نيز رواج دارد. البته در خوزستان، علاوه بر سازهاي ياد شده از وسايل ديگري نيز استفاده مي شود كه امروزه كاربرد كمتري دارند. - 3 علوانيه: اين نوع آواز خاص مناطق عربنشين خوزستان آوازي است است با آهنگ آرام و غمگين كه تنها با رباب نواخته مي شود و معمولا خواننده خود نوازنده است. اين نوع آواز در اواخر دهه 30 بوسيله شخصي به نام علوان ابداع علوان شد براي معرفي و شناسايي سبك خود به نواحي مختلف خوزستان سفر مي كرد و درجشن ها و عروسي ها و در مضيف هاي شيوخ و بزرگان عشاير به آوازخواني مي پرداخت. كم كم با توجه به مقبوليت آواز علوانيه در ميان مردم بخصوص در ميان روستائيان، خوانندگان ديگري نيز به آن روي آوردند و به اين ترتيب علوانيه در همه مناطق خوزستان و حتي جنوب عراق نيز رواج يافت. علوانيه از چند نظر شبيه آواز عتابه است: * در هر دو مورد از رباب استفاده مي شود. * در هر دو مورد، خواننده خود نوازنده است. * در هر دو مورد از شعر رباعي استفاده مي شود. درعتابه از رباعي عتاب و در علوانيه از رباعي ابوذيه. * در هر دو موردكمتر از شعر تغزلي و عاشقانه استفاده مي شود و بيشتر از اشعار حماسي و اخلاقي بهره مي گيرند. به نظر مي رسد علوان با توجه به آواز عتابه و چند نوع آواز ديگر كه در منطقه رايج بود و همچنين به علت انحطاط بخش عمده موسيقي عربي در دوره پهلوي به اين ابتكار دست زد. پيدايش آواز علوانيه آثار مثبتي بر موسيقي عربي خوزستان گذاشت. اشخاصي كه از موسيقي مبتذل به تنگ آمده و به دنبال موسيقي اصيل بودند تا علاوه بر پر كردن اوقات فراغت نيازهاي اخلاقي و عاطفي آنها را برآورده كند، از اين سبك استقبال كردند. خوانندگان علوانيه اشعار حماسي و اخلاقي سرشار از خصايل انساني مانند شجاعت، كرم، صبر، گذشت، دانش اندوزي، صله رحم و پيكار با ظلم و ياري مظلوم را مي خواندند كه ميان مردم بخصوص عشاير و روستائيان تاثير خوبي داشت. معمولا خواننده علوانيه با خواندن هر شعر نام سراينده آن را به آواز مي گفت و اين يكي ديگر از آثار مثبت علوانيه است. زيرا با اين كار آثار و نام شاعران گمنامي كه در روستاهاي دور دست زندگي مي كردند و يا شاعراني كه به عللي قادر به چاپ ديوان خود نبودند در يادها مي ماند. بدين ترتيب علوانيه نه تنها به موسيقي، بلكه به ادبيات و فولكلور خوزستان نيز خدمت كرد. از خوانندگان معروف علوانيه در زمان حاضر، مي توان از استاد معشوري نام برد. سيد محمدموالي