Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781124-47327S1

Date of Document: 2000-02-13

جزئيات قتل قصاب در زيباشهر تهران گروه حوادث: جلسه رسيدگي به پرونده اي كه طي آن جوان ساله 19گوسفند فروشي كه قصاب محله زيباشهر را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده بود ديروز در شعبه 1601 به رياست قاضي كوه كمره اي برگزار شد. اين ساله 19جوان كه مسعود يگانه نام دارد متهم است كه حميد پاكار 30 ساله را در نهم آبان ماه با ضربات چاقو در مغازه قصابي اش به قتل رسانده است. متهم ديروز براي آخرين دفاعيه به دادگاه احضار شد. در اين جلسه كه با حضور اولياي دم و وكيل تسخيري متهم برگزار شد اولياي دم در ابتداي جلسه اظهار داشتند حميد پاكار به تازگي اتومبيل خود را فروخته بود و مبلغ ميليون 12تومان پول نقد داشت. احتمالا متهم كه از اين موضوع آگاه بود به قصد سرقت به مغازه قصابي رفته و حميد پاكار را به قتل رسانده است. يكي از شاهدان به نام مجيد كه 12 سال دارد در ارتباط با قتل گفت: صبح روز حادثه دايي ام ( مقتول ) به شوخي به كارگر مغازه اش گفت مراقب ماشينم باش، كارگرش گفت ماشين را كه؟ فروخته اي دايي ام چكهايي كه در جيبش بود بيرون آورد و نشان داد، در همان لحظه مسعود هم حضور داشت. شب حادثه وقتي با دايي ام مي خواستيم به منزل برگرديم مسعود آمد و دايي ام كركره مغازه را دوباره بالا كشيد با مسعود داخل مغازه رفتند و دايي ام در مغازه را قفل كرد و به من گفت برو. فرداي آن روز وقتي از مدرسه برگشتم به من خبر دادند كه دايي ات را به قتل رسانده اند من هم كه ديشب مسعود را در آخر شب در مغازه دايي ام ديده بودم رفتم به كلانتري اطلاع دادم و او را دستگير كردند. مسعود يگانه تمامي حرف هاي اولياي دم را انكار كرد و شرح ماجرا را اين طور گفت: آن روز صبح به همراه دوستم به دنبال جايي براي گوسفندها بوديم شب /9 5ساعت وقتي آمدم مغازه قصابي وي گفت كه يك ربع ديگر برگرد با تو كاري دارم ساعت 10 شب رفتم خواهرزاده اش را بيرون فرستاد ما به داخل مغازه رفتيم. سپس من را به طبقه دوم برد او به من نظر سوء داشت و من با چاقويي كه داشتم از خود دفاع كردم، چاقو را به شكمش زدم و او را به داخل مغازه انداختم. مشغول پوشيدن لباسهايم شدم چون برق قطع بود لباسهاي او را پوشيده بودم و به پايين آمدم، او مي خواست چاقويي كه روي ميزش بود را بردارد همان چاقو را برداشتم و ضربه ديگري به شكمش زدم و به سمت پارك اقبال فرار كردم. در آنجا دست در جيب بردم و چكي به مبلغ 12 ميليون تومان و مقداري پول نقد ديدم، ماشيني گرفتم به سمت زعفرانيه رفتم، ساكي خريدم تصميم گرفتم به شهرستان كردستان و از آنجا به عراق بروم كه ماموران مرا در دربند دستگير كردند. متهم در آخرين دفاعيه خود گفت من از خود و ناموسم دفاع كردم قاضي كوه كمره اي پس از شنيدن آخرين دفاعيه متهم را تا صدور راي نهايي روانه زندان كرد.