Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781124-47326S7

Date of Document: 2000-02-13

سازش و مدارا، نه ستيزه جويي و لجبازي انتخابات پيش رو، درس هايي از يك تجربه محمد طبيبيان مي دانيم كه قسمت بزرگي از جمعيت كشور را جوانان تشكيل مي دهند. در اينجا نيز روي سخن من با آنها است، آنچه كه نسل ما براي آينده شما تدارك ديده با توجه به تعداد نسل جوان دستاورد اندكي است، به اين معني كه متناسب با نيازهايي كه تعداد و حجم جمعيتي شما براي بهبود كمي و كيفي كه براي حيات آتي خود لازم داريد نيست. به همين دليل نيز از جانب شما جد و جهد زيادي لازم است كه به رقم زدن مطلوب آينده خود توجه كنيد. خوشبختانه شما نسل جوان كشورمان اكنون از پختگي بيشتري نسبت به دوره جواني نسل ما برخوردار هستيد و واقع بيني بيشتري داريد. اميد است آنچه كه نمونه هاي آن از خاطرات زمان گذشته و يك نسل قبل از شما ذكر شد در آينده كمتر اتفاق آنچه بيافتد لازم است دوري جستن از احساساتي شدن و توجه به خردورزي است. خصوصا اينكه راه حل مسائل كشور از طريق مسالمت است نه خشونت، از طريق سازش و مدارا است و نه ستيزه جويي و لجبازي، از طريق حسابگري است نه احساسات. همچنين ابزارهاي سياسي مانند راي دادن، تشكيل اجتماعات صلح آميز براي تبادل نظر و تبادل آراء و رساندن نظرات، نگراني ها و پيشنهادات خود به گوش نمايندگان و مسئولين منتخب و مردم از ابزارهاي باارزشي است كه نبايستي مخدوش شود و يا مورد بي توجهي قرار گيرد. در قسمت اول اين متن ادعا شد كه قسمتي از مسائل سياسي و به تبع آن مسائل اجتماعي و اقتصادي كشور مربوط به عقبماندگي فرهنگ سياسي كشور بوده است. اين نكته را مي پذيرم كه در بيست سال اخير راه بسيار طولاني را در پيشرفت فرهنگ سياسي طي كرده ايم و آثار مبارك آن هم اكنون ظاهر مي شود. لكن هنوز در اين مورد راه قابل ملاحظه اي در پيش است. در اينجا چند نكته كه مي توان مطرح كرد كه البته جاي بحث و بررسي فراوان دارد و من آنها را به عنوان يك ايده براساس تجربه شخصي به اجمال مطرح مي كنم تاييد مي كنم كه آمادگي آن را دارم كه در اين موارد بحث كنم و اگر نكات بهتر و قوي تري مطرح شود آن را بپذيرم و يا اشكالات استدلال خود را تصحيح كنم. اين نكات در زير آمده است: يكم نوع حكومت. در كشور ما هم اكنون بحث هاي ضمني و صريح مختلفي در مورد ذات و طبيعت حكومت مطرح است. از گذشته هاي دور عليرغم شكل سازمان حكومت، عمدتا دو نوع فلسفه حكومت در جوامع مطرح بوده است. يكي فلسفه حكومت برمبناي چيرگي و تسلط عده معدودي بر اكثريت و ديگري حكومت برمبناي فلسفه مديريت امور امروزه جمعي مشخص است كه نوع اول حكومت به شوربختي و تيره روزي مردم منجر شده و در مقابل نمونه هاي موفق حكومت حكومتهايي هستند كه وظيفه و نقش آنها مديريت امور جمعي و تلاش در جهت بهروزي مردم و خصوصا مردم عادي است. امروز ضابطه عملكرد و مديريت حكومت ها در اين است كه زندگي، معاش، حقوق انساني و اجتماعي و حقوق سياسي فرد عادي كوچه و خيابان به چه ميزان در حال رشد و ارتقاء يا تنزل است. اين مهم است كه از وزيرخارجه يا مسئول عالي رتبه يك كشور در كشور ديگر چگونه پذيرايي مي كنند، لكن مهمتر اين است كه آيا درمقابل سفارتخانه هاي بيگانه با اتباع عادي كشور با تحقير يا احترام رفتار مي شود يا؟ نه يك شهروند عادي كشور به عنوان توريست، بيمار يا بازرگان در كشورهاي ديگر با چه درجه احترام و يا غير آن روبه رو؟ است مهم اين نيست كه مقامات چه مي گويند، مهم اين است كه اثر تصميم آنها بر زندگي مردم عادي و مهمتر از همه ضعيف ترين افراد چگونه است. آيا يك كودك و والدين او بايستي از يك مدرسه به مدرسه ديگر براي ثبت نام سرگردان؟ باشند آيا بايد يك بيمار از پشت در يك بيمارستان به پشت در بيمارستان ديگر مراجعه؟ كند آيا بايد هر اتومبيلي كه چند جوان در آن سوار هستند مورد تفتيش قرار؟ گيرد آيا يك نويسنده بدون اتكاء به نيروهاي سياسي بايستي از امنيت خود بيمناك؟ باشد آيا بايستي آلودگي هوا سلامت ميليونها نفر شهروند متعارف كشور را به خطر؟ بياندازد آيا بايستي جواناني كه متقاضي مشاغل معدود هستند نگران پارتي بازي افراد خاص ؟ باشند..مديريت يك نظام حكومتي ضروري است به اينگونه پرسش ها و پرسش هاي مشابهي كه به زندگي مردم عادي كشور مربوط مي شود پاسخ سازنده و موءثر و درخور ارائه كند. ادامه دارد