Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781123-47315S3

Date of Document: 2000-02-12

در شعبه 1603 دادگاه تشريح شد جزئيات صحنه درگيري طلبكار و بدهكار از زبان شاهدان * اين درگيري به مرگ طلبكار 40 ساله به نام توكل ميرزايي مي انجامد گروه حوادث: جلسه رسيدگي به پرونده اي كه طي آن مردي به خاطر بدهي با دوست طلبكارش در خيابان خاوران درگير و منجر به مرگ او شده بود با حضور شاهدان ديروز در شعبه به 1603 رياست قاضي رسول غنيمي برگزار شد. به گزارش خبرنگار ما، متهم كه بهرام الف نام دارد بر سر اختلاف مالي با دوست طلبكارش به نام توكل ميرزايي درگير شد كه به قتل وي انجاميد. متهم ديروز در جلسه دادگاه گفت: من با توكل درگير شدم ولي او را مقتول نكشتم صبح روز حادثه وارد مغازه من شد و گالن بنزيني را داخل مغازه ام ريخت و قصد داشت آنجا را آتش بزند. به همين دليل با او درگير شدم و درگيري ما به خيابان كشيد، در پياده رو خيابان ناگهان چاقويي كه دستش بود به بدنش اصابت كرد و به قتل رسيد. پس از اين اظهارات متهم شاهد اول پس از سوگند گفت: من صداي جر و بحث اين دو را شنيدم و بهرام مي گفت چاقو را بده به من و تا سر كوچه به دنبال همديگر دويدند كه پس از آن شنيدم كه توكل به قتل رسيده. يكي از شاهدان كه مامور بود گفت هنگام گشت زني متوجه شدم دو نفر به دنبال هم مي دوند و سپس با همديگر گلاويز شدند من كه فاصله ام با آنها كمي دور بود به طرفشان رفتم و چاقويي دسته مشكي در دست بهرام مشاهده كردم و چاقوي دسته برنجي ديگري روي زمين بود، من بهرام را گرفتم و او را به كلانتري بردم ولي نديدم چه كسي چاقو را به مقتول وارد كرد. يكي ديگر از شاهدان گفت: من از ماشين پياده شدم فاصله ام با آنها 20 متر بود مقتول را ديدم كه گالن بنزيني را در مغازه مي پاشد سپس بهرام را ديدم كه ميله اي در دستش بود، و آنها شيشه ويترين رنگ فروشي را شكستند و وقتي به طرف آنها رفتم يك چاقوي خون آلود دست بهرام بود و لباسش هم بوي بنزين مي داد ولي نديدم چاقو را چه كسي به توكل زد. وقتي به كلانتري رفتم به من گفتند كه چاقو دسته برنجي خوني است و ديگر اطلاعي ندارم. قاضي اين پرونده متهم را تا صدور راي نهايي به زندان فرستاد.