Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781123-47312S2

Date of Document: 2000-02-12

نقاشي هاي كودكان چه؟ مي گويد پاسخ به اين سوءال كه يك نقاشي چيست، اغلب به اين مسئله تبديل مي شود كه بدانيم يك تصوير چيست. اين موضوع به طرز شگفت انگيزي دشوار است و مسئله اي است كه روانشناسان علاقه مند به مطالعه نقاشي كودكان، به ندرت به آن پرداخته اند. هرچند تصاوير، بخش متداولي از زندگي روزمره ما را تشكيل مي دهند، اما ارائه تعريف مناسبي از اين كه يك تصوير چيست، به هيچ وجه ساده نيست. به مفهومي محدود، بديهي است كه يك تصوير، مجموعه علائمي بر يك سطح مي باشد. مسائل مربوط به تعريف و تبيين اين علائم، به اين قضيه مي پردازند كه علائم يادشده چگونه چيزي ديگر، يعني موضوع تصوير را بازنمايي نقاشي مي كنند يك كودك، يكي از مسائل پيش پاافتاده زندگي روزمره است، اما واجد چنان پيچيدگي هاي مفهومي است كه صاحبنظران نمي توانند درباره اينكه يك نقاشي دقيقا چيست، به توافق برسند. يك نقاشي معمولا بازنمايي چيزي است. هرچند كه بايد امكان خط خطي ها و طرح هاي ديگر كه نقش بازنمايي چيزي را ندارند از ياد نبريم. در مقام بازنمايي بايد سعي كنيم آن را، هم به مثابه چيزي كه با ادراك طبيعي پيوند دارد درك كنيم و هم به مثابه نمادي كه همچون بخشي از يك نظام نمادين تفسير مي شود. نقاشي كودك را در مراحلي كه حوادث اطراف را دسته بندي و عرضه مي كند و روند تجديدي و تكامل يافته اي را از زمان خط خطي كردن ساده تا زماني كه خطوطي معني دار و بالاخره مبتني بر قوانين پرسپكتيو و پايه اي منطقي رسم مي كند، مي توان چيزي شبيه خواب و روءيا معني كرد. نقاشي نيز مثل خواب و روءيا به كودك امكان مي دهد تا اطلاعات و اعمالي را كه از دنياي بيرون كسب مي كند از هم جدا سازد و سپس آنها را دوباره تنظيم در كند نقاشي، همانند خواب و روءيا، كودك خود را از ممنوعيت ها رها مي سازد و با ما - در حالتي ناخودآگاهانه - درباره مسائل، كشفيات و دلهره هايش صحبت مي كند. به همين دليل اگر آموزش نقاشي را برپايه تصحيح آن قرار دهيم و در آن به كودكان از سنين پائين، تمرين كپي و تقليدكردن را بياموزيم، اشتباه بزرگي مرتكب شده ايم. مدرسه نيز در اين راستا، كاري جز تطابق كودك با نمونه هاي بي معني انجام نمي دهد. زيرا امكان تكامل و دريافت آگاهي از دنياي خارج را از وراي نمايش نقاشي هاي كودك، از او سلب مي كند. به اين ترتيب يعني با مجبوركردن كودك به تقليد و كپي كردن، مربي و والدين امكان برقراري هر نوع گفتگو با او را از بين مي برند. در عوض اگر قوه ابتكار كودكان را با مشاركت و كار گروهي و بيان موضوعات عمومي و دراختيار قراردادن وسايل و لوازم جهت مطلبي كه او مي خواهد عرضه كند، تقويت كنيم، باعث آن مي شويم كه شخصيت كودك ساخته شود و او به پختگي فكري برسد. مصاحبه با خانم معصومه. ب - نقاش - در مورد نقاشي كودكان و مفاهيم آن. - براي فهم نقاشي كودكان، نگاه كردن به آن كافي نيست و بايد آنها را مورد مطالعه و بررسي دقيق قرارداد. به طوركلي اين مطالعه و بررسي، شناخت چه زوايايي از شخصيت (اجتماعي - فردي - عاطفي ) و روحيه ( افسردگي - انزوا - امنيت - دفاع - شادي - آرامش - غم - ترس - گناه و... ) كودك را فراهم؟ مي آورد * در بررسي نقاشي هاي كودكان، نوع شناختي كه محقق در رابطه با شخصيت و روحيه كودك به آن دست پيدا مي كند، وابسته به سيستم مطالعه، مي تواند هر يك از مواردي كه ذكر كرديد را شامل شود و نكته اي كه در اينجا بايد يادآوري كرد اينكه اگر بچه ها تحت هيچ گونه آموزش مستقيمي قرار نگرفته باشند و يا به ملاكهاي بزرگسالان براي مطالعه نقاشي هايشان پي نبرده باشند، نتايج به دست آمده از مجموع بررسي هاي مربوط به نقاشي كودك، قطعي خواهند بود و در غير اين صورت نتايج مطالعه حالت نسبي به خود مي گيرند. - آيا مي توان از طريق نقاشي كودك، به نگرش و تصور او از خودش پي؟ برد لطفا توضيح دهيد. * حتما اينطور است. يك قانون در نقاشي كودكان ثابت است و آن قانون چنين مي باشد كه اولين تصوير انسان كه توسط كودك كشيده مي شود، درواقع تصوير خود اوست و البته اين امر به صورت ناخودآگاه است كه اين ناخودآگاهي درواقع خصلت نقاشي كودكان مي باشد. اين تصوير، وابسته به اينكه كجاي كادر و صفحه، با چه اشلي (اندازه ) و با چه جزئياتي ترسيم شود، تصور كودك از خودش را نشان مي دهد. - چگونه مي توان از طريق تجزيه و تحليل نقاشي هاي كودك، به مطالعه شخصيت و زندگي عاطفي او؟ پرداخت * حضور كدهاي تصويري در نقاشي، نشانگر روحيه عاطفي كودكان هستند و به طوركلي اين مطالعه، با بررسي كدهاي مشخص تصويري از طريق روانشناسي كودك، ميسر مي شود. عناصر تصويري ثابتي در نقاشي كودكان وجود دارد كه در سنين مختلف، همواره تكرار مي شوند. مانند درخت، خانه، خورشيد، گل و.. با توجه به اين مقدمه، در هر گروه سني، وابسته به نوع تصوري كه كودكان از اين عناصر دارند، مي توان تقسيمات كلي روحي بچه ها را انجام داد و با زندگي و شخصيت عاطفي آنها آشنا شد. - همانطور كه فرموديد در نقاشي هاي كودكان عناصر ثابتي وجود دارند كه همواره تكرار مي شوند. يكي از اين عناصر كه بيش از هر چيز ديگري كشيده مي شود خانه است كه معمولا كودك، خانه اي معمولي و پيش پافتاده را ترسيم مي كند و ضمن بالارفتن سن او و افزايش مهارتهايش، ساختمان خانه نيز تكامل پيدا مي كند. شما علت اين تكرار و اصرار در ترسيم خانه، كه همچنان با بالارفتن سن، ادامه پيدا مي كند را چه؟ مي دانيد * همه تصور كودكان از دنيا، خانه و خانواده شان است و اين تصوير ذهني آنها از خانه و خانواده، چيزي است كه همه ذهن آنها را پر مي كند. خانواده آنها برايشان، معيار سنجش هر چيزي هستند و همه چيز به محيط خانه آنها منتهي مي شود. پس در نقاشي هايشان عنصر خانه زياد به چشم تصوير مي خورد خانه در نقاشي كودكان در قالب ثابتي نقاشي مي شود مگر در بچه هايي با ضريب هوشي خيلي بالا يا پائين كه تصاوير متفاوت و متنوعي از خانه را به تصوير از مي كشند طرفي، نوع تغيير كيفيت تصوير خانه نيز وابسته به گروه سني كودكان، به دو قسمت تقسيم مي شود: - 1 تغييراتي كه بر اثر شناخت بيشتر بچه ها از خانواده شان به وجود مي آيند- 20 تغييري كه بر اثر بالارفتن سن آنها صورت مي گيرد. بدين ترتيب كه با بالارفتن سنشان وارد حيطه منطقي و عيني در نقاشي مي شوند و اين عينيت برايشان اصالت پيدا مي كند. بنابراين سعي مي كنند تصويري جامع و كامل و منطقي را از خانه ترسيم كنند. - شما در رابطه با خانه، به بااهميت بودن خانواده براي كودك نيز اشاره كرديد. آيا مي توان نقاشي كودك از خانواده اش را ملاكي براي شناخت احساس او به خانواده اش و نيز شناخت كيفيت و كميت ارتباط كودك با اعضا خانواده قرار؟ داد لطفا توضيح دهيد. * نكته اي كه در اينجا وجود دارد و بايد به آن توجه گردد اين است كه اگر از كودك خواسته شود كه خانواده خودش را نقاشي كند، قطعا اين نقاشي ملاك سنجش درستي براي شناخت، نيست. اگر ما از او بخواهيم كه خانواده اي به معناي عام را نقاشي كند، نقاشي او قطعا نشان دهنده احساس او به خانواده اش و ملاكي براي شناخت كيفيت و كميت ارتباط او با خانواده خواهد بود. گاهي اوقات نيز ديده مي شود كه كودكان منزوي يا بچه هايي كه مشكلات پيچيده تري دارند، افراد خانواده را از ميان حيوانات انتخاب و رسم مي كنند. در اين موارد، حتي نوع حيوان انتخاب شده توسط كودك نيز نشان دهنده كيفيت رواني ارتباط او با خانواده اش است. مثلا به تصوير كشيدن حيوانات گزنده يا حيوانات بي آزار، حيوانات وحشي يا حيوانات اهلي و.. توسط كودك. كه در مورد حيوانات گزنده، بيشتر كودكان، خانواده مارها را نقاشي مي كنند. - آيا نقاشي كودك از خانواده، به شناسايي موقعيت او در خانواده اش نيز كمك؟ مي كند * بله. جايگاه كودك در خانواده نيز به اين ترتيب كه كودك در نقاشي، خودش را به تصوير بكشد يا اينكه خود را از جمع خانواده حذف كند، مي تواند مورد شناسايي قرار بگيرد. در صورتي كه كودك تصوير خودش را نيز ترسيم كند، نقاشي جزئياتي از قبيل انگشتها و لبها اهميت دارند. به طوريكه ترسيم نكردن چنين جزئياتي توسط كودك براي خودش، نمايانگر ارتباط سختي است كه او با خانواده اش دارد. - نقاشي هاي كودكان تا چه حد انعكاس آرزوها و تمايلات دروني آنها؟ هستند * كودكان تا سنين قبل از مدرسه و ورود به محيطهاي آموزشي، به صورت صددرصد، آرزوها، تمايلات و خواسته هاي خود را در نقاشي هايشان نشان مي دهند. مثلا با اضافه كردن يك عنصر در موضوعاتي كه حال و هواي روزمره را دارد و يا حذف يك عنصر. مثل وقتي كه در به تصوير كشيدن خانواده، يكي از اعضا خانواده كه با او مشكل دارد را حذف مي كنند و يا نقاشي كردن شي ء مورد علاقه اش و.. اما بعد از ورود به مدرسه، اگر تحت آموزش مستقيم قرار بگيرند و يا درك كنند كه بزرگترها زبان نقاشي آنها را مي دانند، آگاهانه درصدد حذف اين خصلت در نقاشي هايشان برمي آيند. - از نظر روانشناسي، انتخاب رنگ توسط انتخابگر، مفهومي بي چون و چرا و غيرقابل توضيح دارد. حال با توجه به اين مطلب، لطفا توضيح دهيد كه رنگها در نقاشي كودكان از چه جايگاهي برخوردارند و نمايانگر چه اموري هستند و آيا عامل سن در بكارگيري رنگها توسط كودكان موءثر است يا؟ نه * در نقاشي كودكان براي رنگ يك تقسيم بندي كلي وجود دارد كه برطبق اين تقسيم بندي، رنگها به دو دسته تقسيم مي شوند. دسته اول، رنگهاي تيره، سرد و خاكستري را شامل مي شود و رنگهاي گرم، روشن و درخشان در دسته دوم رنگها قرار مي گيرند. حال براساس اين تقسيم بندي، نشانه هايي از روحيه بچه ها را مي توان شناخت و شناسايي كرد. به اين صورت كه غالبا بچه هايي با روحيه شاد و خانواده اي كم مشكل كه در محيطي آرام و معتدل زندگي مي كنند و همچنين كودكاني با ضريب هوشي بالا، اكثرا از دسته دوم رنگها استفاده مي كنند و به همين ترتيب، كودكاني كه در خانواده ها و محيطهاي متشنج و مشكل دارو نيز كودكاني كه از ضريب هوشي بالايي برخوردار نيستند، از رنگهاي دسته اول استفاده مي كنند. ولي تقسيم بندي ديگري نيز در اين زمينه وجود دارد كه تعداد رنگها در نقاشي كودكان را شامل مي شود. بچه هايي با ضريب هوشي بالا در نقاشي هايشان رنگهاي بيشتري را دارند و كودكاني با ضريب هوشي پائين از تعداد رنگهاي كمتري در نقاشي هايشان استفاده مي كنند. البته عامل سن نيز در بكارگيري رنگها توسط كودكان داراي نقش بچه ها است در تا4 2سن سال كمتر مايل به استفاده از رنگ هستند و بيشتر با خط كار مي كنند. هرچه سن كودك بالا مي رود، به تعداد رنگهاي استفاده شده در نقاشي اش نيز افزوده مي شود. - چگونه مي توان از طريق نقاشي كودك، به وجود نارسايي ها و معلوليتهاي جسمي و ذهني احتمالي در او پي ؟ برد * به طور كلي، كودكان معلوليتهاي جسمي خود را در نقاشي هايشان از طريق بزرگ كردن و يا حذف عضو معلول، در تصاوير مربوط به انسان مشخص مي سازند مثلا بچه هاي ناشنوا معمولا در به تصوير كشيدن يك انسان، گوشها را يا بسيار بزرگ نقاشي مي كنند يا آنها را در زير موها پنهان مي كنند و يا به طوركلي آنها را حذف كرده و اصلا نقاشي نمي كنند. معلوليتهاي ذهني نيز از طريق بررسي تعداد جزئيات، كيفيت جزئيات و محل قرارگيري آنها در نقاشي كودك كاملا مشخص مي شوند. بنابراين اگر معلوليتي از نوع جسمي يا ذهني در كودكي وجود داشته باشد كه بزرگترها هنوز به آن پي نبرده اند، توسط نقاشي او قابل شناسايي خواهد بود. - لطفا توضيح دهيد كه مطالعه و نقاشي كودكان تا چه حد مي تواند در شناخت وجود زمينه هاي گرايش به انواع ناهنجاري در آنها و اقدام براي پيشگيري در اين موارد، موءثر؟ باشد * هر قدر نقاشي كودكان متخصصانه تر بررسي شود، گروههاي اصلي روحيات بشري را بهتر مي توان در آن تشخيص داد. درواقع نقاشي يك كودك، آئينه اي از وجود اوست كه تمام جزئيات و مشخصات وجودي او را كاملا به نمايش مي گذارد. در اين مورد هم اگر گرايش به ناهنجاري در نقاشي كودك توسط فرد متخصص تشخيص داده شود، قطعا قابل پيشگيري خواهد بود. - آيا نقاشي، تنها وسيله اي براي تشخيص ناسازگاري در كودك؟ است يا مي توان از آن به عنوان عامل بالقوه اي كه مي تواند وسيله درمان رواني موءثري هم باشد استفاده؟ كرد * بله - بسياري از مشكلات رواني، مربوط به عدم بروز يك سري مسائل خصوصي در انسانهاست و نقاشي شايد يكي از بهترين عرصه هاي بروز اين موضوعات است كه در لايه هاي زيري ذهن وجود دارند و در حال آزار انسانند كه البته اين مطلب، مشروط به نوع خاصي از نقاشي مي باشد ولي در كل، با قبول اين فرضيه كه تمركزيافتن سرآغاز درمان بسياري از مشكلات در انسانهاست، نقاشي نيز به دليل ايجاد تمركز در فرد، وسيله آرامش بخشي براي او خواهد بود. - به نظر شما اين امكان وجود دارد كه بتوان با تكيه بر مفاهيم و معاني به دست آمده از مطالعه نقاشي كودك، آينده احتمالي اجتماعي و شخصيتي او را تاحدي، پيش بيني؟ كرد * از آنجايي كه هيچ چيز در انسان ثابت نمي ماند، نه تنها از طريق نقاشي، بلكه از هيچ طريق ديگري نيز نمي توان حتي آينده احتمالي كسي را پيش بيني كرد. هديه موسي خان بختياري