Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781121-47307S8

Date of Document: 2000-02-10

مجلس مهمترين ركن مردم سالاري به پيشباز انتخابات مجلس ششم ( ) 2 اگر در طول يك و نيم دهه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، امكان مناسب و فضاي عيني به عنوان شرط لازم و ضرورت هاي ذهني به عنوان شرط كافي براي بحث در مباني فلسفي نظام حكومتي و نقد و تحليل آن امكان پذير نبوده و يا با محدوديت هايي روبرو بوده است، اكنون شرايط مساعدي وجود دارد و با بهره گيري از فضاي باز سياسي مي توان بحث جدي در اين باره را در عميق ترين لايه هاي آن به پيش برد. واقعيت آن است كه سه شرط عمده براي امكان پذير شدن چنين مباحثي هيچ گاه در طول زماني مطلوب و متداوم، در تاريخ ما پديدار نشده و فقط در سال هاي اخير، با مساعي رئيس جمهور خاتمي و هشياري ملت ايران براي نخستين بار چنين فضاي ثمربخشي فراهم گرديده اين است سه شرط عبارتند از: - 1 پيدايي اراده عمومي و خودآگاه براي مشاركت ملي و تسري دموكراسي به مثابه بستر اصلي تحولات - 2 وجود رسانه هايي كه حداقل فضاي ممكن را به عنوان زمينه حائل ديالوگ و بحث انتقادي ميسر نمايند- 3 ظهور روشنفكران و متفكراني كه در درون جامعه و با بهره گيري از امكانات موجود تفكر اصلاحي و انديشه هاي انتقادي را استعلا بخشند. امروزه صيانت از اين فضاي ظريف و نوپا، دقيقا مترادف است با حفاظت از استوارترين و پوياترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران. انتخابات و تشريك مساعي در راستاي نظام سالم پارلماني، موجه ترين و مهمترين بخش مشاركت عظيم ملي است و لذا هر گروه و جرياني كه سلامت اين جريان را در جهت حفظ منافع محدوداقليت هاي صاحب منافع خدشه دار كند، خلاف منافع ملي و جريان رشد تاريخي ملت ايران گام برداشته است. از اين منظر، بي گمان نقش مجلس در جريان تحقق اراده ملت، از انتخاب رئيس قوه مجريه و ساير همه پرسي ها اهميت بيشتري دارد، چرا كه وزن اصلي نظارت، نقد و تمايلات عمومي، به عنوان امكانات آحاد ملت براي حفظ آزادي هاي قانوني و دفاع از منافع ملي و حصول جامعه مدني، از مجراي پارلمان منتخب ملت امكان پذير مي گردد. همه نهادهاي مرتبط با تصميم هاي مجلس - نظير شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت و.. نيز در راستاي همين خواستها و صيانت كامل از همه وجوه اين خواستها معنا و مشروعيت پيدا مي كنند. كانديداهاي مجلس و كليه جريانات سياسي فعال در رقابت انتخاباتي با اتخاذ چنين ديدگاهي مي توانند خود را شايسته وكالت اكثريت راي دهندگان بدانند و براي اعتلا به چنين موقعيتي، لاجرم بايد مدافع و مجري خواستهاي موكلان خود باشند. در جريان اين رقابت سرنوشت ساز سياسي، معنا و مفهوم اقليت و اكثريت در ابعاد زماني مختلف دائما مي تواند جابجا شود و نگراني برخي گروههاي سياسي صرفا ناشي از فقدان درك صحيح از جمهوريت و نظام پارلماني است. شايد هنوز گروهي قليل با چنين تفكراتي خود را تسكين داده و موقعيت هاي از دست رفته را در پرتو آن تحليل كنند، اما خودآگاهي عمومي و عميقي كه در سالهاي پس از انقلاب و با گذر از مصائب و مشكلات بي شمار فراهم آمده، ديگر حتي امكان طرح چنين ديدگاههاي نابخردانه و واپس مانده اي را نخواهد داد. مختصر آنكه پذيرش مباني دموكراسي و مردم سالاري - جمهوريت در مفهوم عميق و معاصر آن - حداقل نتيجه مثبتي كه براي همه گروهها و جريانات سياسي به بار مي آورد، پيدايش مباني نگرش واقع بينانه براي تحليل رخدادهاي سياسي و مسلح شدن به بهترين امكانات براي رقابت پارلماني است. ظهور گروهها و جريانهاي نوين در عرصه سياست، همراه با ظهور تفكرات و ديدگاههاي جديد، نماينده گوشه هايي از تحولات عميق تر اجتماعي و فرهنگي است و اين تحولات در روزگار ما به هيچ گروه و جرياني اجازه نمي دهد كه خود را مالك و ميراث دار امكانات عمومي و كرسي هاي حكومتي بداند. هر اقليت سياسي بايد بكوشد تا خواست ملت را به درستي دريابد و با تلاش در مسير آن اعتماد عمومي را جلب كند و سرانجام در رقابتي آزاد و برابر به سخنگوي اكثريت بدل شود. تجربه هاي اخير به ما مي آموزد كه تلاش هاي فراقانوني، حذف رقبا با استفاده از اعمال نفوذهاي جناحي، بهره گيري از امكانات دولتي و سرانجام جوسازي هاي شبه قانوني يا تشبث به شرعيات با تفسير يكسويه و مصادره به مطلوب آن نيز ديگر نمي تواند روند شتابناك و روبه تكامل مردمسالاري را در كشور ما متوقف اين سازد درس ها آنچنان روشن است كه ناديده انگاشتن آن را جز به جهل يا تجاهل نمي توان منتسب كرد. مسعود رضوي