Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781121-47301S1

Date of Document: 2000-02-10

ديروز در شعبه 1603 دادگاه جنايي راز قتلهاي مرموز برملا شد مقتوله - تمام زر ابراهيمي رحيم منجواني - متهم به قتل گروه حوادث: ديروز در شعبه 1603 به رياست قاضي رسول غنيمي مردي كه به سه فقره قتل، سرقت هاي مكرر و ايراد ضرب و جرح متهم بود، حاضر شد و به پرسش هاي قاضي پرونده پاسخ داد. در اين جلسه كه شاكيان متعدد اين پرونده حضور داشتند هركدام به طرح شكايت خود پرداختند. بنابر مفاد پرونده رحيم منجواني متهم است كه در 35 سال گذشته مرتكب چندين فقره قتل شده اما هيچ كدام تاكنون فاش نشده و متهم توانسته با فريب و نيرنگ از چنگ عدالت بگريزد. اين مرد قبلا دو بار به اتهام قتل دو زن دستگير شده اما هر بار اتهامات وارده را تكذيب و به علت ضعف دلايل اتهام يا ترس شاكيان موضوع مسكوت مانده است. در جريان آخرين اتهام، پسر يك زن سالمند كه در پي قاتل مادر خود مي گشت در راهرو اداره آگاهي متوجه حضور متهم مي شود، پس از پيگيري ماموران اداره آگاهي در منزل متهم برخي لوازم به سرقت رفته اين جوان كشف شد. براساس مفاد پرونده حسين فيوج يكي از شاكيان در مورد متهم مي گويد: در سال يك 73 شب از رحيم منجواني كه در منزلم بود درباره اختلافي كه دخترش با دامادش مهرداد داشت سئوالي كردم. او گفت: به موقع به حساب مهرداد مي رسم ولي من خيلي وقت است كه انتقامم را گرفته ام چرا كه مادربزرگ مهرداد را با اين شالي كه در گردنم مي بيني خفه كردم. روزي به بهانه بردن مرغ وارد منزلش شدم و او را خفه كردم. حسين مي گويد: من 3 سال با رحيم قطع رابطه كردم پس از گذشت 3 سال به خاطر ضعف مادي شبي به همراه باجناقم به منزلش رفتيم و باجناقم به بهانه اينكه مبلغ 2 ميليون تومان پول براي خودش مي خواهد به منجواني گفت كه اين مبلغ را براي او تهيه كند، او ابتدا گفت ندارم اما بعدا گفت حاضر است 2 ميليون تومان جهت سرمايه گذاري به صورت سودي به بدهد باجناقم گفتم بگير سود آن را خواهم پرداخت. منجواني كه تجربه زيادي داشت فهميد كه پول را براي من مي خواهد ولي به روي من فرداي نياورد آن روز به منزلش رفتيم باجناقم چك 2 ميليون تومان به عنوان ضمانت بدون تاريخ به او داد و قرار گذاشتيم كه مبلغ 2 ميليون را فردا بگيريم. وقتي صبح ساعت 8 به منزلش رفتيم او نبود همسرش مليحه عباس زاده، گفت كه مبلغ دويست تومان كم داشته و صبح زود بيرون رفته تا اين مبلغ را تهيه كند، غافل از اينكه او چك را تاريخ زده و به بانك ملت سعادت آباد مراجعه كرده است پس از اينكه ما از اين موضوع باخبر شديم تلفني علت كارش را پرسيديم او در پاسخ به دروغ گفت مگر ديشب مبلغ 2 ميليون تومان ندادم. همين مسئله باعث شد كه من منزل قسطي ام را بفروشم و پول را به حساب دادگستري واريز كنم تا در اين مدت بتوانم از راه قانوني پول را پس بگيرم. پس از آن تلفني به باجناقم گفتم مي خواهم ماجراي كشتن مادربزرگ مهرداد را برايت فاش كنم. او به من گفت مگر ماجراي قتل را براي تو هم تعريف كرده اينطور شد كه من به همراه باجناقم به دادگاه آمديم. حسين در باره آشنايي اش با يكي ديگر از شاكيان مي گويد: در راهروي دادگاه مسعود سعادت 40 ساله پسر مرحوم تمام زر ابراهيمي را ديدم وقتي با آقاي سعادت پسر خانم تمام زر ابراهيمي صحبت كرديم گفت: وقتي مادرم را به قتل رسانده اند 37 ضربه چاقو به سرش زده اند و مقداري وسايل منزلمان را برده اند از جمله 2 ميليون تومان پول. دلار و چك بانكي - يك دستگاه رسيور - لباس - خودكار و غيره، رسيور را شخصي در منزل منجواني با همان علائم خاص ديده بود كه شهادت او در پرونده مي باشد، اما رحيم گفت من او را از دست فروش خريدم اما خانمش برعكس آن را گفت، چون فرصتي براي هماهنگي اظهاراتشان ما نداشتند پس از پيگيري فهميديم رحيم پيراهني را به خواهرزنش هديه داده كه پيراهن خانم تمام زر ابراهيمي بود، ولي او گفت كه پيراهن را از مغازه اي در خيابان جمهوري خريدم، اما پس از شناسايي مغازه و آوردن صاحب مغازه معلوم شد كه دروغ مي گويد. بعدا ما فهميديم تنها كسي كه با مادر سعادت ( تمام زرابراهيمي ) ارتباط نزديك و رفت و آمد داشت زن رحيم، مليحه بوده كه قبل از قتل از ايشان درخواست مبلغ چهارصد هزار تومان قرض كرده بود و چند روز بعد كليد منزل خانم ابراهيمي گم شده بود و روز قتل نيز همسايه ها صداي زني را در پشت در شنيده بودند. ضمنا در همين احوال به سراغ همسايه هاي قبل رفتيم و ديديم در هر منزلي كه ايشان ساكن بوده منزل صاحبخانه مورد سرقت قرار گرفته و چند روز قبل كليد گم شده است. بنابراين تنها كسي كه مي توانسته راه را براي ورود رحيم به منازل مورد سرقت باز كند همسرش مليحه بود، حتي در بازرسي از منزل منجواني برگ خريد دلار مربوط به يكي از صاحبخانه ها پيدا شد كه همگي ضميمه پرونده است. به طوركلي همگي به رحيم مشكوك بودند ولي به خاطر ترس شكايتي نمي كردند و حالا يكي يكي مي آيند و شكايت مي كنند از جمله نصراللهي كه در سال 74 در باغش در كرج مورد ضرب و جرح قرار گرفت. وي در وصيت نامه اش قاتل خود را رحيم و همسرش معرفي كرده ولي از ترس قسم خورده بود كه شكايت سال نكند گذشته هنگامي كه براي چك به دادگاه مراجعه كرديم گفتند كه بايستي رضايت منجواني را جلب نماييد و پول چك را بدهيد، ما طبيعتا اعتراض كرديم اما بدون دادگاه تجديد نظر و بدون ابلاغ به ما گفتند كه پرونده گم شده و تاريخ اعتراض گذشته است. ما نيز مجبور شديم تمام پولش را بدهيم و 50 هزار تومان هم براي كشيدن چك بلامحل جريمه بدهيم و رحيم به هدف خود نائل آمد. آقاي سعادت درخصوص قتل مادرش گفت: پس از قتل مادرم اين خانواده تمام زحمات مراسم مادرم را به عهده داشتند و ما نيز از اين خانواده شرمنده بوديم ولي پس از گذشت چند روز به اين خانواده مشكوك شدم. در جلسه قبل دادگاه شاهداني شهادت داده بودند منجواني خواهرش را در سال 52 به قتل رسانده است در جلسه امروز دادگاه فرزندان مقتوله كه به دادگاه آمده بودند و اظهار كردند از طريق خاله اشان مطلع شده اند مادرشان توسط رحيم منجواني در شمال به قتل رسيده و آنها گفتند در آن زمان كوچك بوده و هر دو در پرورشگاه بزرگ شده اند و ادامه دادند كه از بچگي به ما گفتند كه مادرتان خفه شده و پدرمان نيز خودكشي كرده است و امروز به دادگاه آمديم و از منجواني شكايت داريم. در برابر تمامي اين اتهامات منجواني در دفاع از خود گفت كه تمامي اينها نقشه و توطئه حسين فيوج است.