Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781120-47294S11

Date of Document: 2000-02-09

جميله كديور: توسعه يافتگي نظام هاي سياسي را بايدبراساس ميزان تحمل مخالفان قانوني سنجيد گروه سياسي: توسعه يافتگي نظام هاي سياسي را بايد براساس ميزان تحمل مخالفان قانوني آن، ارزيابي كرد. جميله كديور در گفت وگويي با بيان مطلب بالا اظهار داشت، توسعه سياسي و فرهنگي را در كشورهاي مختلف با شاخص هاي چندي محاسبه از مي كنند جمله مهمترين شاخص هاي توسعه يافتگي يك كشور در ابعاد سياسي و فرهنگي فعاليت آزادانه نهادهاي مختلف جامعه مدني از جمله فعاليت احزاب، تشكلهاي صنفي و گروهها بدون مداخله دستگاههاي دولتي در فعاليت هاي آنهاست. وي افزود: از جمله شاخصهاي ديگر توسعه يافتگي سياسي و فرهنگي يك كشور وجود مطبوعات آزاد و متنوع است. به گونه اي كه گرايشهاي مختلف فكري سياسي جامعه بلندگوي خودرا براي طرح نظراتشان داشته باشند. از ديگر شاخصهاي توسعه يافتگي يك كشور حاكميت قانون بر كليه امور جامعه و مساوات همه شهروندان در قبال قانون سواي است شاخصهاي فوق، شايد بتوان گفت مهمترين ويژگي يك جامعه توسعه يافته پذيرش فرهنگ نقادي در درون حاكميت است. به گونه اي كه در درون خود فرهنگ پالايش مستمر داشته باشند. عضو سابق شوراي شهر تهران درباره خاستگاه احزاب سياسي در ايران گفت: احزاب در كشور ما به تناسب دوره هاي مختلف و شرايط خاص حاكم بر آن دوره ها جايگاه و نقش متفاوتي را ايفا به عبارتي كرده اند نقش و جايگاه احزاب در دوره مشروطه متفاوت از دوران رضا شاه يا محمدرضا و نقش احزاب در اين دوره متفاوت از دوران جمهوري اسلامي بوده است. ضمن آنكه در بعد از انقلاب نيز فعاليت و حيات احزاب روند يكساني را طي نكرده است. جميله كديور در اين باره افزود: نكته اي كه در رابطه با وضعيت احزاب و فعاليت حزبي در كشور ما وجود داشته و در حقيقت از جمله عوامل جانيافتادن احزاب و فعاليتهاي حزبي در جامعه ماست، وجود شكاف و فاصله قابل توجه ميان خاستگاههاي توده مردم از يك سو و خواصي كه دست به تاسيس احزاب مي زنند، از سوي ديگر است. به عبارتي احزاب هيچگاه نتوانسته اند بازگوكننده خواستهاي مردم و نماينده ديدگاههاي آنها براي ارائه به حكومت باشند. از طرف ديگر به دليل فرهنگ فرد محوري، يا گرايش به فعاليتهاي جمع محور در كشور ما كم است و يا اگر چنين فعاليتهايي نيز شكل بگيرد، در فاصله اي كوتاه دچار اختلاف و انشعاب مي شوند. نمونه بارز اين وضعيت در احزاب گذشته و فعلي كشورمان به وفور مشهود است. اين مشكل نه فقط در احزاب بلكه در فعاليتهاي روزمره ما نيز بعينه مشهود است. از طرف ديگر بدبيني تاريخي نسبت به فعاليت احزاب در كشورمان با توجه به سابقه اي كه در اذهان گذاشته اند كه بعضا يا وابسته به خارج بودند و يا اگر هم وابستگي نداشتند، به دليل عدم شناخت صحيح الفباي حزبي خود عامل تفرقه و تشتت محسوب مي شدند، از جمله عوامل ديگري است كه نگرش مردم ما را نسبت به نقش احزاب طي سنوات اخير ساخته است. از طرف ديگر به دليل وجود دولتهاي مقتدر، زمينه براي فعاليت و حضور احزاب در جامعه ما كمتر وجود داشته است. بعلاوه در اينكه آيا بر تشكل موجود در جامعه بتوان نام حزب گذاشت، جاي ترديد است احزاب مستلزم داشتن اساسنامه، مرامنامه و برنامه مشخص درازمدت و كوتاه مدت، مرزبنديهاي روشن و دقيق با گروهها و احزاب ديگر و... هستند در حالي كه گروههاي فعال موجود در كشور ما نوعا فاقد اين ويژگيهايند. بعضا شامل افراد غير هم فكر در پوشش حزب هستند، از طرفي افرادي در گروههاي مختلف سياسي با هم دلبستگي ها و همبستگي هاي فكري بيشتري دارند تا افرادي كه درون يك گروه فعالند. برخي افراد در چند شكل و گروه سياسي حضور جدي و فعال دارند... اين عوامل باعث مي شود كه نقش احزاب را نتوان در كشورمان چندان روشن ترسيم نمود. عضو هيات علمي دانشگاه الزهرا تحولات فرهنگي ايران پس از دوم خرداد را اينگونه ارزيابي كرد: بدون ترديد مهمترين مميزه تحولات بعد از دوم خرداد با قبل از آن را بايد در چارچوب تحولات فرهنگي خصوصا در زمينه شكل گيري مطبوعات جديد مورد بررسي قرار داد. به عبارتي تنوع و تكثر مطبوعات (در قالب نشريات يوميه، هفتگي، ماهانه، فصلنامه اعم از تخصصي و غيرتخصصي ) كه هم در بعد كمي و هم در بعد كيفي پديد آمده، از جهات مختلف قابل توجه است. هم به لحاظ پديدآوردن فضاي اعتماد نسبت به مطبوعات و جايگزين شدن آنها به جاي صدا و سيما و رسانه هاي خارجي، هم به لحاظ جايگاه جديدي كه مطبوعات و اهالي مطبوعات در جامعه ما پيدا كردند و شانيت و هويت جديدي كه يافتند، هم به لحاظ ايفاي نقش اساسي نظارتي شان به ويژه در جريان افشاي قتلهاي زنجيره اي، هم به لحاظ پديد آوردن فضاي پرسش گري و نقادي در جامعه نقش و حضور مطبوعات موءثر بوده است. تنوع مطبوعات بعد از دوم خرداد بر عرصه هاي ديگر نيز موءثر واقع شده و آثار مثبتي در زمينه هاي مختلف پديد آورده است. البته تحولات فرهنگي پس از دوم خرداد تنها محدود به عرصه مطبوعات نمي شود، در زمينه كتاب نيز شاهد نشر كتب متنوع در طي دو سال و نيم گذشته بوده ايم. هرچند كه تنوع مطبوعات و گرايش عمومي نسبت به مطالعه مطبوعات تاحدودي براي عرصه نشر كتاب مخاطره آميز بود، ولي در يك كلام مي توان گفت كه از دوم خرداد به اين سو گرايش به فرهنگ مكتوب در كشور نسبت به گذشته بيشتر شده است. مهمترين جنبه تحولات فرهنگي بعد از دوم خرداد به نظر من روحيه نقادي از درون است كه اين فضا مي تواند به پالايش فضاي سياسي و اجتماعي كشور كمك زيادي كند. البته در مقابل فضاي مساعد فرهنگي كه بعد از دوم خرداد پديد آمده، مقاومتي هم توسط مخالفين اين فضا شكل گرفته كه قابل توجه است.