Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781120-47287S1

Date of Document: 2000-02-09

گفتمان و شبكه هاي رايانه اي اشاره: شايد 20 سال قبل كه شبكه كامپيوتري آرپانت با اهدافي كاملا نظامي در آمريكا شكل گرفت هرگز تصور نمي شد كه شبكه هاي كامپيوتري در جهان به اين حد از گستردگي و كاربرد برسند، و اينترنت به پلي ارتباطي بين تمام انسانها در نقاط مختلف جهان تبديل گردد. همگام با شكل گيري شبكه هاي كامپيوتري در جهان از 10 سال قبل به تدريج چنين شبكه هايي در سطح كشور شكل گرفتند و با ازدياد كاربران كامپيوترهاي شخصي اين شبكه ها به پلي ارتباطي بين قشر خاصي از جامعه كه اغلب تحصيلات دانشگاهي داشتند تبديل اما گرديد در دو سال اخير اين رشد هم به جهت كمي (تعداد كاربران و تعداد شبكه ها ) و هم به جهت كيفي (ارتباط با شبكه جهاني ) از افزايش بيشتري برخوردار گرديد و اين امر حتي دانش آموزان را نيز در جرگه استفاده كنندگان از شبكه هاي كامپيوتري قرار داده است. مقاله حاضر نگاهي است به كاركردهاي اجتماعي اين شبكه ها و تاثيرات اجتماعي آن. در فاصله زماني تضييق فضاي مطبوعاتي كشور (از تابستان تا زمستان ) 1377 كه با تعطيلي و ارعاب چند نشريه پرتيراژ آغاز گشت و با افتتاح چند روزنامه رو به بهبود نهاد، يكي از مكانيسمهاي اطلاع رساني و ارتباط براي اولين بار به صورتي نامرئي و كم وسعت ولي مستحكم، قدرت خود را نماياند. شبكه هاي كامپيوتري داخلي با ارتباطاتي كه بصورت چند جانبه با شبكه اينترنت داشتند، براي اولين بار موجبات نگراني مروجان تهديد آزادي بيان را فراهم آوردند و اندك اندك بحث براي قوانين محدود كننده اين سيستمها برروي رسانه ها و اخبار قوت گرفت. بخصوص اينكه سرنگوني ژنرال سوهارتو در اندونزي بوسيله حركت اطلاع رساني دانشجويي اهميت اين قسمت از مكانيسمهاي ارتباطي را جدي تر كرده بود. گرچه با بازگشت فضاي سالم مطبوعاتي در كشور و در سطح جامعه از اهميت مقطعي اين رسانه كاسته شد، ولي بي شك شبكه ها همچنان به سرعت و با قدرت در حركتند تا عرصه هاي اطلاع رساني را هرچه بيشتر گسترش دهند و از همه مهمتر فضاي باز و سالمي را جهت گفتمان و رشد استعدادهايي كه در عرصه جامعه توان بروز ندارند فراهم آورند. آنچه بيشتر در اينجا مدنظر ماست حيطه اي است كه اين شبكه هاي اطلاع رساني به جهت گفتمان براي جامعه در حال رشد ما فراهم مي آورند و عوارضي كه براين امر ممكن است واقع شود. براي بررسي صحيح تر اين مطلب بهتر است كه ابتدا به وجوه تمايز اين شبكه ها با اينترنت بپردازيم و كاربرد هر كدام را به جهت گفتمان بيشتر روشن سازيم. اينترنت به جهت گستردگي و تنوع در كاربرد و عرصه ها مانند جهاني درون جهان كنوني ما رخنه كرده و در عرصه هاي مختلف تجارت، فن آوري، پزشكي و علوم، درياهايي نوين به جهت داد و ستد اطلاعات گشوده است. عرصه هايي كه اينترنت درون خود نمو داده است گاه كنترل و تدبيركننده جهان خارجند (مانند عرصه هاي تجاري ) و گاه نمايش دهنده آن (مانند حوزه هاي علوم و تكنولوژي ) و در همه اين حوزه ها فارغ از پديده اطلاع رساني، امكان گفت وشنود فراهم است و اين گفت وشنود با مكانيسمهاي خاص خود (بصورت نامه نگاريها و يا گفتگو ) حول محور مسائل مورد توجه طرفين، سطحي از ارتباط را در بين افراد ايجاد مي كند كه تا حال براي نوع بشر بي سابقه بوده است. طريقه اين گفت وشنود از يكسو و حجم كلان آن از سوي ديگر از عوامل متمايز كننده اين پديده سالهاي آخر قرن هستند. درباره مكانيسمهاي اين ارتباط و عوارض آن سالهاست (حتي قبل از رشد و نمو آن بصورت فعلي ) تئوريها و سخنان بسيار رفته و تحليل جامعه اي كه براساس اين نوع از ارتباط فراگير و تنگاتنگ تشكيل شده وجهه همت جامعه شناسان قرار گرفته است. ليكن آنچه ما در جامعه خود شاهد آن هستيم از جهاتي قابل قياس با جلوه هاي جهاني اين پديده نيست و مشكلاتي كه جامعه ما با آن دست به گريبان است از يكسو و فرهنگ حاكم بر جامعه از سوي ديگر سمت و سوي اين تغييرات را عوض خواهد اين كرد همان بحثي است كه بررسي شبكه هاي BBS داخلي را به جهت كاركرد از اينترنت متمايز مي نمايد و تاثيرات آنرا برروي جامعه (لااقل اقشار تحصيل كرده آن ) در درازمدت از جهت بررسي عملي تر مي سازد. انسانهايي كه در پشت رايانه هاشان از طريق شبكه جهاني با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند داراي گستردگي بسيار زيادي هستند، در صورتي كه ما در شبكه هاي داخلي به محدوده نسبتا كوچكي از جامعه برخورد مي كنيم كه عموما قشر تحصيلكرده و متوسط يا مرفه جامعه را تشكيل مي دهند. از مشخصه هاي ديگر اين كاربران، جوان بودن آنهاست كه همين امر آنها را در خط پيشرفت تكنولوژي قرارداده و به آنها وقت لازم جهت درگير شدن با اين مكانيسمهاي جديد ارتباط را اعطا كرده است. پس ما مجموعه كاربران شبكه هاي كامپيوتري داخلي را مجموعه اي همگن تر مي يابيم كه به اين لحاظ امكان دادو ستد فرهنگي در ميان اين عده - به واسطه برخورداريشان از فرهنگي مشترك - كمتر است. ليكن از سويي كاركرد اطلاع رساني و تبادلات روحي يا اخلاقي در اين عده رو به فزوني است. در حقيقت اين شبكه ها محل تبادل خرده فرهنگهاي موجود در جامعه تلقي مي شوند و با توجه به ارتباط برخي از كاربران با شبكه جهاني، تاثيرات اين شبكه به شكلي ضعيفتر و قابل قبول تر در درون شبكه هاي داخلي نفوذ مي نمايد و اگر اين روند همچنان ادامه يابد ما شاهد تشكيل خرده فرهنگي در زير مجموعه فرهنگ مادر خود هستيم كه از پيوند فرهنگ شبكه جهاني و فرهنگ جامعه ما در قالب تكنولوژي جديد حاصل گشته است و آنرا مي توان فرهنگ كاربران شبكه هاي رايانه اي داخلي ناميد، كه البته به لحاظ پيچيدگيهاي آن بي شك غامض تر از فرهنگ دانشجويان كشور و يا فرهنگ دانش آموزان است. آنچه بيش از پيش مي تواند به اين فرهنگ شكل دهد و آنرا داراي رشد و هدفمندي كند گفت وشنودي است كه اعضا مي توانند با يكديگر داشته باشند وحول مسائل مورد علاقه خود، نظرات يكديگر را جويا شوند و بي پرده ابهامات و سوءالات خود را رودررو نهند و منتظر جواب از ديگران باشند. اين پديده با توجه به ساختار خاص جامعه ما از لحاظ مذهبي و فرهنگي موجب بروز مسائلي مي گردد كه شايد در كشورهاي ديگر مورد توجه نباشد. جامعه اي با فرهنگ ديني كه تحت ساختار يك حكومت ديني روزگار مي گذراند، بواسطه اين گفتمان از دوسو مي تواند مورد نقد و يا تغيير قرار گيرد. اول به جهت اعتقادي و سپس - در حد يك عارضه - به جهت اخلاقي، كه هر دو اين فاكتورها از جمله مسائلي است كه جامعه ديني ما را به خود مشغول داشته است و هنوز هم چالشهايي در سطح جامعه برسر اين مسائل جاري است. آنچه ما در اينجا درپي آنيم كاركردهاي اعتقادي اين نوع از گفتمان در بين قشري از جامعه است و عوارض اخلاقي آنرا به فرصتي ديگر موكول مي كنيم تا بتوانيم بصورتي جامع تر هر دو آنها را مدنظر قرار دهيم. شبكه هاي داخلي هم به جهت برخورداري از ساختار انجمنهاي عمومي يا تخصصي گوناگون كه در قالب آنها كاربران مي توانند بوسيله نامه با يكديگر ارتباط برقرار كنند و هم به طريق گفت وگوهاي دو يا چند نفره، امكان طرح سوءال و پي جويي جواب را دارند و مي توانند نظرات خود را در مورد مسائل مختلف به نظر ديگران برسانند. اين نظرات مي تواند سياسي و يا ديني باشد، كه با توجه به بستگي اين دو عنصر در نظام ما هر دو آنها در هم مداخله خواهند داشت. به اين مفهوم كه سوءالي سياسي ممكن است ريشه در اعتقادي ديني داشته باشد و اين امر در شرايط فعلي اين دو حوزه را به هم نزديكتر گردانده اين است پديده اي است كه در تمام رسانه هاي داخلي مشاهده مي شود، با اين تفاوت كه اين سيستمها (مطبوعات يا راديو و تلويزيون ) جامعه را به مثابه چشم وگوش (تغذيه شونده ) مورد توجه قرار مي دهند، ليكن اين شبكه ها بي هيچ واسطه اي از كاربران (تغذيه شوندگان ) خود تغذيه مي كنند، و به تعبيري هم گوشند و هم زبان و تنها به واسطه ساختار انجمنهاي خود در برخي اوقات اين نظرات را دسته بندي مي كنند تا به دست مخاطب خود برسد و موجبات آزار غير مخاطبان را (به واسطه ازدياد و تنوع مطالب ) فراهم نياورد. در چنين حالتي ما هيچگونه نظارت پيشيني بر متكلمان و مخاطبان نخواهيم داشت و عرصه اي براي گفت وشنود فراهم خواهد شد تا جوانان مكنونات خود را به بيرون منتقل كنند و بدنبال جواب براي سوءالات بي پاسخ خود باشند، و اگر سخن حقي در نظر دارند منتظر قبول آن توسط سايرين باشند و يا لااقل همدردي ديگران را در مورد مسائلي كه برايشان لاينحل باقي مانده درك كنند. شايد اين آزادي بيان و گفت وگو دل برخي از دين مداران را به لرزه درآورد و اين انديشه را بر آنها مستولي گرداند كه به زودي اين شبكه جايگاهي براي فتنه واخلال در مسائل اعتقادي خواهد بود. ابتدايي ترين چيزي كه مي توان در اين رابطه (و نه لزوما در جواب اين خوف ) بيان داشت ناگزير بودن اين نوع از ارتباط بي واسطه و بي كنترل صريح در جهان جديد است. ليكن براي شرح بيشتر و برطرف كردن اين خوف، ملزم به بيان تجربه اي عيني كه نگارنده شاهد آن بوده در اين رابطه مي گرديم. در برخوردي كه بين تعداد زيادي از اعضاي يكي از شبكه هاي كامپيوتري داخلي در كوهستان و نيروهاي بسيج روي داد ( ) 1 و منجر به انتقال اين افراد (جواناني در حدود 17 تا 25 سال ) به پايگاه بسيج و گفت وگو باآنها شد. در انتها ضابطين با اين نتيجه روبه رو شدند كه بهترين راه براي گفت وشنود با اين جوانان كه همه به نوعي يكديگر را مي شناسند و به آراء و عقايد يكديگر احترام مي گذارند، گرفتن يك كد كاربري (ID user)( ) 2 و وارد شدن به اين شبكه است. شايد اين امر را بتوان مولود كشف نويني ديد كه اين افراد به واسطه برخورد با منطق مشترك موجود در بين افراد شبكه به دست آوردند. منطقي كه خود آنها نيز مي توانستند از طريق آن به ارائه پيامهاي خود بپردازند و آن را مقبول تر به گردانند عبارت ديگر اين نوع از گفتمان براي كساني كه امكان آن را داشتند و به آن عادت كرده بودند بهترين راه براي بيان و القاء عقايد (يا فرايندي كه به آن ارشاد مي گوييم ) است. پس به جاي هراسيدن و گريز يا محدود كردن اين راه، به داخل ميدان رفتن و گفتن و شنودن به گونه اي برابر و متواضعانه قطعا راهكاري مناسبتر براي ارشاد - بخصوص در ميان جواناني تحصيلكرده و پا گذارده به قرن - 21 است. در حقيقت اين عرصه نو جايگاهي است براي حرفهاي گفتني و هر كه حرف گفتني داشته باشد، گوشهاي دنياي جديد و زبانهاي آن از اين طريق مي توانند او را دريابند، نقد كنند و بپذيرند، و بي شك اگر ما اعتقادات و معارف ديني را سخناني گفتني بدانيم، بيشترين سود را از اين نوع ارتباط از آن دين خواهيم دانست. نگاهي كه بسياري از روشنفكران ما به دين دارند مبتني است بر نگاه به دين به عنوان پديده اي خالي از نقص، زيبا و گفتني. اين همان نگاهي است كه بررسي زندگاني پيامبر ( ص ) و چگونگي تبليغ او مبيين آن كلامي است كه پنبه ها را از گوشها به بيرون مي افكند و انسانها را تشويق به شنيدن، سوءال و دانستن مي كند. اين همان نگاه به دين است كه حتي دانش آموزان نيز با خواندن روايت آن اعرابي (كه به مكه آمده بود و كفار به او براي مقابله با پيامبر پنبه پيشكش كردند تا در گوشهايش بگذارد ) در كتاب درسي خود با آن آشنا مي شوند. پس اگر ما همانطور كه در اول برآن تاكيد رفت گردن نهادن به گسترش ارتباطات را امري ناگزير ندانيم، لااقل با نگاه به دين به عنوان پديده اي كه گوشهاي بسياري مترصد دريافت آن است، بايستي بر گسترش اين نوع از ارتباط بكوشيم. تنها كساني نخواهند توانست اين نوع از نزديكي و گفت وشنود را برتابند كه حرفهاي نگفتني بسيار حرفهايي دارند كه در قالب چهره ها و اقتدارات شكل مي گيرد و از وراي يك كد كاربري (ID user)بي هويتي نمي تواند به خودي خود محلي از اعراب داشته باشد. اگر حرفي از اين طريق و در بين عده اي از جامعه قابل گفتن نيست پس اين حرف اساسا نگفتني است و تنها كساني با اين نوع از گفتمان مخالفند كه مملو از حرفهاي نگفتني اند، حرفهاي گفتني حرفهايي اند كه وجود مستقلشان را حفظ مي كنند و با خود و از هر طريق كه جهان اجازه دهد، نشر مي دهند. حرفهاي گفتني هيچگاه منتظر رسانه نمي شوند، اين رسانه ها هستند كه به اميد وجود حرفهاي گفتني (شايسته گفتن ) نوع به نوع مي شوند و پيشرفت مي كنند. حرفهاي گفتني جاودانه اند و نزد همه مردمان، و از طريق گفت وشنود كشف جهان مي شوند جديد تنها امكاني كه ايجاد نموده طريق جديد براي بهتر دريافتن اين حرفهاست طريقه اي كه در آن منطق نقش اول را داراست. به اين مفهوم كه از وراي شبكه ها آنچه با مخاطب سخن مي گويد برهنه است و به زيور اشخاص و الحان مزين نشده. كلام است كه بايد راه خود را باز كند و تنها كلام است كه مي تواند راه كلام را ببندد. اگر كمال وجودي زبان ما گفتن حق باشد، قطعا كمال وجودي شبكه ها نيز رساندن آن است و بي شك نمي توان از ترس نرسيدن به اين كمال هيچكدام ازآنها را قطع نمود. علي رضا رزازي فر پاورقي - 1 تعدادي از كاربران يكي از شبكه هاي كامپيوتري كه يكديگر را تنها از طريق نامه هاي الكترونيكي و گفت وگوهاي شبكه كامپيوتري مي شناختند براي آشنايي بيشتر با يكديگر، برنامه كوهنوردي دسته جمعي ترتيب داده بودند. از سوي ديگر نيروهاي بسيج كه به واسطه خبر پخش شبنامه در كوهستان به حالت آماده باش و مراقبت بودند به تعداد زياد جوانان شركت كننده در اين اردو مشكوك شده و آنها را براي دستيابي به اطلاعات بيشتر به پايگاه خود منتقل نمودند. ضابطين بسيج پس از گفتگوي نسبتا طولاني براي دستيابي به ارتباط بين جوانان شركت كننده در اين برنامه در انتها به نوعي تفاهم و درك متقابل از هم دست يافتند، كه اين امر را شايد بتوان حاصل كاركرد شبكه ها در امر رساندن عقايد مختلف و گفتمان منطقي دانست. -user 2 ID كدي است كه هر كاربر شبكه براي ورود مجاز به شبكه داراست. كد هر كاربر اختصاصي است و به اين وسيله از ساير كاربران متمايز مي شود. اين كد كاملا اختياري است و مي تواند مبين هيچكدام از خصوصيات كاربر اعم از مرد و زن بودن، سن و سال و تحصيلات نباشد.